در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | بابک پرهام درباره نمایش موش‌ها و آدم‌ها: ( این یادداشت برای روزنامه‌ای آماده شده بود که متاسفانه در زمان مناسب
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:59:15
( این یادداشت برای روزنامه‌ای آماده شده بود که متاسفانه در زمان مناسب چاپ نشد،یادداشت را بانویسی نکردم ، چون به اندازه کافی دیر شده است،عذرخواهی می‌کنم اگر مناسب این فضا نیست)
بازنمایی انسان در دوران گذار
نمایش موش‌ها و آدمها این روزها در سالن حافظ در حال اجرا است ، این نمایش با اقتباس از رمان موش‌ها و آدمها نوشته جان اشتاین بک توسط مهدی رضایی بازنویسی و کارگردانی شده است.
مهدی رضایی در بازنویسی علی‌رغم ترجمه‌های متعددی که از این رمان وجود دارد توانسته است به زبانی دست بیابد که برای مخاطب ایرانی دلچسب و باورپذیر است و این به عنوان اولین گام در این نمایش قابل تحسین است که متاسفانه نه تنها در ترجمه آثار داستانی که در ترجمه آثار دراماتیک هم اکثر مترجمان تلاشی برای رسیدن به یک زبان باورپذیر نمی‌کنند. در نگاه بعدی موضوع طراحی صحنه و لباس است، صبا صبحی به عنوان طراح صحنه بدون اضافه کاری توانسته است دکوری را خلق کند که مخاطب تمام آنچه از دهه ۳۰ آمریکا در ذهن دارد باز تولید شود و کاملا یک مزرعه دهه سی آمریکایی در چشم مخاطب بنشیند، دکور نه پر طمطراق است و نه مینیمال، چیزی است در آن میانه که هم حق مطلب را ادا می‌کند و هم فضایی برای تخیل مخاطب باقی می‌گذارد. مهدی رضایی در مقام نویسنده توانسته است با برش‌های مناسب از رمان داستان را بدون کاستی ارائه کند و این در حالی است که رمان‌های جان اشتاین‌بک به دلیل گره‌‌گذاری‌های خاص این نویسنده و هم مسلکانش نه در مدیوم سینما و نه در مدیوم تأتر موفق نبوده‌اند، اما نمایش مهدی رضایی در یک ساعت‌ونیم توانست داستانی با جزئیات لازم و وفادار به متن داستانش را بازنمایی کند.
در ... دیدن ادامه ›› مرحله کارگردانی باز هم مهدی رضایی موفق بوده است، نمایشی با ریتم مناسب، استفاده از لحظات طلایی برای همراه نگه داشتن مخاطب که با توجه به متن و جای رخداد در پایان نمایش بسیار هوشمندانه بوده است، استفاده درست از فضای نمایش و صحنه که چشم تماشاگر خسته نشود و بازی‌گردانی قابل قبول در این نمایش سبب می‌شود نمره بالایی در کارگردانی کسب کند.
بازیگری اما چالش اصلی این نمایش است، علی باقری به عنوان بازیگری با تجربه توانسته بود بازی درست و کاملی از خود نشان دهد که به جز این هم انتظاری نمی‌رفت، شناخت درست شخصیت و خلق آن با تمام ریزه کاری‌هایش توسط او وزنه را از روی دو بازیگر دیگر یعنی مهدی رضایی و میلاد فرج‌زاده برداشته بود. مهدی رضایی در بازیگری هم توانسته است نقشی به یاد ماندنی و استوار روی صحنه این نمایش خلق کند.ترکیبی از یک شخصیت پیچیده و در عین حال ساده، ترکیبی عجیب ولی باور پذیر، دور شدن از آنچه در اجرای نمایش‌های خارجی متداول شده است، یعنی بازی اگزجره و به اصطلاح بیرونی که میراث تله‌ تأترهای دهه هفتاد صدا و سیما است. اما بازیگر اصلی که درام اصلی حول محور او می‌چرخد، بازیگر نقش لنی اسمال، میلاد فرج‌زاده، فرج‌زاده توانسته است شخصیتی کامل را خلق کند، خلق شخصیت معصوم ، با توجه به اینکه دارای معلولیت ذهنی است خیلی ساده به سمت تیپ می‌رود، شخصیتی که پیش از این در نمایش‌های زیادی دیده‌ایم و متاسفانه کمتر توانسته‌اند از تیپ‌سازی فرار کنند و شخصیتی تمام عیار بسازند، میلاد فرج‌زاده در این نمایش نشان داده است که بازیگری مؤلف است و می‌تواند از پس شخصیت‌هایی پیچیده و دراماتیک بربیاید.تمام بار طنز نمایش و هر دو رخداد هولناک بر دوش این نقش بوده است که بازیگر موفق شده است آن را اجرا کند. بازیگر درخشان دیگر این نمایش خشایار قائد رحمتی است، علی رغم نقش کوتاه در نمایش او توانسته بود شخصیتی را بسازد که ریتم صحنه را با آن کنترل کند، در صحنه اصطبل که شاید بهترین صحنه این نمایش بوده باشد، میلاد فرج‌زاده و خشایار قائد رحمتی به همراه مهدی رضایی از یک صحنه که پیش‌بینی می‌شد از ریتم خارج شود و به اصطلاح ریتم بیفتد با بازی تکنیکی درخشان‌ترین صحنه را خلق کردند.
بقیه بازیگران در اندازه متوسط بودند ولی انتظار از حمید رشید بیش از این می‌بود، رشید با توجه به اینکه بازیگر توانایی است اما در این اجرا نتوانسته است آنچه باید را اجرایی کند، بدیهی است هر بازیگری در کنار یک شخصیت معصوم کمتر دیده می‌شود، مانند بازیگری در کنار یک عروسک است، همیشه شخصیت معصوم توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند و بازیگر مقابل باید فضای کافی برای چنین شخصیتی را ایجاد کند، متاسفانه حمید رشید با تلاش برای نشان دادن بیشتر نقش جرج در برابر لنی گاهی از آن بازی تکنیکی دور می‌شود ولی در مقابل در صحنه‌ای که لنی حضور ندارد ، انگار باری از دوش جرج برداشته شده است و ما همان بازی درست حمید رشید را می بینیم.
در جمع بندی باید بگویم که نمایش موش‌ها و آدمها، نمایشی موفق، تمرین شده و قابل اهمیت است، تأتر موش‌ها و آدمها بازسازی هنری یک اثر تاریخ مصرف گذشته نیست، نمایشی است که به موضوع روابط بین‌فردی و انسانیت در جامعه در حال گذار از فئودالیسم به جامعه صنعتی می‌پردازد.