۴ دقیقه پیش
امان یکی از اعجاب انگیز ترین مونولوگهای این روزهای تئاتر ماست...عباس جمالی پنج پارت درخشان نوشته است که مجتبی جدی آن ها را به درست ترین شکل ممکن کارگردانی کرده است...هیچ بازی ایی زیاده نیست، همه بازیگران در خدمت اثر هستند که این خود خبر از موفقیت کارگردان در هدایت بازیگر میدهد...عجیب ترین قسمتی که در آن باید به عباس جمالی در مقام نویسنده تبریک گفت این است که به اینکه با خرده روایت طرف هستیم اما ابدا با خرده آدم مواجه نمیشویم و همه کاراکترها آن نقاط آکسان گذاری شده خود را به نحوی صحیح ارائه میدهند که از مقام شخصیت پایین تر نمیآیند که به تیپ های بی سر و ته تبدیل شوند...در این مورد هم مجتبی جدی در مقام کارگردان با جزئیات پردازی درست در طراحی فضا و هدایت بازیگر، اهمیت این مزیت را چند برابر میکند...امان تئاتر اتمسفر است و آن را از دست ندهید...دیدن تئاتر هایی مثل امان که بدون فریب مخاطب دارای صداقتی مثال زدنی هستند، ما را بیشتر با خود و اعمالامان مواجه میکند و اهمیت ری اکت بودن هنر را دو چندان میکنند...و در نهایت باز هم باید به ارائه بی نقص بازیگران اشاره کرد...چرا که دیدن چنین ارائههایی از نقش در تئاتر امروز ما، بیشتر شبیه به گشتن دنبال سنگهای قیمتی و درخشان زیر تپه ای از سنگ ریزههای بی ارزش است
۱۸ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۱۶
جدای از بازیهای درجه یک و بالاتر از سطح خیلی از تئاترهای روی صحنه، وقتی شب دوازدهم رو میبینی، قبل از هرچیزی مطمئنی که کارگردان به ذره ذره ی جزئیات فکر کرده...بی تردید میگم این نمایش یکی از با کیفیت ترین آثار این چند وقته تئاتر ایرانه و مخاطب باید آب دستشه بذاره زمین و بره نگاهش کنه...موسیقی، طراحی ها و همه چیز درجه یکه و فراتر از انتظارات ات خواهی دید...اما جدای از همه ی اینها نکته ای هست که گفتناش خیلی مهمه از نظر خودم...دیشب من تئاتری دیدم که مخاطب عام اش بعد از اجرا تو کوچه پس کوچه های اطراف سالن موقع رفتن به خونه داشتن با سرخوشی ازش حرف میزدن و لحظات اش رو مرور میکردن...این بزرگترین دستاورد هر اجرایی میتونه باشه و این فوقالعاده است
۱۲ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۲۳
اگر میخواین ۵ تا جوکر واقعی روی صحنه ببینین، سریعا برید ادیپ در والهالا رو ببینید...کار شهاب نظام دوست و امین سیمیار به شدت دیدنیه و در پوشش طنز اتفاقا حرف های بسیار گنده ای داره میزنه که ترجیح میدم تو این نوشته اسپویل نشه و توسط مخاطبی که این نوشته رو میخونه کشف بشه... این اثر میتونه مثل آثار گذشته ای که از امروز روز وضعیت ما درخشان تره، حالا حالا ها اجرا بره و واقعا مخاطب رو از ته دل بخندونه..راحت بگم خیلی وقت بود ندیده بودم با ترس و وحشت اینقدر قشنگ شوخی بشه...دم کل گروه اجرایی گرم