-...سرطان مثل دونه های انار تو بدنم پخش شده...
رنگ انار روایت زندگی های یخ زدهی انسان هاست. شما رو به سردترین و دورترین نقاط شوروی سابق میبره تا توقف زمان رو حسابی حس کنید. محبوس بودن در زندان هایی که حتی خارج از فضای فیزیکی زندان هم شما رو رها نمیکنن. در عین حال در همون خفگی و تیرگی هنوز برق امید و شور زندگی در چشم های آدم ها پدیدار میشه.
در آثار بهنام ترابی همیشه زنانگی جلوه میکنه و این امضای کارهاشه که خیلی به چشم میاد. استفاده از نور یخی واقعا هوشمندانه بود و فضای سرد و منجمد و کندی زمان رو به خوبی نشون میداد. بازی سه کاراکتر سرطانی فوق العاده بود مخصوصا که دوتاشون در دو نقش بازی می کردن. نقش دکتر رو هم دوست داشتم که به نوعی نمایندهی حل شدگی و فراموش شدگی انسان در سیستم های تمامیت خواه و ایدئولوژیک بود. گریم ها بسیار مفصل و با جزئیات بود و در نهایت اتاق فرمان که به بهترین نحو نور و موسیقی رو مدیریت میکرد که برای یه کار ۲۱۰ دقیقهای کار سنگینیه. خداقوت میگم به کل تیم.