من اصولا با هالیوود و فیلم و سریالهای جدیدترش مشکلدارم، چون هم بشدت جهتدار هستند و هم اکثرا با ایده خوب آغاز اما با آب بستن به خیک برای کشدار شدن به پایان میرسند، مثال: شیم لس چند فصل شاهکار داشت اما از میانه در سکس و مواد و کثافت غرق شد، یا واکینگ دد شاهکاری از خالق رستگاری در شائوشنگ که مدتها بینقص و تماماً با احترام به شعور بیننده پیش رفت و ناگهان در حد سریالهای پلیسی دهه هفتاد تلوزیون ایران افت کرد و به فنا رفت! تا دلتون بخواد مثال دارم اما گاهی بینشون یکی مثل شش فوت زیر زمین هم در میره و حس احترام به مخاطب با ترکیب فلسفه شناخت انسان همراه میشه، خلاصه اینکه تا برق هست و به عصر حجر نرفتیم دیدنش خالی از لطف نیست
پ ن: مینی سریالهای هالیوودی بنظرم اکثرا خوب درمیان چون قصه آب و خیک کنکله و بیشتر میشه به آغاز و پایان هماهنگشون دل خوش کرد