در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | کیمیا بهیار درباره نمایش بیست و چهار: اجرای فرم از نظر تناسب پیچیدگی هنری و انتقال پیام کیفیتش واقعاً خوب بو
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:03:18
اجرای فرم از نظر تناسب پیچیدگی هنری و انتقال پیام کیفیتش واقعاً خوب بود؛ اما تو لحظاتی که حرکات بداهه پیش می‌رفت حس ‌کردم توجه به حفظ وزن قابی ... دیدن ادامه ›› که دیده می‌شد و تسلط به لحظه‌ی پایان موسیقی، تو بعضی از بازیگر‌ها کافی نبود.
جزییات اجرا بعضی جاها به نظرم خیلی خوب بود؛ مثلاً موقعی که نویسنده روی میز بود و لب‌هاش گاهی با دیالوگ‌های کاراکتراش حرکت می‌کرد یا وقتی که فروغ ادامه‌ی نمایش رو می‌دید و واکنشش به اندازه حس می‌شد اما توجه اضافی نمی‌گرفت.
با دیدن بعضی از بازیگرها اولین چیزی که به ذهنم می‌رسید این بود که ترکیب‌ لباس‌ها تکراریه و لزوماً برای این اجرا و این بدن‌ها پرداخته نشده‌ن؛ از این نظر، زیبایی و وایب هنری صحنه متناسب با پتانسیلی که نمایش و ظرافت اجرا داشت، نبود. لباس‌ها اکثراً بخش قابل توجهی از کاراکتری که قرار بود بشناسم رو تو لحظات اول به ذهنم می‌اوردن و این برای من خوشایند نبود؛ البته استفاده‌ای که از اجزای لباس امیر‌ اسد تو اجرا می‌شد جالب و نمادین بود برام.
طراحی صحنه خلاقیت خوبی داشت اما به نظرم دقیق نبود. مثلاً شاید بهتر بود با توجه به نوع و ابعاد و جای میز، بالای صحنه یه مقدار تو ارتفاع باشه چون هر بار طی نمایش یه بازیگری اون جا رو زمین بود، من نمی‌تونستم ببینمش.
به جز حرکت‌های سال‌ها که ریتم خیلی خوبی داشت، با متن‌های روی پرده نتونستم ارتباط بگیرم؛ هم چون همزمان با حضور بازیگرا روی صحنه دیده می‌شدن و هم چون محتواشون خیلی مستقیم و بعضاً یه مقدار جانبدارانه به نظر می‌رسید. به‌علاوه روی صحنه‌‌ی جمع‌ و جور کارگاه نمایش سیگار یکم اذیت‌کننده‌ست؛ جایی که اوایل کمکم کرد فریدون رو به نویسنده وصل کنم یکم خوشم اومد اما بعدتر متوجه لزومش نشدم.
وجود دیالوگ‌ها و حرکات تکراری ابزورد، عمق متن رو برام بیشتر کرد ولی جذبه‌ی اجرا رو کمتر کرد. در کل مجموعه‌ی دیالوگ‌ها و محتوا طوری نبود که تایم طولانی ذهن من بتونه بدون استراحت باهاش درگیر بشه و انگار کمدی کار کاملاً محدود به یک کاراکتر شده بود. هرچند که سطح انرژی فریدون تو مواقعی که به مواد دسترسی نداشت، انگار با سطح انرژی نویسنده‌ی تازه‌مصرف‌کرده‌ی داستان تنظیم شده بود که این نوع نگارش خیلی برام جذابه. اجرای امشب مشتاقم کرد متن نمایش یا حداقل متن شب بیست ‌و یکم رو بخونم.
با این که واقعاً مطمئن نیستم نویسنده نقش اصلی این نمایش بوده باشه؛ برای من نزدیک‌تر، پیچیده‌تر و گنگ‌تر از بقیه‌ شده بود و بعد از حذفش، اون طور که بازیگر‌ها با بقیه‌ی اجرا درگیر بودن، من نبودم و از متن و دغدغه‌ جدا شده بودم؛ تا موقعی که فروغ نامه‌ی ۲۴ رو داد دستم و دوباره برگشتم توی سالن و یه طور ملایم و قشنگی ضربان قلبم عوض شد.
خیلی خسته نباشید.
چه زیبا نگری‌ستید چه زیبا اندیشیدید و چه زیبا نوشتید،
سپاس خانم
۰۸ اردیبهشت
سلام و ارادت
ممنونم از وقتی که گذاشتید و سپاس از نظر کامل و جامعی که برامون نوشتید.
خوشحالم که کار رو دوست داشتید...
۰۸ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید