در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | گروه هنری مالاتا: آگوست استریندبرگ فقط یک نمایشنامه‌نویس بزرگ نیست؛ او نویسنده‌ای‌ است ک
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 01:43:45
آگوست استریندبرگ فقط یک نمایشنامه‌نویس بزرگ نیست؛ او نویسنده‌ای‌ است که زندگی‌اش را به میدان آزمایش‌های روحی تبدیل کرد و هر شکست، هر بحران، و هر فروپاشی را به ماده‌ی خامی برای نوشتن بدل ساخت. وقتی از استریندبرگ حرف می‌زنیم، از هنرمندی حرف می‌زنیم که مرز میان زندگی و هنر را عمداً پاک کرد؛ گویی هر جمله‌ای که می‌نوشت، ادامه‌ی نبردی بود که درون خودش جریان داشت.
استریندبرگ در زندگی شخصی‌اش آرامش ندید؛ سه ازدواج شکست‌خورده، دوره‌های طولانی افسردگی، بحران‌های مذهبی، و تنهایی‌ای که گاهی به جنون نزدیک می‌شد. اما همین آشوب‌ها او را به نویسنده‌ای تبدیل کرد که واقعیت را نه روایت می‌کند، بلکه کالبد شکافی می‌کند.
در زندگی او، عشق همیشه با ترس همراه بود، خانواده با قدرت، و رابطه با میدان جنگی که هیچ‌کس پیروز آن نیست. این تجربه‌ها بعدها در آثارش به شکل شخصیت‌هایی ظاهر شدند که در مرز میان عقل و جنون، عشق و نفرت، قدرت و ضعف حرکت می‌کنند.
استریندبرگ را معمولاً «شکسپیر سوئد» می‌نامند، اما حقیقت این است که او بیش از آنکه شبیه شکسپیر باشد، شبیه یک روانکاو بی‌رحم است.
او از نخستین کسانی بود که درام روان‌شناختی را به شکل جدی وارد تئاتر کرد؛ شخصیت‌هایش نه قهرمان‌اند و نه قربانی آن‌ها انسان‌هایی‌اند که زیر فشار زندگی، لایه‌به‌لایه از هم باز می‌شوند. در نمایش‌هایی مثل پدر، قوی‌تر و بازی استریندبرگ (که در ایران بارها اجرا شده‌اند)، او به جای روایت خطی، به نبردهای درونی می‌پردازد.
نبرد قدرت میان زن و مرد
فروپاشی خانواده
ترس از تنهایی
میل به کنترل دیگری و تلاش انسان برای فهمیدن خودش، حتی وقتی حقیقت دردناک ... دیدن ادامه ›› است.
استریندبرگ در آثارش از تکنیک‌هایی استفاده می‌کند که امروز آن‌ها را «اکسپرسیونیستی» یا «روان‌کاوانه» می‌نامیم، اما در زمان خودش این‌ها نوعی شورش علیه قواعد تئاتر بودند‌.
دیالوگ‌های او اغلب شبیه جدل‌اند؛ شخصیت‌ها حرف نمی‌زنند، حمله می‌کنند.
این زبان تند، بازتاب مستقیم زندگی شخصی اوست.
نمایشنامه‌هایی مثل قوی‌تر فقط چند صفحه‌اند، اما لایه‌های روانی‌شان آن‌قدر پیچیده است که هنوز هم کارگردان‌ها در ایران و جهان برای فهمیدن آن‌ها دست‌وپا می‌زنند.
استریندبرگ داستان نمی‌سازد؛ او بحران می‌سازد.
نمایش‌هایش معمولاً از جایی شروع می‌شوند که رابطه به نقطه‌ی انفجار رسیده است.
استریندبرگ در سال ۱۹۱۲ درگذشت؛ خسته، بیمار، و منزوی.
اما مرگ او پایان تأثیرش نبود.
نمایشنامه‌هایش امروز در ایران بیش از هر زمان دیگری اجرا می‌شوند؛ از پدر تا قوی‌تر، از بازی استریندبرگ تا آثار کمتر شناخته‌شده‌اش.
کارگردان‌های ایرانی از نسل قدیم تا جوان به سراغ او می‌روند چون جهان او هنوز زنده است، جهانی پر از تنش، پر از پرسش، و پر از حقیقت‌هایی که ما از گفتنشان می‌ترسیم.
امیرحسین محامد و حسین چیانی این را خواندند
فاطمه کرمی و Baran Esmaili این را دوست دارند
هر بار که به آثار آگوست استریندبرگ بازمی‌گردم، بیش از پیش به این باور می‌رسم که او تنها یک نمایشنامه‌نویس نیست؛ او کاوشگری بی‌رحم در اعماق روان انسان است. استریندبرگ شجاعت آن را داشت که ترس، تنهایی، عشق، قدرت و فروپاشی را بی‌پرده روی صحنه بیاورد و نشان دهد که بزرگ‌ترین نبردهای انسان، نه در بیرون، بلکه در درون او شکل می‌گیرند.

برای من، مطالعه و اجرای آثار استریندبرگ تنها مواجهه با یک متن نمایشی نیست؛ بلکه تجربه‌ای برای شناخت انسان و پیچیدگی‌های روابط انسانی است. او نویسنده‌ای است که پس از گذشت بیش از یک قرن، همچنان مخاطب را وادار می‌کند به خودش، به انتخاب‌هایش و به حقیقت‌های پنهان زندگی ... دیدن ادامه ›› فکر کند.

به باور من، استریندبرگ از آن نویسندگانی است که هر هنرمند تئاتر باید دست‌کم یک‌بار با جهان او روبه‌رو شود؛ جهانی که شاید آرامش نبخشد، اما بی‌تردید نگاه انسان را عمیق‌تر می‌کند.

— آرش سالاروندیان

آگوست استریندبرگ برای من نویسنده‌ای است که تئاتر را از سطح روایت فراتر برد و آن را به عرصه‌ای برای کشف حقیقت انسان تبدیل کرد. او با نگاهی جسورانه و بی‌تعارف، لایه‌های پنهان روان، روابط و قدرت را واکاوی می‌کند و مخاطب را ناگزیر به مواجهه با واقعیت‌های درونی خود می‌سازد.

آنچه آثار استریندبرگ را ماندگار کرده، صرفاً مهارت او در نمایشنامه‌نویسی نیست؛ بلکه صداقت و جسارتی است که در بیان پیچیدگی‌های انسان دارد. شخصیت‌های او نه سیاه‌اند و نه سفید؛ بلکه انسان‌هایی هستند با تمام ضعف‌ها، تردیدها و تناقض‌هایشان.

به باور من، استریندبرگ از معدود نویسندگانی است که هر بار خواندن یا دیدن آثارش، دریچه‌ای تازه به شناخت انسان و جهان پیرامون می‌گشاید. تأثیر او بر تئاتر مدرن انکارناپذیر است و همچنان الهام‌بخش نسل‌های تازه هنرمندان در سراسر جهان است.

— محمد جادری

«قوی‌تر؛ جایی که یک نگاه، سرنوشت را می‌نویسد و یک سکوت، جهان را می‌لرزاند. روایت تازه‌ای از تنهایی و قدرت در مرداد و شهریور ۱۴۰۵ با کارگردانی محمد تات و ترجمه غزل زکی پور.»
https://vrgl.ir/NeMXo
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید