امشب فرصت تماشای اجرای تازهی گروه تئاتر «حامیث» را داشتم؛ نمایشی به کارگردانی حامد اصغری و نویسندگی میثم حقی که با تکیه بر فضاسازی و تعلیق، تلاش میکرد مخاطب را وارد جهانی رازآلود و پر از ابهام کند.
انتخاب زندان آلکاتراز بهعنوان بستر روایت و استفاده از مفهوم «سایه» بهعنوان عنصر اصلی وحشت، باعث شده بود ترس بیش از آنکه از تصاویر مستقیم شکل بگیرد، از ذهن و تخیل مخاطب تغذیه شود. این ویژگی، فضای نمایش را به سمت یک وحشت روانشناختی سوق میداد و تجربهای متفاوت برای تماشاگر رقم میزد.
از صمیم قلب خداقوت میگویم به میثم حقی عزیز برای نگارش این اثر، به حامد اصغری عزیز برای کارگردانی و هدایت اجرا، به تمامی بازیگران که با حضور و انرژی خود به شخصیتها جان بخشیدند، و به همهی اعضای گروه «حامیث» و عوامل پشت صحنه؛ از طراحی صحنه، نور، صدا، گریم، لباس و مدیریت اجرا که با تلاش و همدلیشان این تجربهی نمایشی را برای مخاطبان خلق کردند.
آرزوی موفقیتهای بیشتر برای گروه «حامیث» و همهی هنرمندان این اجرا دارم. امیدوارم همچنان شاهد خلق آثاری باشیم که علاوه بر سرگرم کردن مخاطب، او را به اندیشیدن و تجربهی جهانهای تازه دعوت کنند.
خسته نباشید و به امید اجراهای درخشانتر. 🌹🎭
دیشب اجرای «کانگوروی ژاپنی» رو دیدم و واقعاً از تماشاش لذت بردم.
چیزی که بیش از همه توجهم رو جلب کرد، قاببندیهای دقیق و فکرشدهی صحنه بود؛ میزانسنها کاملاً هدفمند طراحی شده بودند و هر جابهجایی بازیگر معنای خودش رو داشت. این دقت در چیدمان صحنه باعث شده بود تصویرهای بصری ماندگاری شکل بگیره.
خلاقیت در میزانسنها کاملاً محسوس بود و نشون میداد کارگردان با وسواس و نگاه دقیق روی جزئیات کار کرده. بازی بازیگرها هم یکدست، باورپذیر و پرقدرت بود؛ بهویژه هماهنگی گروهیشون که ریتم اجرا رو زنده نگه میداشت.
مشخص بود بازیگریی معین پور موسوی برای شکلگیری نقش خود تلاش زیادی کرده و این تلاش در پرداخت موقعیتها و دیالوگها دیده میشد. در کنار اون، کارگردانی آقای مسعود میرطاهری به شکلی منسجم همه عناصر رو کنار هم قرار داده بود تا یک اجرای قابل احترام و حرفهای شکل بگیره.
خستهنباشید به گروه «کانگوروی ژاپنی» برای این اجرای قابل تأمل و خوشساخت.
دیشب اجرای «قانون گروتو» رو دیدم و واقعاً از تماشاش لذت بردم.
چیزی که بیش از همه توجهم رو جلب کرد، قاببندیهای دقیق و فکرشدهی صحنه بود؛ میزانسنها کاملاً هدفمند طراحی شده بودند و هر جابهجایی بازیگر معنای خودش رو داشت. این دقت در چیدمان صحنه باعث شده بود تصویرهای بصری ماندگاری شکل بگیره.
خلاقیت در میزانسنها کاملاً محسوس بود و نشون میداد کارگردان با وسواس و نگاه دقیق روی جزئیات کار کرده. بازی بازیگرها هم یکدست، باورپذیر و پرقدرت بود؛ بهویژه هماهنگی گروهیشون که ریتم اجرا رو زنده نگه میداشت.
مشخص بود نویسنده برای شکلگیری متن تلاش زیادی کرده و این تلاش در پرداخت موقعیتها و دیالوگها دیده میشد. در کنار اون، کارگردانی آقای علیآبادی به شکلی منسجم همه عناصر رو کنار هم قرار داده بود تا یک اجرای قابل احترام و حرفهای شکل بگیره.
خستهنباشید به گروه «قانون گروتو» برای این اجرای قابل تأمل و خوشساخت.
اجرای فوق العاده عالی بود
ممنون از کارگردان با ذوق و پر شور جناب آقای آرمان محمدی
ریتم دیالوگ گفتن بازیگران عالی و مناسب
میزان ها به طراحی صحنه کامل موقعیت نمایش رو به رخ میکشید
بازی گرفتن بازیگرا ها از هم به موقع و مناسب بود
ابتدا و انتهای نمایش مشخص و هدف کاملا مشخص بود
بیانگر گناه ها در بازیگران مناسب و بازی بازیگران در این باب عالی بود
امیدوارم کارهای جذاب از این گروه دوباره ببینم و آرزوی پیروزی های بیشتر
بدرخشید
تک شب اجرا در نوفل فرصت یک بار دیدن مورچه ها را از دست ندهید
اجرای بی نظر دیگر از گروه مالاتا
آیا مورچه ها به تهران میآیند؟