از میان دود و مه مالاتا، صدای انسانی برمیخیزد
در شهر بیزمان مالاتا، جایی که مرز میان تاریخ و اسطوره محو است و مردمانش از هر نژاد و فرهنگی، یک اصل مشترک دارند: «هر طور دوست دارید زندگی کنید»، تاریکی همیشه چند قدمی روشنایی راه میرود.
درست در قلب این کلانشهر خیالی، در ساختمان نبض، طبقه اول، واحد دو، زنی پشت پنجره ایستاده است. او ریحانه قجاوند است؛ بازیگری که قرار است از دل همین آپارتمان کوچک، فریادی جهانی را به گوش مالاتا برساند.
بیرون از پنجرهاش، خیابانهای مالاتا شاهد ناهنجاریهای همیشگیاند. آزادی بیقیدوشرطی که شعار این شهر است، گاهی به پناهگاهی برای زخمهای
... دیدن ادامه ››
کهنه تبدیل میشود. اما امشب، واحد دو طبقه اول ساختمان نبض، قرار است پناهگاه «صدای انسان» باشد؛ نمایشی از ژان کوکتو که در آن یک زن، فقط با یک تلفن، تمام عشق، تنهایی و فروپاشی را فریاد میزند.
ریحانه قجاوند، به کارگردانی محمد تات، روی صحنهای خواهد رفت که حاصل «آزمایشگاه تئاتر نبض» است؛ جایی که گروه مالاتا در آن به دنبال نبض حیات در میان تاریکیهای این شهر میگردد. و چه کسی بهتر از زنی که در دل مالاتا زندگی میکند تا قصهی آدمهایی را بگوید که آزادیشان، تبدیل به قفسشان شده است؟
اگر روزی گذارتان به مالاتا افتاد – شهری بینقطه جغرافیایی، به نبض این شهر گوش دهید. در طبقه اول، واحد دو، صدایی منتظر شماست.