در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ریحانه قجاوند: از میان دود و مه مالاتا، صدای انسانی برمی‌خیزد در شهر بی‌زمان مالات
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 05:09:04
از میان دود و مه مالاتا، صدای انسانی برمی‌خیزد

در شهر بی‌زمان مالاتا، جایی که مرز میان تاریخ و اسطوره محو است و مردمانش از هر نژاد و فرهنگی، یک اصل مشترک دارند: «هر طور دوست دارید زندگی کنید»، تاریکی همیشه چند قدمی روشنایی راه می‌رود.

درست در قلب این کلان‌شهر خیالی، در ساختمان نبض، طبقه اول، واحد دو، زنی پشت پنجره ایستاده است. او ریحانه قجاوند است؛ بازیگری که قرار است از دل همین آپارتمان کوچک، فریادی جهانی را به گوش مالاتا برساند.

بیرون از پنجره‌اش، خیابان‌های مالاتا شاهد ناهنجاری‌های همیشگی‌اند. آزادی بی‌قیدوشرطی که شعار این شهر است، گاهی به پناهگاهی برای زخم‌های ... دیدن ادامه ›› کهنه تبدیل می‌شود. اما امشب، واحد دو طبقه اول ساختمان نبض، قرار است پناهگاه «صدای انسان» باشد؛ نمایشی از ژان کوکتو که در آن یک زن، فقط با یک تلفن، تمام عشق، تنهایی و فروپاشی را فریاد می‌زند.

ریحانه قجاوند، به کارگردانی محمد تات، روی صحنه‌ای خواهد رفت که حاصل «آزمایشگاه تئاتر نبض» است؛ جایی که گروه مالاتا در آن به دنبال نبض حیات در میان تاریکی‌های این شهر می‌گردد. و چه کسی بهتر از زنی که در دل مالاتا زندگی می‌کند تا قصه‌ی آدم‌هایی را بگوید که آزادیشان، تبدیل به قفسشان شده است؟

اگر روزی گذارتان به مالاتا افتاد – شهری بی‌نقطه جغرافیایی، به نبض این شهر گوش دهید. در طبقه اول، واحد دو، صدایی منتظر شماست.
فاطمه کرمی، Baran Esmaili و محمد تات این را دوست دارند
ندا اسماعیلیان
با آرزوی موفقیت
🙏🏻 سپاس
۰۴ مرداد
به نظرم چیزی که در این معرفی بیشتر از همه توجهم را جلب کرد، انتخاب «صدای انسان» برای روایت یک وضعیت عاطفی و انسانی است. نمایشنامه «صدای انسانی» ژان کوکتو، با وجود سادگی ظاهری‌اش، می‌تواند یکی از دشوارترین تجربه‌ها برای یک بازیگر باشد؛ چون وقتی یک زن و یک تلفن تقریباً تمام جهان نمایش را شکل می‌دهند، دیگر جایی برای پنهان شدن پشت شلوغی صحنه یا اتفاقات بیرونی وجود ندارد.

برای من، تلفن در چنین نمایشی فقط یک وسیله ارتباطی نیست؛ بیشتر شبیه مرزی است میان بودن و نبودن، امید و ناامیدی، شنیده شدن و تنها ماندن. مخاطب صدای طرف مقابل را نمی‌شنود، اما از واکنش‌های زن باید جهانی را که پشت آن تماس وجود دارد تصور کند. همین غیاب، به نظرم یکی از جذاب‌ترین بخش‌های اثر است.

از طرف دیگر، فکر می‌کنم اجرای یک‌نفره همیشه یک ریسک جدی دارد. بازیگر باید بتواند بدون کمک گرفتن از تغییرات زیاد صحنه ... دیدن ادامه ›› و شخصیت‌های متعدد، توجه تماشاگر را حفظ کند و مهم‌تر از آن، تغییرات درونی شخصیت را قابل لمس کند. در چنین اجرایی، مکث‌ها، سکوت‌ها، نگاه‌ها و حتی لحظه‌هایی که ظاهراً هیچ اتفاقی نمی‌افتد، اهمیت زیادی پیدا می‌کنند.

چیزی که برایم جالب است این است که با وجود قدمت متن کوکتو، موضوع تنهایی و وابستگی عاطفی هنوز هم برای مخاطب امروز غریب نیست. شاید شکل ارتباط ما تغییر کرده باشد، اما ترس از دست دادن، انتظار برای یک پاسخ و تلاش برای حفظ رابطه‌ای که در حال فروپاشی است، هنوز تجربه‌ای کاملاً انسانی است.

در نهایت، امیدوارم اجرای ریحانه قجاوند بتواند از فضای صرفاً تراژیک فاصله بگیرد و این زن را فقط به‌عنوان یک قربانی نشان ندهد؛ بلکه انسانی را ببینیم که در لحظه‌ای بسیار شکننده، تلاش می‌کند خودش را از میان عشق، تنهایی و ترس دوباره پیدا کند.

به نظرم اگر «صدای انسانی» بتواند بعد از پایان اجرا، صدای آن زن را برای مدتی در ذهن تماشاگر نگه دارد، بخش مهمی از تأثیر خودش را گذاشته است.
۴ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید