چرا جامعه ی ما از گفت و گو گریزان است؟
در وهله اول این سوال کمی عجیب به نظر می رسد و ممکن است خواننده ی مطلب پیش خود بگوید : ای بابا، این چه حرفیه ؟
ولی با کمی دقت می توان به وجود چنین مشکلی پی برد .
ما با هم گفت و گو نمی کنیم . از یک کلاس درس بیست ، سی نفره گرفته تا یک دور همی کوچک هر آدمی در آن جمع به کار خودش مشغول است و به قولی سرش توی لاک خودش است .
در کلاس درس استاد به زور چند نفری را به گفت و گو می کشاند و در دورهمی هم چند نفری در یک گوشه ای یواشکی با هم حرف می زنند . تکلیف فضای مجازی هم که آینه تمام قد جامعه است ، کاملن مشخص است . در گروه ده نفری ، یک نفر فعال است و بقیه تماشاچی هستند .
خوب ، علت چیست ؟
علت آن است که ما با خودمان بیگانه ایم و بین ما و خود ما فاصله افتاده است .و هیچ تلاشی هم برای بیرون آمدن از این وضع نمی
... دیدن ادامه ››
کنیم . این را محمود فلکی عزیز در کتاب " بیگانگی در آثار کافکا " می نویسد . او شخصیت مسخ کافکا را که تبدیل به حشره شده ، مثال می زند و می گوید : " من ِ" کافکا حتا به صورت حشره هم تلاش می کند ولی در شخصیت بوف کورهدایت این "من " برای نابودی خود لحظه شماری می کند . او سپس ادامه می دهد که انسان مدرن همواره تلاش می کند . اما از آن جا که مدرنیته ما وارداتی و دست و پا شکسته است ، ما هنور نتوانسته ایم از خود خودمان بیرون بیاییم . چرا ؟ چون انسان مدرن که ساز و کار های مدرن در او درونی شده ، می پذیرد که با واقع بینی و مسئولیت شناسی ، گفت و گو بهترین عامل برای موفقیت است .
ما می گوییم کوروش و داریوش را داریم ، تمدن هفت هزار ساله داریم و چه و چه . خوب ، که چی ؟ قرار نیست کوروش و داریوش برای ما کاری انجام دهند ، ما خودمان باید تلاش کنیم و تاثیرات ناسالم محیط را پس بزنیم و به گفت و گو بپردازیم . آن هم از نوع سازنده اش . آن وقت ، درک دیگری و تحمل آن و تفاهم و همزیستی مسالمت آمیز و به تعبیر روان شناختی ، ارتباط بدون خشونت ، آسان می شود . و از این راه افراط گرایی هم به حاشیه می رود و.........
#مرتضی_کلانی