من شب اول این نمایش رو دیدم و دیشب دوباره دیدمش. و فکر میکنم بار سومی هم در کار باشه.
عجب نمایشنامهای، عجب کارگردانی، عجب متاعی، عجب هیولاهایی...
هر دو بار کیف کردم، هر دو بار بعد از پایان نمایش تو حال خودم نبودم ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
دیشب متوجه شدم چند دیالوگ آخر حذف شده. من اون قسمت رو دوست داشتم چون فکر میکنم مخاطب ایرانی باید نارسیستی ذاتیش رو کنار بزاره و مشخصاً در حال حاضر، به پررنگترین حالت ممکنش که میشه همون "شعار"، اون حرفا رو بشنوه. ولی خب آقای کارگردان ترجیح داده که به حرف یه اکثریتی گوش کنه و خب اینم خودش یه شکلی از دموکراسیه. ولی حیف شد به نظرم.
چیزی که برای من توی این اجرا خیلی جالب بود، تصویری بود که از اسطوره بهم داد. نه بزرگ، نه قوی، نه شکستناپذیر و نه دستنیافتنی؛ که شکسته، خسته، رنجور، تنها، زمینی و لمسکردنی.
نمایشنامه به نظرم عجیب بینقص اومد، و کارگردانی بسیار خلاقانه و فکرشده. میزانسنهای پویا و هندسی، و البته درهم تنیدگی
... دیدن ادامه ››
بدنها.
نکتهی قابل توجه دیگه اینه که تو این اجرا، یه گروه کوچیک و مستقل، با امکانات خیلی کم، تونستن کاری بکنن و حرفی بزنن که ۳-۴ تا اجرای بزرگ دیگه با اون همه منابع مالی و امکانات و سلبریتی نتونستن.
برای من از اون اجراهایی بود که بعد از تموم شدنش هم رهام نکرد. یقهمو گرفته بود و ول نمیکرد.
اینم بگم که بابا دمتون گرم بابت این بروشور محشر. چقدر کیف کردم باهاش. دمتون گرم که انقدر به مخاطب اهمیت میدید.
کجاست این گمجای؟