تابوت عهد» اثری که در بستری از اضطراب جمعی (اتفاقات ۱۱ سپتامبر) روایت میشود، اما کارگردان با یک انتخاب موقعیتیِ بهجا، آن را به فضای امروز ایران منتقل کرده تا مخاطب ایرانی بدون فاصلهی فرهنگی، با لایههای پنهان اثر ارتباط برقرار کند.
طراحی صحنه با یک تخت دونفره در فضای کوچک و بستهی تالار سایه، بیش از آنکه زرقوبرق داشته باشد، کارکرد دراماتیک دارد. این تخت، نه فقط جایگاه صمیمیت، که نمادِ زندانیاست که دو شخصیت برای خود ساختهاند. حضور یک تخت در مرکز صحنه و نبود هیچ عنصر اضافی، تماشاگر را مجبور میکند تمام تمرکزش را روی بازیگران و دیالوگهایشان بگذارد.
نازنین حشمدار در نقش زنِ رئیس، تسلطی تحسینبرانگیز بر لحن و نگاه دارد. او زنی را بازی میکند که در اداره رییس است، اما در خلوتِ این اتاقِ کوچک، ناامنتر از آن چیزیست که به نظر میرسد. در مقابل، صادق برقعی با بازیِ پرتنش و درونگرای خود، مردی را نشان میدهد که میانِ دو گناه بزرگ - خیانت به خانواده و خیانت به معشوقه - معلق مانده است. دیالوگنویسیِ روان و بازیِ باورپذیر این دو، تماشاگر را تا دقیقهی آخر در تعلیق نگه میدارد.
هستهی مرکزی اثر، «انتخاب در بحران» است. نمایش به خوبی نشان میدهد که وقتی انسان میانِ امنیتِ کاذب (بازگشت به زندگی عادی) و حقیقتِ دردناک (اعتراف به اشتباه) گیر میکند، چگونه عقلانیت را فدای بقا میکند. رابطهی قدرت که در ابتدا به نفع زن است، در بزنگاههای حساس ورق میخورد و همین تلاطمِ دائمیِ قدرت، شیرازهی نمایش را استوار نگه داشته است.
تماشای این اثر را به همهی دوستدارانِ تئاترِ روانشناختی و گفتوگوـمحور توصیه میکنم.