در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | فرزان پارسا
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:57:40
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۸ مهر ساعت ۰۱:۵۷
درود و خسته نباشید به گروه درجه‌ یک پس‌ ماند برای خلق تجربه‌ای درخشان و به‌ یادماندنی.
امشب به تماشای «پس‌ ماند» نشستم؛ اجرایی که در طول نمایش من را جادو کرد.
بازی‌های درخشان، نورپردازی فوق‌العاده و موسیقی و صداگذاری کم‌نظیر، چنان فضای تأثیرگذاری خلق کرده بودند که لحظه‌ای نمی‌شد از جهان نمایش فاصله گرفت. بازی بدن بازیگران حیرت‌انگیز بود؛ بدن‌هایی که فراتر از کلام، به ابزاری برای روایت و انتقال معنا تبدیل می‌شدند.
نمایش در لایه‌های پنهان خود، قدرت و دغدغه‌های صاحبان آن را در قبال مردم، به تیغ نقد می‌کشید، بی‌آنکه از تأثیرگذاری هنری‌اش فاصله بگیرد‌. نمایش یک سایکودرام تمام‌ عیار است از مواجهه‌ای عمیق با روان انسان، زخم‌های پنهان و تناقض‌هایی که در لایه‌های زیرین ذهن و رفتار او ریشه دوانده‌اند. اجرایی که به‌ جای تکیه بر روایت صرف، مخاطب را به جهان پیچیده‌ی روان شخصیت‌ها می‌برد، جایی که مرز میان واقعیت و ذهن، قدرت و ضعف، و آنچه انسان نشان می‌دهد و آنچه در درون خود پنهان می‌کند، پیوسته در حال جابه‌جایی است.

تماشای پس‌ ماند را به همه‌ی علاقه‌مندان تئاتر پیشنهاد می‌کنم.

درخشانید.
۰۴ مهر ساعت ۰۱:۳۰
درود
در آغاز خسته‌ نباشید می‌گم به تیم خوب انگل‌های تابان.

«انگل‌های تابان» برای من اجرایی بود که در بخش‌های خیلی اندکی توانست جهان اثر را به‌ خوبی منتقل کند، در حالی که می‌توانست پرداخت دقیق‌تری داشته باشد.
بازیگر نقش جیل مشخص بود شخصیت را به‌ درستی تحلیل کرده و تلاش زیادی برای رسیدن به جزئیات آن داشته است. اکت‌ها و میمیک‌های خوبی داشتند و انرژی قابل قبولی در بازی‌شان دیده می‌شد،‌ خصوصا هنگام‌ مونولوگ انتقال حسی خوبی داشتن و‌ من به‌ دنیای او بسیار نزدیک شدم. تنها نکته‌ای که برای من کمی فاصله ایجاد می‌کرد، باورپذیر نبودن وضعیت بارداری جیل بود؛ به‌ خصوص در نوع راه رفتن و فیزیک بدن که حس یک زن باردار را چندان دریافت نمی‌کردم و فکر می‌کنم می‌شد روی این بخش بیشتر ... دیدن ادامه ›› کار کرد.

در مورد بازی نقش مقابل اولی، با توجه به این‌که یکی از شخصیت‌های کلیدی و همچنین تصمیم او در نمایش نقطه‌ی عطف کار است، پرداخت بازیگر به آن می‌توانست عمیق‌تر باشد. او به‌ تدریج مرزهای اخلاقی را زیر پا می‌گذارد و فشار طبقاتی او را به انسان دیگری تبدیل می‌کند، اما در بازی او چنین تغییری را احساس نکردم. در موقعیت‌های مختلف، تغییرات حسی شخصیت برای من به اندازه‌ای که باید شکل نمی‌گرفت و همین باعث می‌شد به‌ تدریج از دنیای اولی فاصله بگیرم تا جایی که در پایان نتوانستم خودم را به‌ طور کامل در موقعیت او قرار بدم و با تصمیمی که در آن موقعیت باید می‌گرفت همراه شوم.

اما بازی نقش دکتر دی برای من بسیار دلنشین بود. صحنه‌های این شخصیت از نقاط قوت اجرا بود، به‌ ویژه وقتی در ظاهر یک شب‌تاب وارد صحنه شد برای من یکی از صحنه‌های به‌ یادماندنی نمایش بود. بابت بازی خوبشان خسته‌ نباشید می‌گم.

نورپردازی کار هم از نقاط قوت اجرا بود و به‌ خوبی در خدمت فضای نمایش قرار گرفت‌.
و اما ریتم نمایش برای من بسیار آزاردهنده بود. در بخش‌هایی آرزو می‌کردم نمایش زودتر به سرانجام برسد و به نتیجه‌گیری نزدیک شود. به نظرم می‌شد اجرا حداقل یک ربع کوتاه‌تر باشد یا در بخش‌هایی، موقعیت‌های غیر دیالوگی بیشتری خلق شود و یا حتی تکمیل شدن خانه را به تدریج با یک طراحی صحنه جزئی ببینیم تا بیشتر وارد فضای کار شویم.

در مجموع، به گروه «انگل‌های تابان» خسته‌ نباشید می‌گم و خوشحالم که در این شرایط سخت، همچنان برای به صحنه بردن آثاری عمیق و قابل تأمل تلاش می‌کنند.

بدرخشید.
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
تئاتر