در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | حامد رحیمی نصر
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 11:31:09
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
از بحران واژه تا جست‌وجوی زبان تازه در تئاتر/ گفت و گو با حامد رحیمی‌نصر

نگاهی به جهان فکری نویسنده و کارگردانی که هنر را کاتالیزور اندیشیدن می‌داند؛ از شیزوفرنی و نقد ساختار تئاتر ایران تا بهرام‌نامه که با زبان، حرکت و تکنولوژی در حال شکل‌گیری است. تئاتر برای حامد رحیمی‌نصر از صحنه آغاز نمی‌شود؛ از پرسش آغاز می‌شود. او خود را پیش از آنکه نویسنده بداند، پژوهشگر و جست‌وجوگری می‌داند که مسیرش از هنر به علوم انسانی و جامعه‌شناسی رسیده و دوباره از دل این تجربه‌ها به صحنه بازگشته است.
در جهان فکری حامد رحیمی‌نصر، اثر هنری قرار نیست صرفاً بازتاب یک جغرافیای مشخص یا تکرار یک الگوی آشنا باشد؛ باید بتواند از مرزها عبور کند و به تجربه‌ای انسانی برسد که برای مخاطبی در هر نقطه‌ای از جهان قابل ترجمان باشد. از همین منظر، شیزوفرنی تنها یکی از ایستگاه‌های این مسیر است؛ نمایشی که میان مولفه‌های علمی، ذهنیت پیچیده، موسیقی و طنز حرکت می‌کند، اما خود کارگردان اکنون بیش از آنکه در گذشته این اثر متوقف بماند، به تجربه‌های تازه‌ای چون دفعه صفر و بهرام‌نامه چشم دوخته است؛ آثاری که در آنها زبان، بدن، آرشیو و تکنولوژی قرار است امکان‌های دیگری برای مواجهه با تئاتر ایجاد کنند.
با این حال، گفت‌وگو با رحیمی‌نصر تنها به کارنامه و آثارش محدود نمی‌ماند؛ او از بحران واژه، غلبه رابطه بر ضابطه، فقدان معیارهای روشن برای سنجش صلاحیت حرفه‌ای و وضعیت نقد در تئاتر ایران نیز سخن می‌گوید؛ مسائلی که از نگاه او نه مشکلاتی منفرد، بلکه نشانه‌هایی از بحرانی گسترده‌تر در ساختار اجتماعی ... دیدن ادامه ›› هستند. این گزارش روایتی است از همین مسیر؛ از ذهنیتی که می‌خواهد تجربه و پژوهش را به اثر تبدیل کند تا هنرمندی که جریان‌سازی را هدف خود نمی‌داند، اما خود را بخشی از جریان فرعی هنر می‌بیند؛ جریانی که شاید در بهرام‌نامه یکی از فصل‌های تازه خود را روی صحنه تجربه کند.

از پژوهش تا صحنه؛ هنرمندی که خود را جزیی از یک جریان فرعی می‌داند

برای حامد رحیمی‌نصر، تئاتر ظاهراً از صحنه آغاز نمی‌شود؛ پیش از آنکه اثری شکل بگیرد، پرسشی در ذهن او شکل گرفته و پیش از آنکه نویسنده باشد، خود را پژوهشگر و جست‌وجوگری می‌داند که تلاش کرده میان دانش، تجربه زیسته، علوم انسانی و هنر، مسیری شخصی پیدا کند. او در گفت‌وگویی که درباره مسیر کاری و فکری خود داشت، پیش از آنکه از شیزوفرنی سخن بگوید، ترجیح داد جایگاه خودش را از منظر مسیری که طی کرده توضیح دهد؛ مسیری که از تحصیل در دانشگاه هنر آغاز شده و به حوزه علوم انسانی و جامعه‌شناسی رسیده است و در نگاه او، همین امتداد میان حوزه‌های مختلف، به‌تدریج ساختار ذهنی آثارش را شکل داده است.
رحیمی‌نصر خود را بیش از آنکه صرفاً نویسنده‌ای برای تولید متن بداند، سرچر و ریسرچر معرفی می‌کند؛ تعریفی که اگرچه در گفتار او رنگ و بوی شخصی دارد، اما برای فهم مجموعه آثاری که از آن‌ها نام می‌برد، اهمیت پیدا می‌کند. از نگاه او، قرار گرفتن هنر در کنار علوم انسانی و جامعه‌شناسی، صرفاً یک ترکیب دانشگاهی نیست، بلکه نوعی ضرورت برای شکل‌گیری اثر است؛ ضرورتی که باعث شده دغدغه‌های انسانی، ساختارهای اجتماعی و تجربه زیسته، پیش از آنکه به یک اثر هنری تبدیل شوند، در ذهن او مورد جست‌وجو و بازخوانی قرار بگیرند.
او می‌گوید همین رفت‌وآمد دائمی میان ذهنیت و عینیت، به‌تدریج دو مسیر عمده را در شیوه کارش پررنگ کرده است؛ ابزورد و گروتسک. دو رویکردی که برای او صرفاً انتخاب‌هایی فرمی نیستند، بلکه بخشی از زبان شخصی او برای مواجهه با جهانی هستند که به گفته خودش، نمی‌توان آن را تنها با یک منطق مستقیم و واقع‌گرایانه توضیح داد. در این میان، اورجینال‌نویسی نیز یکی از مؤلفه‌هایی است که رحیمی‌نصر بر آن تأکید دارد؛ اینکه اثر نه از مسیر تکرار الگوهای آشنا، بلکه از یک دستگاه فکری مستقل و تجربه شخصی نویسنده شکل بگیرد.
اما شاید مهم‌تر از این تعاریف، مفهومی باشد که او برای توضیح نسبت خود با درام به کار می‌برد: فرامرزی بودن. رحیمی‌نصر معتقد است موضوعی که قرار است به صحنه راه پیدا کند، نباید در محدوده جغرافیایی خاصی متوقف بماند. از همین منظر، او آثاری همچون اوردوز، آلزایمر، بیگانه‌خواران، VAR، ژن زامبی و شیزوفرنی را تجربه‌هایی می‌داند که قابلیت ترجمان برای انسان‌های خارج از مرزهای جغرافیایی ایران را نیز دارند. این ادعا البته به معنای کنار گذاشتن زمینه اجتماعی و فرهنگی نیست؛ مساله برای او پیدا کردن آن بخش از تجربه انسانی است که بتواند از یک جغرافیای مشخص عبور کند و در موقعیتی دیگر نیز قابل فهم باشد.

نسخه کامل این مطلب در رسانه منتشرکننده در دسترس است. برای مطالعه ادامه، از لینک زیر استفاده کنید:

https://irna.ir/xjY9HG
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش وی اِی آر i
روایتی از انسان‌هایی در لحظه / «سبکی تحمل ناپذیر از هستی» در یک نمایش | عکس روایتی از انسان‌هایی در لحظه / «سبکی تحمل ناپذیر از هستی» در یک نمایش
در جهان نمایش VAR با آدم‌هایی روبه رو می‌شویم که گذشته‌ای ندارند و آینده‌ای هم برای آنان متصور نیستیم. آنها درست در لحظه حضور دارند.خبرگزاری علم و فناوری آنا: همه چیز، گویی با هیچ آغاز می‌شود و هرگز به پایان نمی‌رسد. یک جریان ادامه دار که می‌توان گفت از دل ادبیات و داستان کوتاه بیرون آمده و به یک درام با ویژگی‌های نمایشی تبدیل شده است.در جهان نمایش VAR با آدم‌هایی روبه رو می‌شویم که گذشته‌ای ندارند و آینده‌ای هم برای آنان متصور نیستیم. آنها درست در لحظه حضور دارند. لحظه‌ای به ظاهر بی اهمیت. چند آدم که انگار بر یک وسیله‌ ...
دیدن ادامه ››

در جهان نمایش VAR با آدم‌هایی روبه رو می‌شویم که گذشته‌ای ندارند و آینده‌ای هم برای آنان متصور نیستیم. آنها درست در لحظه حضور دارند.
خبرگزاری علم و فناوری آنا: همه چیز، گویی با هیچ آغاز می‌شود و هرگز به پایان نمی‌رسد. یک جریان ادامه دار که می‌توان گفت از دل ادبیات و داستان کوتاه بیرون آمده و به یک درام با ویژگی‌های نمایشی تبدیل شده است.
در جهان نمایش VAR با آدم‌هایی روبه رو می‌شویم که گذشته‌ای ندارند و آینده‌ای هم برای آنان متصور نیستیم. آنها درست در لحظه حضور دارند. لحظه‌ای به ظاهر بی اهمیت. چند آدم که انگار بر یک وسیله‌ بازی، معلق، روبروی ما تاب می‌خورند و سبکی تحمل ناپذیر از هستی را زندگی می‌کننند.
چارلز دیکنز در رمان دیوید کاپرفیلد جمله‌ای دارد که برای منِ جهان VAR را، آنگونه که هست معنا می‌کند. «آیا این تقدیر است که می‌گرید به حال ما، یا ماییم که می‌خندیم به سرنوشتمان؟»
حامد رحیمی نصرِ نویسنده، آگاهانه آنچه را که انتظار داریم، پنهان می‌کند تا در پایانی که هرگز فرا نمی‌رسد، (و در اصل آغاز همه چیز است) سوال‌هایی مطرح شود که مسئله‌ اوست. سؤال‌هایی که به تدریج به مسئله‌ ما هم تبدیل می‌شود.
VAR بدون تاکید، بدون آن که لحظه‌ای تماشاگر را رها کند فضایی از سرخوشی به وجود می‌آورد تا از طریق تکرار‌های مداوم دایره وار، خود را در جهانی ببینیم که در آن هیچ رازی نیست. اینجاست که فاصله‌ کمدی و تراژدی از بین می‌رود و چنان در هم تنیده می‌شود که تقدیر و سرنوشت نیز دچار تحول می‌شود؛ و «صفر»‌ها و «یک»‌ها نیز هویت پیدا می‌کنند.
«صفر»‌ها و یک‌هایی که در هر جامعه‌ای به معنایی متناسب با آن جامعه تغییر پیدا کرده اند. «صفر»‌ها و «یک»‌ها در جامعه‌ای که حامد رحیمی نصر به آن می‌پردازد یک تراژدی جمعی است و گویا گریزی از ان نیست.
پی نوشت: «سبکی تحمل ناپذیر هستی» نام رمانی از میلان کوندرا.

خبر
درباره نمایش وی اِی آر i
نمایش «وی ای آر» و درماندگی آموخته شده | عکس نمایش «وی ای آر» و درماندگی آموخته شده
نمایش «وی ای آر» اثری چند لایه است که با بازی یک دست بازیگرانش که نشان از کارگردانی صحیح اثر داشته آدمی را در پی شناخت مفهوم زندگی در جهانی که در حال تهی شدن از معناست به چالش می‌کشاند.مارتین سلیکمن روانشناس امریکایی نظریه‌ای دارد تحت عنوان «درماندگی آموخته شده» و به شرایطی اشاره می‌کند که در آن افراد بر پایه تجربه گذشته‌شان به این نتیجه می‌رسند که کوشش را با پیشرفت مرتبط ندانند و به این جمع بندی می رسند که اگر هر کاری انجام دهند به موفقیت دست پیدا نمی‌کنند. این باور یک پیامد جدی همراه خود دارد که فرد هرگز برای رهایی از قفسی که در ...
دیدن ادامه ››

نمایش «وی ای آر» اثری چند لایه است که با بازی یک دست بازیگرانش که نشان از کارگردانی صحیح اثر داشته آدمی را در پی شناخت مفهوم زندگی در جهانی که در حال تهی شدن از معناست به چالش می‌کشاند.
مارتین سلیکمن روانشناس امریکایی نظریه‌ای دارد تحت عنوان «درماندگی آموخته شده» و به شرایطی اشاره می‌کند که در آن افراد بر پایه تجربه گذشته‌شان به این نتیجه می‌رسند که کوشش را با پیشرفت مرتبط ندانند و به این جمع بندی می رسند که اگر هر کاری انجام دهند به موفقیت دست پیدا نمی‌کنند. این باور یک پیامد جدی همراه خود دارد که فرد هرگز برای رهایی از قفسی که در آن گرفتار است تلاشی نخواهد کرد.
آزمایشی که سلیگمن روی سگ‌ها انجام داده بود نشان داد که سگ‌هایی که در قفس محصور بودند و هیچ راه فراری نداشتند، زمانی که به آنها شوک برقی داده می‌شد چون راهی برای فرار نمی‌دیدند ناچار این رنج را پذیرفتند.
پس از آن آنها شرایطی را فراهم آوردند که سگ ها امکان فرار از دستگاه شوک برقی را داشتند؛ اما آنها به جای اینکه اقدام به فرار کنند درمانده وار دراز می‌کشیدند. در مقابل گروهی از سگ‌ها بودند که راه گریز به آنها آموخته شده بود و زمانی که در معرض شوک قرار نمی‌گرفتند از راه گریز استفاده می‌کردند.
این همان اتفاقی است که در نمایش وی‌ای‌آر می‌افتد و شخصیت‌های قصه با نوعی درماندگی آموخته شده مواجه هستند. استفاده از گیز گیزی دقیقا تداعی کننده همین آزمایش سلیکمن است که می‌خواهد به مخاطب القا کند راه نجاتی وجود ندارد. این همان چیزی است که سلیگمن تحت عنوان نظریه درماندگی آموخته شده به آن می‌پردازد. رویای درخت و سرزمینی خارج از قفس که در طول نمایش به آن پرداخته می شود و انکار وجود درخت و تکرار این عبارت که درخت فقط یک تصویر است نیز از همین حس درماندگی آموخته شده می آید.
از سوی دیگر بررسی چیستی قفس، نظریه دهکده جهانی را تداعی می‌کند که مارشال مک لوهان در توصیف آینده جهان تحت تاثیر وسایل ارتباط جمعی به آن اشاره دارد. شخصیت زن قصه نقش کنترلگر را دارد و صرفا بدون تصویر واضحی از خویش با آنها ارتباط می گیرد.
این رفتار بر می‌گردد به نظریه دهکده جهانی مک لوهان که جهان توسط فناوری الکترونیکی به صورت یک دهکده فشرده تغییر یافته و حرکت اطلاعات از هر چهار گوشه جهان به هر نقطه در هر زمانی را ممکن می‌کند؛ اما این فقط بخش کوچکی از موضوع دهکده جهانی را در بر می‌گیرد.
در فرآیند دهکده جهانی مرگ حریم خصوصی در مفهوم دهکده جهانی مطرح می‌شود. این نگاه در نمایش نیز به خوبی مشهود بود. همه حرکات و تکان های شخصیت های نمایش به خوبی رصد می‌شد و عملا چیزی به عنوان راز وجود نداشت.
فرآیند جهانی شدن در مسیر هم شکل سازی قدم بر می‌دارد و تفاوت‌های فرهنگی آداب و رسوم و باورهای گوناگون در زیر این پرچم رنگ می‌بازند و جای خودشان را به یک جهان یک دست می‌دهند. بنابراین خیلی طبیعی است که این قفسی که ما از آن حرف زدیم و آن را نمونه دهکده جهانی دانستیم مردم را یک دست بخواهد.
در نمایش بارها ما به بازسازی یک صحنه از فوتبال می نشینیم. این تنها جایی است که آنها می‌خواهند بی قضاوت به اندیشیدن بپردازند؛ اما حتی همین اندیشه ساده چون ممکن است پیامد اندیشیدن را با خود داشته باشد باید سرکوب شود. چراکه نظام فکری در این نمایش به عینه یک نظام توتالیتر را نشان می‌دهد. بنابراین به سادگی دانای کل نمایش با یک جواب ساده «آفساید بود» همین اندک اندیشه را نیز از مردم سلب می کند.
نمایش «وی ای آر» اثری چند لایه است که با بازی یک دست بازیگرانش که نشان از کارگردانی صحیح اثر داشته آدمی را در پی شناخت مفهوم زندگی در جهانی که در حال تهی شدن از معناست به چالش می کشاند.
به گزارش ایرنا، «وی اِی آر» به نویسندگی و کارگردانی حامد رحیمی‌نصر اثری در سبک ابزورد و گروتسک است که در ادامه دیگر نمایش‌های پرمخاطب این هنرمند چون «شیزوفرنی»، «آلزایمر» و «آوردوز» با محوریت دغدغه‌های روانشناسانه و اجتماعی در عمارت نوفل لوشاتو به روی صحنه رفته است.

امیر مسعود، جواد سحر و محمد فروزنده این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره نمایش وی اِی آر i
حامد رحیمی‌نصر با نمایش «وی اِی آر» به صحنه می‌آید | عکس حامد رحیمی‌نصر با نمایش «وی اِی آر» به صحنه می‌آید
حامد رحیمی‌نصر، نویسنده، بازیگر و کارگردان در جدیدترین تجربه خود نمایش «وی اِی آر» را در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌برد.به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مدیر روابط‌عمومی نمایش، حامد رحیمی‌نصر، نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر به‌زودی نمایش «وی اِی آر» را در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌برد. «وی اِی آر» به نویسندگی و کارگردانی حامد رحیمی‌نصر اثری در سبک ابزورد و گروتسک است که در ادامه دیگر نمایش‌های پرمخاطب این هنرمند چون «شیزوفرنی»، «آلزایمر» و «آوردوز» با محوریت ...
دیدن ادامه ››

حامد رحیمی‌نصر، نویسنده، بازیگر و کارگردان در جدیدترین تجربه خود نمایش «وی اِی آر» را در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌برد.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از مدیر روابط‌عمومی نمایش، حامد رحیمی‌نصر، نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر به‌زودی نمایش «وی اِی آر» را در عمارت نوفل‌لوشاتو روی صحنه می‌برد. «وی اِی آر» به نویسندگی و کارگردانی حامد رحیمی‌نصر اثری در سبک ابزورد و گروتسک است که در ادامه دیگر نمایش‌های پرمخاطب این هنرمند چون «شیزوفرنی»، «آلزایمر» و «آوردوز» با محوریت دغدغه‌های روانشناسانه و اجتماعی اجرا می‌شود.

منبع: خبرگزاری مهر

محمد فروزنده، امیر مسعود و مسیح فقیهی نیا این را خواندند
خبر داغ داغ داغ
با شش روز تاخیر
۱۹ تیر ۱۴۰۳
تئاتر وی ای آر رو به تماشا نشستم، و لذت بردم از صحنه ای که من رو با بازی های درست و به اندازه همراه خودش می‌کرد.
تئاتری که جامعه و زمانه خودش رو درک کرده و ذهن تماشاچی رو با سکوت های مکرر، با دیالوگهای تکراری و قاب‌های معنا دار و ساختار شکنانه به بازی میگیره. و حتی میشه گفت پا از حد خودش فراتر گذاشته و دیدی جهان شمول به این قضیه داره که آیا انسان امروزی در لوپ رفتاری و افکاری خودش گیر کرده؟!
آیا انسان متمدن امروزی با قوانین و فرامین و اختراعات خودش داره قافله زندگی رو میبازه؟!
آیا ما انسانها روز به روز به ماشین شدن نزدیک میشیم؟!
آیا این ماشین گونه رفتار کردن تفکر و تعقل رو از انسان میگیره؟!
در آخر تشکر میکنم از همه دوستان هنرمند که این تئاتر رو برای انسان امروزی به روی صحنه آوردند.

با سپاس فراوان
مسیح
۲۳ تیر ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
موسیقی
هنرهای تجسمی
سینما
شعر و ادبیات

تماس‌ها

rahiminasr.hamed@gmail.com