لعنت به حافظه، لعنت به خاطرات...
پیوند درام و اجرای زنده موسیقی در “ساعت فراموشی” بسیار هوشمندانه و منسجم شکل گرفته بود. موسیقی صرفاً جنبه تزیینی نداشت، بلکه دقیقاً به ابزاری برای یادآوری و هویت شخصیت اصلی بدل شده بود. بازی تأثیرگذار و صدای نوستالژیک و پرانرژی رضا یزدانی در کنار هماهنگی عالی ارکستر، ریتم نمایش را در اوج نگه داشت. این کار واقعاً همه چیز تمام بود؛ موسیقی خوب گوش دادیم، با لحظاتش خندیدیم و با غمش اشک ریختیم و بغض کردیم. تجربهای متفاوت، کامل و بسیار لذتبخش از کنسرت-نمایش؛ دستمریزاد به رضا یزدانی، نگار نیکدل، حسن علیشیری و تمام تیم خلاق این اثر درخشان.
این یکبار رو قبول کن اشتباه کردی...