موضوع نمایش و همینطور اسم درخشان بود
اما فکر میکنم ایده فقط به سمت اجرایی شدن رفته و زمان بسیار بیشتری برای پخته شدن اجرا لازم هستش
اجرا بی شک ساختار شکن بود اما ساختارشکن بودن به قیمت کامل نبودن اجرا قابل قبول نیست
اجرای قطعه ها توسط نوازنده ها به خوبی اجرا شده بود و واقعا بی نظیر بود و همینطور تصویری که در آخر نمایش روی پرده از نوازنده ها افتاده بود که تصویر بصری بسیار جالبی میداد و از این تکنیک میشد در قسمت های دیگه استفاده شه مثل پرده مشابه سرتاسر صحنه و دیدن تصاویر فرم روی بازیگر که به صورت ثابت مونولوگ میگفت و باعث خسته شدن تماشاگر میشد (متن مونولوگ هم بسیار مونوتون بود و اگه کم و زیاد میشد و بیشتر به عمق ماجرا پرداخته میشد و نه صرفا تمرکز بر گفتن فکت علمی این اتفاق نمیافتاد) همینطور نور پردازی درست صورت نگرفته بود و برای همسان شدن با محیط ایجاد شده شاید بهتر بود تصاویر روی دیواره های بیشتری از سالن و سطح بیشتری اجرا میشد نه صرفا روی صحنه تا تماشاگر بیشتر وارد اون فضای دلخواه میشد
تمام احساسات دریافت نشده از طرف بازیگر و خواننده که به دلیل استفاده از هوش مصنوعی اتفاق افتاده بود که به نظرم این احساس نباید هم دریافت میشد و مقصود هم به نظرم از نظر کارگردان دریافت نشدن حس بود با توجه به اسم نمایش “بودن پس از حذف” که این دریافت نشدن هم بسیار جذابه با عواملی مثل نورپردازی درست و چیدمان صحنه درست به کل از این رو به اون رو میشد و در آخر حتما باید داخل تیوال ذکر شه که این اجرا کنسرت نمایش هستش ممنونم از این جسارت و خسته نباشید میگم به کل گروه اجرایی و نوازندگان حرفه ای.
خندیدیم… از ته دل.
و در آخر بیصدا اشک ریختیم،
هنر یعنی همین؛ خندهای که تلخی واقعیت رو یادت میاندازه. شما کارتون رو بلد بودید خیلی بلد بودید.کمدی که فقط بخندونه هنر نیست؛ هنر اونجاست که وسط خنده، بغض گلوت رو بگیره. این اجرا همین بود؛ تصویری صادقانه و تلخ ممنون برای این تجربهی عمیق و فراموشنشدنی.
به قول خودتون لفظکی دمتون گرم معرفتی بودین:)
وقتی ذهن صحنه جنایت میشود.
فروید روایتی بود که به لایههای پنهان ذهن انسان سرک میکشد و پرسشهای فلسفی مهمی را پیش روی مخاطب میگذارد. دیالوگها هوشمندانه و قوی بودند و بازی بازیگران در انتقال مفاهیم پیچیده روانکاوی، بسیار تأثیرگذار عمل کرد.و مهم تر از همه
وقتی از سالن خارج شدم، ذهنم پر از «چرا» بود...