در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | آطه رحمتی: چشم که گشودم، آسمان تهی بود و خورشید مرده بود. تفاوتی نیست. راه کارخان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:17:57
چشم که گشودم، آسمان تهی بود و خورشید مرده بود. تفاوتی نیست. راه کارخانه را که گز می‌کردم، سرما نشست به پای برهنه‌م. تفاوتی نیست. شب‌هنگام زمانی که الوارها را روی دوش مرتب می‌کردم هنوز آسمان تاریک بود و تهی. تفاوتی نیست. چشم که می‌بستم، خورشید برگشته بود به آسمان و الوارها زیر نور می‌درخشیدند. تفاوتی نیست.
در مزرعه کار مشخص بود. صبح با صدایی چشم باز می‌کردیم که روز. می‌دویدیم، جان می‌کندیم تا شب. چشم می‌بستیم که شب. علف‌های کوچک برای کندن دشوار بودند. همه چیز سخت ساده بود. و سخت. همه چیز مشخص بود. و این‌ها همه پیش از قصه‌ی دست‌های تو بود.
سینا دهقان و سوزان این را خواندند
ویگن اوانسیان، نوشین پیشوا، پیام بهرام و مهسا احسن این را دوست دارند
فقط هالک شکست ناپذیر که جای چهارشونه ، شانزده شونه است می تواند تعدادی الوار را روی دوش مرتب کند .
۲۶ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید