"تُنسیٰ کَأنَّکَ لَمْ تَکُن
تُنسی کَمَصرعِ طائرٍ
کَکَنیسَةٍ مَهجورةٍ"
فراموش میشوی انگار که هرگز نبودهای، چون مردن یک پرنده یا یک کلیسای بیرونق و متروکه فراموش میشوی...
محمود ...
سلام جناب فدایی، در شعر درویش کنیسه آمده[محل عبادت یهودیان[ اما در برگردان شما به کلیسا[محل عبادت مسیحیان]بدل گشته.
بعد هم برای مهجوره متروک یا متروکه کافی است.
یا علی
سلام جناب فدایی، در شعر درویش کنیسه آمده[محل عبادت یهودیان[ اما در برگردان شما به کلیسا[محل عبادت مسیحیان]بدل گشته.
بعد هم برای مهجوره متروک یا متروکه کافی است.
یا علی
سلام و ارادت
حقیقتش من فقط متن و ترجمه رو کپی کردم، ولی از قدیم یادم بودم که کنیسه در زبان عربی معنی کلیسا هم میده.
الکَنِیْسَةُعند النصارى:محلّ العبادة و تُطلق ایضاً على جماعة المؤمنین || مَعبَد الیهود(معرّبة عن کُنوشتا الارامیة و معناها المجمع و الجماعة)(المنجد فی اللغة ، ج ۰ ، ص ۷)ج کَنائِس:جماعة المؤمنین بدین المسیح(آرامیّة):«الکنیسة الشَّرقیَّة»،«الکنیسة الغَربیَّة» || مَحلّ العبادة عند المسیحیّین:«صلَّى فی الکنیسة»،«کنیسة قصر»،«کنیسة مدینة»(المنجد فی اللغة العربیة المعاصرة ، ج ۰ ، ص ۲۵۲۱)متعبَّد الیهود ... دیدن ادامه ›› او النصارى او الکفَّار معرب و قیل عربیّ و قد تطلق الکنیسة عند النصارى على جماعة المؤمنین (ج) کَنائِس و فی زماننا یسمُّون متعبَّد الیهود بالکَنِیْس و متعبَّد النصارى بالکنیسة و متعبد الاسلام بالجامع و متعبَّد الوثنیّین بالهیکل و الکل مأْخوذ من معنى الاجتماع. || المراَة الحسناءُ || شبه هودج یُغرَز فی المِحمَل او فی الرَحْل قضبان و یُلقَى علیهِ ثوب یستظلُّ بهِ الراکب و یستتر بهِ (ج) کَنائِس ایضاً(أقرب الموارد فی فصح العربیة و الشوارد ، ج ۴ ، ص ۴۹۵)مُتَعَبَّدُ النصارى و الیهود،و شبه هودج؛یُغرز فی المَحْمِل أو فی الرحْل قضبانٌ و یُلْقَى علیه ثوب یستظل به الراکب و یستتر به.(المعجم المفصل فی الجموع ، ج ۰ ، ص ۸۷۳)فی المغرب : «هو معرب کنشت»، و ردّ بأنّ کنشت و کنش معبد الیهود خاصة، و کنیسة خاص بالنصارى، أو عام. فالصواب أنه معرب کلیسا و أصله کلیسیا بیائین فخفف بحذف الثانیة منهما.(شفاء الغلیل فیما فی کلام العرب من الدخیل ، ج ۰ ، ص ۸۵۲)متعبد الیهود و النصارى. فی الأساس کانت: «کنیسة الیهود و کنائسهم». فی زماننا یسمون متعبد الیهود «کنیس» («کنشت» و «کنش») و متعبد النصارى «کنیسه». من السریانیة: >>othsuonC<< و تعنی: جماعة، محفل. و الأصل یونانی: «کلیسا»، محرفة عن «کلیسیا» و المعنى نفسه: جماعة، محفل. قال عدی بن زید: (من الکامل) بزُجاجةٍ مِلْءِ الیدینِ کأنّها قندیلُ صُبحٍ فی کنیسة راهبِ(المعجم المفصل فی المعرب و الدخیل ، ج ۰ ، ص ۳۰۴)
سلام و ارادت
حقیقتش من فقط متن و ترجمه رو کپی کردم، ولی از قدیم یادم بودم که کنیسه در زبان عربی معنی کلیسا هم میده.
الکَنِیْسَةُعند النصارى:محلّ العبادة و تُطلق ایضاً على جماعة المؤمنین ...
درست می فرمایید، اما در پارسی این دو واژه جدا از هم هستند و تا جایی که می دانم و گمان می کنم مقصود درویش کنیسه است.با توجه به کلیت منظومه اندیشه او.