در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | هومن بنایی درباره نمایش هملت قاتل: هملت؛ در جستجوی حقیقت میانِ سرهای بریده (نگاهی به نمایش «هملت قاتل»)
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:01:56
هملت؛ در جستجوی حقیقت میانِ سرهای بریده (نگاهی به نمایش «هملت قاتل»)

دیشب فرصتی دست داد تا به تماشای «هملت قاتل» به کارگردانی مسعود طیبی بنشینم؛ تجربه‌ای که بیش از آنکه یک نمایش معمولی باشد، یک مواجهه بود. یک مونولوگِ نفس‌گیر که با جسارت تمام، بر شانه‌های «تئاتر شقاوت» آنتوان آرتو سوار شده بود.

علی یعقوبی در نقش هملت، نمایشی از فروپاشیِ درونی ارائه داد که به‌ندرت روی صحنه‌های این روزها می‌بینیم. او هملت را نه در قامت یک شاهزاده‌ی منفعل، که در هیبت مردی میانِ «سرهای بریده» والدینش به تصویر کشید؛ جایی که گفتگو با مردگان، نه از سرِ توهم، که از سرِ ناچاری و برای مواجهه با حقیقتِ تلخِ ... دیدن ادامه ›› وجود است.

«هملت قاتل» از من این سؤالِ هولناک را می‌پرسید که آیا در ساحتِ شقاوت، جایی که مرگ و جنونِ مستتر در خیانت، واقعیتِ عریانِ انسان را می‌بلعند، اصلاً مفاهیمی مثل «عشق» تابِ استمرار دارند؟ طیبی در این میزانسن‌ها، به جای پاسخ‌های کلیشه‌ای، مخاطب را در میانه‌ی این پرسشِ بی‌پاسخ رها کرد؛ او این تردیدِ هستی‌شناسانه را نه در دیالوگ، که در کالبدِ رنج‌دیده‌ی بازیگر و در رگ و پیِ فضایی که ساخته بود، تزریق کرد.

باید اعتراف کنم سالن اجرا، وصله‌ی ناجوری بر تنِ این نمایشِ بلندپرواز بود. فضا برای این حجم از کنشِ جنون‌آمیز و فضاسازی‌های آرتویی، بسیار تنگ و غیرمتناسب بود؛ اما نکته اینجاست که قدرتِ بازیِ یعقوبی و هدایت طیبی، آن‌قدر نافذ بود که دیوارهای غیر استاندارد سالن، عملاً در ذهنِ مخاطب فرو ریخت. این دقیقاً همان کیمیای تئاتر است؛ وقتی بازیگر چنان در نقش مستحیل می‌شود که مکان، معنای خود را از دست می‌دهد.

«هملت قاتل»، جسورانه به تاریک‌ترین زوایای روحِ انسان سرک می‌کشد. اگر به دنبال تئاتری هستید که شما را با خودتان و رنج‌های ناگفته‌تان مواجه کند، این نمایش را از دست ندهید. تئاتری که اگرچه در سالنی کوچک محصور بود، اما وسعتِ رنج و جنونش، از سقف‌های بلند هم فراتر می‌رفت.