از دیشب که این نمایش رو دیدم فکر کردم چه توصیفی در موردش داشته باشم که حق مطلب رو ادا کنه و میتونم بگم برای من پروازی بود با زمان اندک روی ابرها در حالی که خودم را روی یک بار سیم خاردار به لبخند رسانده بودم.
ایده مرکزی نمایش مرا برد به سالهای دور و وقتی که در حوالی سال ۹۵ احساس کردم تئاتر برایم راه فرار دلخواه است.
همه این احساسات خوب شب گذشته را مرهون ظرافت چشمنواز بازی دو بازیگر (به خصوص حسن معجونی) بودم که شب خاطره انگیزی را برای من ساخت.
عجب تجربهی دل انگیزی.
لذت بردم
و
چیز بیشتری برای اضافه کردن ندارم.