۱۱ شهریور ساعت ۱۵:۱۶
(سال تحویل) میثم نوروزی از دل لحظههای ساده به لایههای پنهان انتظار و امید سرک میکشد. چیزی که بیش از همه توجهام را جلب کرد دکور نمایش بود که در عین سادگی، به فضای نمایش هویت میبخشد و در خدمت روایت قرار میگیرد. نمایش در ابتدا با نشان سه اپیزود شروع میشود که هر کدام با روایت و حال و هوای مستقل، در نهایت در کلیتی منسجم به یکدیگر پیوند میخورند. این تنوع روایی سبب شد که ضمن انسجام کلی اثر، فرصت دیدن روابط و تجربههای زیسته را از زوایای دیگر میسر شود. هدایت میثم نوروزی به عنوان کارگردان و انتخاب اجرایی او، سبب روشنی جزئیات هر اپیزود و جهان شخصیتها شده است. نکته قابل تامل این است که او با پرهیز از اغراقهای اجرایی، فضای نمایش را به سمتی صمیمی و باورپذیر سوق میدهد. در پایان نمایش (سال تحویل) از آنهای نمایشهایی است که هم لبخند را مهمان صورتتان میکند و هم جایی میان روایتهایش، احساسات شما را درگیر می.کند؛ ترکیبی از لحظههای شیرین و تلخ مثل روزهایمان.
خسته نباشید میگم به عوامل اجرایی نمایش سال تحویل؛ برای خلق این تجربه صمیمی و دلنشین.
۰۸ تیر ۱۴۰۲ ساعت ۰۰:۰۰
امشب به تماشای نمایش لَ حَ د نشستم
لَحَد توانست تزکیه را از طریق همذات پنداری مخاطب به دست بیاورد، نمایشی که بیهوده حرف نمیزند و در پس هر ذرهای حرکت مفهمومی گنجانده شده بود
این نمایش با شیوه مستندی خود گفتگویی میان خود با خود را راه انداخت که خشونت واقعا چیست؟ خشونت انواع مختلف دارد؟ چه اتفاقی باعث ایجاد خشونت خواهد شد؟ بله تمام این جوابها را میتوانستید از ریز و درشتترین عناصر صحنه بگیرید... لَحَد یک گزارش بود برای ما، مایی که از مشکلات و اتفاقات که در بطن جامعه در حال اتفاق است بیخبر هستیم،
و در نهایت تیم لَ حَ د خسته نباشید درخشیدید
۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۰۲:۲۳
من چند شب پیش به تماشای نمایش مردمان خشمگین نشستم، چه نمایش فاخری، چقدر هوشمندانه بعضی از کاراکترها اضافه شده بودند، بازیها بیشتر از حد انتظار عالی بودند هرچند نمیتوان کارگردانی خوب این کار را نادیده گرفت. بازی ها یکدست و ملموس بود و از صحنهی سینما به شدت لذت بردم
در نهایت
تیم مردمان خشمگین خدا قوت، بی نظیر بودید.