۲۴ اردیبهشت ساعت ۱۳:۵۹
وقتی تو راه بودم خوابم میومد پیش خودم گفتم ،
ای بابا باز باید برم یک ساعت بشینم
زُل بزنم تا یه چیزی شاید بفهمم ولی وقتی رسیدم
دیدم عهه انگار خودمم یجورایی جزئی از نمایشم
، خوابمم کلا پرید دیگه چرا پرید ، بماند
جدیده و باحاله ، برید ببینید 💚
۰۷ دی ۱۴۰۳ ساعت ۱۸:۳۳
گاهی وقتها یک چیزی موجب میشود
تا مفاهیمی مانند عشق ،محبت، حتی نفرت صحیح
پوشیده شود و اتفاق های غیر قابل جبران بیوفتد
آن چیز ، سوتفاهم است
نمایش درجه یکی بود ❤️
۰۶ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۲۷
روزی میرسد که نامی از شما نیست و لئوناردو آوازه دار جهان است!
۰۵ آبان ۱۴۰۳ ساعت ۱۶:۲۷
تو میگی چرا میخندم
اصلا حق با تو
دردامو نمیگم اما
من میخندم تا تو گریه هام غرق نشم
من میخندم ، حتی الکی