در دنیاى خیال و فرم محمد برهمنى
اثر همواره برروى طنازى قصه گویى اش سکان دارى مى کند.
چیزى که باعث همراه شدن با این اثر مى شود، قطعا مخاطب اصیل تاترى هست.
مخاطبى که در گرداب هملت و ادیپ و خطه ى سر سبز شمال را در بستر یک خانواده ى ایرانى که تنها پسرشان همایون ادیب باقى مانده را، سازگارى با مرگ مى کند.
قرار شاخ بى اثر با مخاطب بر این منوال است که چهره ى جدیدى از اغواگرى زنانه در بستر اکسپرسیون بدن و صدا و حضورش، بلدى هاى زیرکانه اش را به رخ درام بکشد،بله مهشید خدادى.
چوب جادویى محمد و محمود را
... دیدن ادامه ››
در خود بلعید.
ساحت مردانه و فانتزى و عقیم ماندن عاطفى مردان این قصه هم شلاق بعدى این اثر بود. که تمام در ساحت تکامل خود به بلوغ نرینگى رسیده بودن و این همان التهاب شاخ بى سر است.
مهشید خدادى در شاخ بى سر نمونه ى جدیدى از بازیگوشى حضور در صحنه را نقاشى مى کند.