امشب نمایشی دیدم که از لحظهی اول تا آخر، درجهان خودش منو نگه داشت. بازیگری آنقدر صادقانه و بیواسطه بود که مرز میان تماشاگر و صحنه محو شد؛ انگار دیگر تماشاچی نبودم، بلکه شریکِ لحظهبهلحظهی داستان بودم. متن، هوشمندانه و بیاضافهگویی، و کارگردانی چنان دقیق و پرتدبیر که هر سکوت، هر مکث، هر حرکت، جای خودش را داشت.
اینجور نمایشها کم پیش میآید — نمایشی که تو را از زندگیِ روزمره میکَند و برای یک ساعت، در جهانِ خودش نگه میدارد، بیآنکه لحظهای اجازه بدهد به بیرون برگردی.
تبریک به علیرضا اخوان عزیز و سپاس از تمام گروه که این شب را برای من به یادماندنی کردند.