نمایش ایرانی (سیاه بازی) درباره عیش طلبی خاندان قاجار و داستان زندگی گربه ای که عزیز دردانه قبله عالم است. کمدی تعاملی این نمایش هم خیلی دلنشین بود.
اما اونجایی که دختر پادشاه نامه ای رو میخونه هر لحظه بیشتر و بیشتر گذشته رو به امروز متصل میکنه.
جایی که آدم حس میکنه با آدم های اون دوره همدرده و انگار یک لوپ تاریخی برامون اتفاق افتاده.
درباره بازی ها هم باید بگم خوب و درست هدایت شده بود
هر شخصیت درجای خود اثر گذار بود چه کوتاه مثل چاه و چه طنازی مبارک.
خسته نباشید میگم به گروه نمایش
شب لذت بخشی رو کنارتون گذروندم
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت گروه نمایش کابوس های شازده اجباری
نمایش را دوست داشتم و با حال خوب از سالن خارج شدم که دلایلش را میتوانم به طراحی ها و گریم های اکسپرسیونیستی، استفاده درست از نور، بازی های اغراق شده و فیگوراتیو، میزانسن های خطی، حتی کوچک ترین اکت هایی که فکر شده و در راستای شخصیت بکار گرفته شده بود، نسبت دهم.
و البته محتوا که با حال روزگارمان بسیار نزدیک بود.
تنها چیزی که از نگاه من همخوانی زیادی نداشت استفاده مکرر از موسیقی غربی در نمایشی با طراحی و محتوای شرقی بود.
آرزوی موفقیت و درخشش بیشتر شما را دارم و از تئاتر دوستان دعوت میکنم به دیدن این نمایش بروند.
درود و خسته نباشید خدمت گروه نمایش متساویالساقین
این نمایش در بستر واقع گرایانه پیش میرود ولی میزانسن هایی قراردادی توسط کارگردان جهت تعویض دید مخاطب القا شده، گرچه این تفاوت با شیوه اجرایی همخوانی ندارد اما از منظر ایجاد جذابیت بصری و انتقال این مفهوم قابل پذیرش است.
با وجود دیالوگ محور بودن نمایش و در مواقعی ریتم بالای گفتگوها بازیگران خوب ظاهر شدند.
انتخاب نام نمایش را نیز هوشمندانه میپندارم.
به مخاطبان محترم تئاتر، دیدن این نمایش را توصیه میکنم.