در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سید احسان هاشمی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 00:12:18
 

فعال هنری

 ۲۵ مرداد ۱۳۷۶
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بخشی از یادداشت آریو راقب کیانی منتقد تئاتر درباره تابوت عهد
گفتگوی مجتبی جدی کارگردان نمایش تابوت عهد
با ایسنا نیوز

دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵


هشدار؛ رقابتی نابرابر در جریان است

کارگردان نمایش «تابوت عهد» با تاکید بر ضرورت حمایت دولت از تئاتر، نسبت به  شکل‌گیری رقابتی نابرابر میان گروه‌های نمایشی برای گیشه و ... دیدن ادامه ›› تبلیغات و پیامدهای منفی آن هشدار داد.

نمایش «تابوت عهد» به کارگردانی مجتبی جدی از جمله نمایش‌هایی است که این روزها در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه است.
متن این نمایش نوشته نیل لبیوت است که با دراماتورژی حسین رسولی و کارگردانی مجتبی جدی در تالار سایه روی صحنه می‌رود.
جدی در گفتگو با ایسنا با ارایه توضیحاتی درباره اجرای این اثر نمایشی، از خانه‌نشینی تعدادی از هنرمندان اصیل تئاتر در شرایط فعلی ابراز تاسف کرد.
این کارگردان تئاتر در آغاز درباره شیوه دراماتورژی این نمایشنامه و تغییراتی که متن بازنویسی شده در قیاس با نمایشنامه اصلی دارد، گفت: نمایشنامه اصلی که متعلق به نویسنده آمریکایی است، منطبق با سنت فکری تئاتر آمریکاست یعنی پر از دیالوگ و گفتگوهای شلاقی مانند نمایشنامه‌های مارتین مک دونا یا ادوارد آلبی و ... ماجراهای آن در اتاق نشمین و آشپزخانه و ... می‌گذرد و بسیار رئال است اما از آنجاکه شخصا به درام‌نویسی مدرن و آثار نویسندگانی مانند بکت، پینتر و ... علاقه‌مندم، از دراماتورژ کار خواستم تا متن را به این سمت ببرد و این چنین است که در اجرای ما سکوت ، مکث و فضای مینی‌مال اهمیت ویژه‌ای دارد. الگوی این سبک نمایشنامه‌نویسی کریل چرچیل است که استاد ناگفته‌نویسی است؛ چیزهایی را نمی‌گوید تا مخاطب آنها را کشف کند.
جدی درباره رویکرد ظریف این نمایشنامه به ماجرای ۱۱ سپتامبر و اینکه نمایش اشاره مستقیمی به این ماجرا ندارد، توضیح داد: در متن اصلی اتفاق ۱۱ سپتامبر موتور محرک داستان است و در نمایشنامه اشاره‌ای به آن نمی‌شود و صحبتی درباره برج‌های دوقلو نیست بلکه این موضوع را از مقدمه نویسنده متوجه می‌شویم.
او در پاسخ به اینکه دو پرسوناژه بودن این نمایشنامه، چقدر در انتخاب آن به دلیل شرایط اقتصادی فعلی تئاتر تاثیرگذار بوده است، توضیح داد: دلیل انتخاب من این موضوع نبود. سال‌ها پیش عباس جمالی این نمایشنامه را معرفی کرد که نشد آن را اجرا کنیم. اما از همان زمان آن را در ذهن داشتم. در این مدت و در بحران‌های اجتماعی که از سر گذراندیم، نسبت این نمایشنامه با ما بیشتر شد. برایم مهم نبود که نمایشنامه دو پرسوناژ دارد بلکه موقعیتی که مطرح می‌کرد، برایم اهمیت داشت و دوست داشتم متنی اجرا کنم تا تماشاگر بیشتر با آن حس سمپاتی داشته باشد. ضمن اینکه در نمایشنامه خودخواهی فردی در مقابل حادثه جمعی هم مطرح بود و این موضوع نیز در انتخاب این متن تاثیر داشت.

جدی درباره مهم‌ترین چالش‌هایی که گروه‌های نمایشی در شرایط حال حاضر با آنها رو به رو هستند، نیز گفت: متاسفانه مسئولان، نه تنها تئاتر بلکه کل فرهنگ را رها کرده‌اند. بنابراین شما به هنگام انجام یک کار فرهنگی، هیچ پشتوانه‌ای ندارید که احساس کنید از شما حمایت می‌شود. در این وضعیت، همه گروه‌های نمایشی به گیشه‌های خود وابسته هستند. بنابراین رقابتی میان آنها شکل می‌گیرد. گویی همه ما وارد مسابقه‌ای شده‌ایم آن هم نه برای کیفیت کارهایمان بلکه برای جذب تماشاگر.
او با اشاره به اینکه در دهه‌های گذشته، ملاک انتخاب آثار نمایشی کیفیت آنها بوده است و نه میزان فروش‌شان در گیشه، یادآوری کرد: قبلا اگر نمایش شما کیفیت لازم را نداشت، نمی‌توانستید در مجموعه‌ای مانند تئاترشهر یا تالار مولوی نوبت اجرا بگیرید. بنابراین رقابت بین گروه‌های نمایشی بر سر کیفیت کارها بود ولی الان رقابت، برای جذب تماشاگر است و این برای کاری که قرار است فرهنگ‌ساز و انسان‌ساز باشد، خطرناک‌ترین گزاره است؛ اینکه مدام به این فکر کنیم که چه کنیم تا نمایش ما بفروشد!
این کارگردان ادامه داد: در حال حاضر هر کس که پشتوانه مالی محکم‌تری داشته باشد، در تبلیغات هم می‌تواند موفق‌تر ظاهر شود و در نتیجه تماشاگر بیشتری جذب خواهد کرد و در این وضعیت، رقابتی نابرابر شکل می‌گیرد زیرا تعدادی از گروه‌های نمایشی بدون پشتوانه قوی مالی کار می‌کنند و طبعا نمی‌توانند در تبلیغات و پیرو آن در جذب تماشاگر اقبال چندانی داشته باشند.
جدی با ابراز تاسف از پیامدهای تاثیر شرایط اقتصادی بر تئاتر افزود: بسیاری از هنرمندان شاخص تئاتر، کسانی که ما تئاتر را از آنان آموختیم و با تماشای نمایش‌هایشان به این هنر علاقه‌مند شدیم، خانه‌نشین شده‌اند چراکه نمی‌توانند با مناسبات فعلی تئاتر کار کنند. ضمن اینکه اصولا اعتقادی به این نوع از رقابت ندارند. ما الان داریم برای فروش بیشتر رقابت می‌کنیم اما این دیگر تئاتر و فرهنگ نیست و به جای اینکه تمرکزمان بر نقد آثار یکدیگر و بازتاب اجراهایمان نزد متخصصان و کارشناسان و منتقدان باشد، بر میزان فروش گیشه است.
او با تاکید بر ضرورت حمایت دولت از تئاتر خاطرنشان کرد: دولت باید برای خلق اثر هنری و کار فرهنگی، سوبسید در نظر بگیرد. در غیر این صورت، شرایط فعلی، هر روز بدتر هم می‌شود.
جدی در پاسخ به اینکه در شرایط اقتصادی فعلی، به عنوان یک کارگردان تئاتر چه چشم‌اندازی پیش‌روی خود می‌بیند، گفت: همچنان با همین رویکرد به فعالیت خود ادامه خواهم داد زیرا معیشت و درآمد خود را به تئاتر وابسته نکرده‌ام. یکی از دلایل شکل‌گیری رقابت فعلی میان گروه‌های نمایشی، این است که اقتصاد و معیشت خود را به تئاتر وابسته کرده‌اند. به همین دلیل است که قدیمی‌های تئاتر می‌گفتند اول شغل و منبع درآمدی برای خود در نظر بگیرید و بعد سراغ تئاتر بروید زیرا وقتی تئاتر منبع درآمد شما باشد، به عنوان یک بازیگر مجبور می‌شوید همزمان در چند پروژه همکاری کنید یا به عنوان کارگردان ممکن است کاری عامه‌پسند اجرا کنید اما من همه تلاشم را می‌کنم که وارد این بازار نشوم.
به گزارش ایسنا، نمایش «تابوت عهد» با بازی صادق ‌برقعی، نازنین ‌حشمدار روی صحنه می‌رود و دیگر اعضای گروه اجرایی ان به شرح زیر هستند:طراح صحنه، طراح لباس: مجتبی ‌جدی، طراح نور: اتابک ‌اسدی، طراح صدا، آهنگساز: احسان ‌سالم‌پور، طراح پوستر و بروشور: وحید ‌رزاقی، ساخت تیزر: مانی ‌حمیدی ‌شاد، علی ‌بنایی ‌طاهری ساخت موشن: علیرضا ‌لطفی ‌زاده، مدیر تولید و برنامه‌ریز: فرشید ‌فرزام، روابط عمومی: سید ‌احسان ‌هاشمی، دستیار کارگردان و منشی صحنه:  شقایق ‌قاسمی.
در خلاصه داستان این نمایش آمده: در یک صبح تاریک و طولانی، زن و مردی با خود و با یکدیگر مواجه می‌شوند.
نمایش «تابوت عهد» که ویژه تماشاگران بالای ۱۵ سال تعریف شده، هر شب ساعت ۲۰ و به مدت یک ساعت در تالار سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه می‌رود.
یادداشت آریو راقب کیانی منتقد تئاتر درباره تابوت عهد

تبدیل کردن تهدیدها به فرصت‌ها

حادثه یازده سپتامبر برای بسیاری پایان یک جهان بود؛ اما نیل لابیوت، برخلاف انتظار، آن را نقطه آغاز یک پرسش اخلاقی قرار داد. او بعدها گفت ایده نوشتن The Mercy Seat نه از خود حملات تروریستی، بلکه از واکنش شخصی‌اش پس از لغو پروازش به نیویورک شکل گرفت؛ لحظه‌ای که ابتدا از دردسر سفر طولانی با قطار ناراحت شد و بلافاصله از این خودخواهی شرم کرد. همین کشمکش، هسته مرکزی نمایشنامه شد؛ اینکه آیا انسان در مواجهه با یک فاجعه، پیش از هر چیز به دیگران فکر می‌کند ... دیدن ادامه ›› یا به خودش؟

مجتبی جدی در اجرای نمایش “تابوت عهد”، به جای آنکه این نمایش را صرفاً روایتی درباره یازده سپتامبر باقی بگذارد، آن را به وضعیت معاصر نزدیک می‌کند. جایگزین شدن برج‌های دوقلو با فضای بمباران و موشک‌باران، صرفاً یک ایرانیزه کردن سطحی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بحران و در کنار آن اخلاقیات، جغرافیا نمی‌شناسد. در این نمایش کاراکتر مرد (با بازی صادق برقعی) نمی‌تواند با خانواده‌اش تماس بگیرد تا بگوید زنده مانده است و هم‌زمان نمی‌تواند با معشوقه‌اش از این وضعیت برای ساختن زندگی تازه استفاده کند. این تعلیق، نمایش را از یک موقعیت آمریکایی خارج کرده و به تجربه‌ای آشنا برای مخاطب امروز تبدیل می‌کند. در طراحی میزانسنیک نمایش تقریباً به طور کامل بر محور یک تختخواب شکل می‌گیرد؛ اما این تخت، برخلاف آنچه از یک اتاق خواب انتظار داریم، هرگز محل وصال نیست. طراحی صحنه هوشمندانه، تخت را به مرزی نامرئی میان دو شخصیت تبدیل کرده است؛ خطی که هیچ‌یک از کاراکترها از آن عبور نمی‌کنند و بنابراین وسیله‌ای که باید انسان‌ها را در آیین معاشقه به هم نزدیک کند، به دیواری انفصال گونه مبدل می‌گردد.گویی رابطه، پیش از آغاز نمایش مرده است و تخت، بیش از آنکه یادآور عشق باشد، یادآور فاصله شخصیت‌های جهان نمایش است. این مفهوم با نورپردازی نیز تقویت می‌شود. سایه پنجره‌ای که نور آن عمدتاً بر سمت زن (با بازی نازنین حشمدار) می‌تابد، او را به جایگاه آگاهی نزدیک‌تر می‌کند. زن در اغلب لحظات نمایش، موقعیت برتر را در اختیار دارد. این کاراکتر پیوسته دانش و حتی فهم مرد را به چالش می‌کشد. از اشاره به عقده ادیپ گرفته تا یهودا، از ارجاع به سریال Friends و متیو پری تا اشاره به جاسوس روسی مشابه با نام نویسنده «پرتقال کوکی» و همه دیالوگ‌های زن که لایه‌های فرهنگی متعددی را وارد نمایش می‌کنند؛ همه و همه ارجاع‌هایی که گاهی جنبه طعنه دارند و گاهی ابزاری هستند برای اثبات برتری ذهنی او.

در حقیقت، زن نماینده نوعی قدرت کلامی است؛ قدرتی که مرد هرگز توان مقابله کامل با آن را ندارد. اگرچه مرد در آغاز تصور می‌کند اکنون بهترین فرصت است تا مرگ خود را اعلام‌نشده باقی بگذارد، برای خانواده‌اش قهرمان بماند و همراه معشوقه‌اش زندگی تازه‌ای آغاز کند، اما هرچه نمایش پیش می‌رود، این نقشه بیشتر به رؤیایی کودکانه و غیر بالغانه شباهت پیدا می‌کند. آنچه در نهایت بر رفتار او غلبه می‌کند، نه عشق، بلکه مسئولیت است. او هرگز نمی‌تواند دو فرزندش را کنار بگذارد و این انتخاب، در تمام رفتارهایش نمود پیدا می‌کند. یکی از هوشمندانه‌ترین لایه‌های اجرا، تضاد میان گفتار و کردار شخصیت‌هاست. زن بارها از اخلاق، فهم، آگاهی و حتی مسئولیت سخن می‌گوید، اما خود او نیز در همان رابطه‌ای ایستاده که بر پایه خیانت شکل گرفته است. مرد نیز از آزادی و انتخاب حرف می‌زند، اما از ساده‌ترین تصمیم زندگی‌اش ناتوان است. نمایش به‌درستی نشان می‌دهد اخلاق، مفهومی مطلق نیست؛ شخصیت‌ها هر دو از اخلاق سخن می‌گویند، بی‌آنکه خود الزاماً به آن پایبند باشند. این همان نسبیت اخلاقی است که لابیوت سال‌هاست در آثارش دنبال می‌کند.

بازی نازنین حشمدار، نقطه اتکای اجراست. او شخصیتی را خلق می‌کند که هم‌زمان تیزهوش، طعنه‌زن، آسیب‌دیده و سلطه‌گر است. حتی زمانی که سکوت می‌کند، حضورش بر صحنه حفظ می‌شود. در مقابل، صادق برقعی، مردی را به تصویر می‌کشد که میان میل و وجدان معلق مانده است. او نه آن‌قدر قهرمان است که از گذشته‌اش بگذرد و نه آن‌قدر ضدقهرمان که فرزندانش را فراموش کند. این دوگانگی، مهم‌ترین کیفیت بازی اوست.

کارگردانی مجتبی جدی نیز آگاهانه از هرگونه اغراق فاصله گرفته است. نمایش، بر پایه اجرایی مینیمال، دیالوگ‌محور و کم‌حادثه شکل گرفته است. ریتم آهسته آن تقریباً تا پایان تغییر محسوسی نمی‌کند و اگرچه ممکن است برای برخی تماشاگران یکنواخت به نظر برسد، اما با جهان ذهنی نمایشنامه هماهنگ است. نور ثابت، حذف تغییرات چشمگیر بصری و استفاده حداقلی از صدا ــ که تقریباً تنها به آمبیانس عبور آمبولانس محدود می‌شود ــ همه بر این سکون تأکید می‌کنند؛ سکونی که در تضاد با فاجعه بیرون از اتاق قرار دارد. شاید تنها نقد وارد بر اجرا، همین یکنواختی ریتم باشد. نمایش در بسیاری از لحظات، از نظر ضرباهنگ، فراز و فرود قابل توجهی ندارد و این مسئله گاهی از شدت درگیری مخاطب می‌کاهد. با این حال، قدرت دیالوگ‌ها و کیفیت بازی دو بازیگر، اجازه نمی‌دهد اجرا از نفس بیفتد.

در نهایت”تابوت عهد” در نهایت درباره خیانت نیست؛ درباره لحظه‌ای است که انسان می‌خواهد از دل یک فاجعه، برای خودش رستگاری بسازد. اما لابیوت یادآوری می‌کند که رستگاری، با دروغ آغاز نمی‌شود. همان‌گونه که عنوان نمایش به «Mercy Seat» یا جایگاه آمرزش اشاره دارد، بخشش تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان نخست با حقیقت خود مواجه گردد؛ حقیقتی که شخصیت‌های این نمایش، تا واپسین لحظه از مواجهه کامل با آن طفره می‌روند. همین تعلیق اخلاقی است که «تابوت عهد» را به اثری فراتر از یک درام عاشقانه یا یک روایت پس از فاجعه تبدیل می‌کند؛ نمایشی درباره مرز باریک میان نجات یافتن و نجات پیدا کردن در مخمصه تبدیل کردن تهدیدها به فرصت‌ها.
یادداشت بابک پرهام پیرامون نمایش تابوت عهد
یادداشت علی جعفری فوتمی پیرامون نمایش تابوت عهد
بخشی از یادداشت محمد‌حسن خدایی منتقد تئاتر پیرامون نمایش تابوت‌عهد.
درباره نمایش «تابوت عهد» به کارگردانی مجتبی جدی

زندگی دوگانه عشاق و سکوت جهان

محمدحسن خدایی: در جهان عشق‌های سیال و تنوع‌طلبی‌های بی‌حد و حصر دوران نئولیبرال، نمایشنامه «تابوت عهد» را می‌توان پیشنهادی برای خروج از این وضعیت مبهم به لحاظ اخلاقی دانست و از راه‌های بدیلی گفت که فاصله گرفتن از خودفریبی و دروغ به ارمغان می‌آورد. ماجرای نمایشنامه به مواجهه با امر نامنتظره می‌پردازد که چگونه ناگهان فرا می‌رسد و این بخت را فراهم می‌کند که انسان‌ معاصر، نقاب از صورت کنار زده و شجاعت اخلاقی زیستن را بار دیگر در رابطه با مفهوم عشق به دست آورد. کافی است به رابطه عجیب و تا حدودی ملال‌آور «بن هارکورت» و «اَبی پرسکات» نمایشنامه تابوت عهد رجوع کنیم تا این نکته آشکار شود که وقتی معیار زندگی «اخلاق خودآیین» باشد، نمی‌توان در عرصه عمومی ادعای مسئولانه زیستن داشت و در حوزه خصوصی، بدل به عشاقی شد که همه چیزشان بر مدار پنهان‌کاری است. نیل لَیبوت در مقام نمایشنامه‌نویس، به زندگی عاطفی زن و مردی می‌پردازد که رابطه پنهانی‌شان، تهدیدی است علیه بنیان اخلاقی جامعه. از این منظر، تنش‌هایی که مابین این دو نفر در طول گفت‌وگوهایشان آشکار می‌شود را می‌توان واکنشی دانست به یک دوراهی سخت: پایان دادن به عشقی پنهان‌کارانه یا تداوم‌بخشی ... دیدن ادامه ›› به آن. هر کدام از این انتخاب‌ها بی‌شک استلزاماتی برای طرفین خواهد داشت که نمی‌توان به راحتی از بار سنگین مسئولیتش شانه خالی کرد. توگویی بعد از وقوع فاجعه‌ای عظیم در دل کلان‌شهری چون نیویورک، وضعیت بعضی شهروندان چنان تغییر می‌کند که دیگر نمی‌توانند با پنهان‌کاری به زندگی ادامه داده و گرفتار وجدان معذب نشوند. صد البته در این مورد خاص و میان این دو انتخاب دشوار مابین پایان یا تداوم، با دو نوع اخلاق‌گرایی مواجه هستیم. یکی مبتنی است بر اخلاق فایده‌باورانه، که تداوم رابطه را تجویز می‌کند و زیستن در یک جهان مخفی را مجاز می‌شمارد. دومی اما اخلاق هنجاری را مد نظر دارد و بیش از آن‌که گرفتار منطق سود و زیان شود، این حقیقت را گوشزد می‌کند که عشق به صداقت احتیاج دارد و فقدان شفافیت، مقدمه تباهی است و زوال اخلاقی انسان. جالب آن‌که اخلاق‌گرایی در نمایشنامه تابوت عهد، ذیل آموزه‌های دینی کتاب مقدس معنا می‌یابد و موضعش را متعین می‌کند.
مجتبی جدی در آخرین پروژه کارگردانی‌اش، با توجه به زمان کوتاهی که در اختیار داشته، این فرصت را یافته تا خوانشی شخصی از نمایشنامه نیل لیبوت را بر صحنه آورد و زیبایی‌شناسی مورد پسندش را در قبال این اجرای چالش‌برانگیز به‌کار بندد. سالن سایه، میزبان این اجرا بوده و با توجه به تک‌اجرایی شدن تمامی سالن‌های مجموعه تئاتر شهر در دوران مدیریت کوروش سلیمانی، اجرای تابوت عهد توانسته به اتمسفری که مد نظر کارگردان است نزدیک شده و روابط پیدا و پنهان آدم‌های نمایش را رؤیت‌پذیر کند. متن نمایشنامه را سیدحسین رسولی به فارسی ترجمه کرده و در هماهنگی با کارگردان، دراماتورژی متن را هم به سرانجام رسانده است. زمان یک‌ساعته اجرا، به وضوح از حذف قسمت‌هایی از متن نمایشنامه خبر می‌دهد و ضرورت فشردگی روایت و فضاسازی را یادآور می‌شود. بنابراین پس از تماشای این اجرا، می‌توان این نکته را بیان کرد که تابوت عهد مجتبی جدی، ترجیح می‌دهد در حد امکان از جهان مابعد یازده سپتامبری نیل لیبوت فاصله گرفته و با کاستن از امور انضمامی، حال و هوایی جهان‌شمول خلق کند که با سبک زندگی مردمان طبقه متوسط شهری در گوشه و کنار جهان هم‌راستا است. در این بین، فضای نمایش، متأثر از رویکردهای هارولد پینتر است با تمامی آن سکوت‌ها، لکنت‌ها، وقفه‌ها و سوءتفاهم‌های بی‌پایان. یک ایستایی جذاب در میزانسن‌ها که تحمل‌ناپذیر می‌نماید و تماشایش صبر و حوصله می‌طلبد. نتیجه این ملاقات با اجرا در انتهای نمایش، حس خوب دوری از ابتذال زمانه است. اجرایی کمینه‌گرا که کوچک‌ترین کنش‌های کلامی شخصیت‌هایش، به همراه کنترل‌شده‌ترین حرکات بدنی بازیگرانش، و صد البته نسبتی که بدن‌ها با صحنه برقرار می‌کند، به مثابه یک نظم ریاضیاتی عمل کرده، دقت و تمرکز بالایی را از تماشاگران مطالبه می‌کند. این شیوه اجرایی که از طریق ریتم آهسته، مکالمات چالشی کنترل‌شده، همچنین خالی بودن فضای صحنه از اشیای زندگی آپارتمانیِ زندگی روزمره ساخته می‌شود، همان رویکرد اجرایی است که در این سال‌ها مجتبی جدی تلاش کرده اجراپذیرش کند. یادآور جهان تئاتری امیررضا کوهستانی در دهه هشتاد شمسی و اوایل دهه نود. از قضا در دوران شتاب‌گرایی سرمایه‌داری متأخر، مواجهه تماشاگران با پدیده‌های هنری چون اجرای تئاتر، می‌تواند مشمول مصرف محصول هنری با سرعت بالا و دقت پایین باشد. این‌که یک اجرا تلاش دارد خلاف‌آمد این روال غالب باشد، امری است پسندیده که در این اجرا یک بار دیگر تلاش شده آزموده شود. اجرایی که مقهور شتاب زمانه نمی‌شود و با تکیه بر آهستگی عناصر، فرآیند ویرانی یا رستگاری انسان معاصر را به تماشا می‌نشیند.
با توجه به سیاست اجرایی کارگردان در حذف زوائد و حواشی، صحنه از اشیا تهی شده تا استقرار یک تخت‌خواب دونفره، استعاره‌ای باشد از یک فضای خصوصی که گویا زیر نگاه خیره دیگران در حال تلاشی است. نازنین حشمدار نقش زنی را بازی می‌کند که با رویکردی تهاجمی، خواستار تعیین تکلیف و خروج از بلاتکلیفی است. در مقابل صادق برقعی، حتی با جوش و خروش‌های مقطعی‌اش، مردی است همراه و با طمانینه که قدم به قدم عقب می‌نشیند و منفعلانه، از پس شجاعانه تصمیم گرفتن این روزهایش برنمی‌آید. ماحصل گفت‌وگوی طولانی‌مدت این دو نفر، که تلاقی عواطف، احساسات و آشکار شدن رازهای پنهانی است، اعلام به پایان یک دوره و ورود به دوره‌ای تازه است. از عدم قطعیتی تحمل‌ناپذیر به عدم قطعیتی پر از ابهام.
از نقاط مثبت اجرا، بی‌شک حضور بازیگرانی است که توانسته‌اند با مهارت، رویدادهای کوچک حسی و تلاطمات سهمگین عاطفی را حس‌پذیر کنند. ترکیبی از تهاجم و تدافع توأمان، گفت‌و‌شنودی که قرار نیست کسی را قانع یا حقیقت ماجرا را به تمامی آشکار کند.
در نهایت می‌توان گفت خوانش مینیمالیستی مجتبی جدی از جهان بسیط نیل لیبوت، ارزش‌افزوده‌ای خلق کرده که به‌کار مناسبات تولید در تئاتر این روزهای ما می‌آید. کاستن از هزینه‌ها، خالی کردن صحنه از اشیایی که نالازم می‌نماید، کمک رساندن به ساختن یک جهان پرتنش عاطفی که میان دو نظام اخلاقی سرگردان مانده است. در همان دقایق سکوت و پرسش‌های بی‌پاسخ. میان سروکله‌زدن‌های بی‌وقفه با امر سپری‌نشده. در نقشی که مدت‌هاست نمی‌توان دوباره بازی‌اش کرد. اما ضرورتش احساس می‌شود.

چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ | دیروز

    
   

۵۰٪ تخفیف ویژه دانشجویان برای روز یکشنبه ۲۱ تیرماه (محدود)
فروش به صورت حضوری در گیشه تئاتر‌شهر
Amirhosein Bakhshi و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مدیران تئاتر را به عنوان یک ضرورت اجتماعی ببینند؛ مصلح اجتماعی نیستم.

مجتبی جدی کارگردان نمایش «تابوت عهد» که به زودی در مجموعه تئاتر شهر اجراهای خود را آغاز می‌کند، در گفتگو با خبرنگار مهر درباره داستان این اثر نمایشی گفت: در یک صبح تاریک و طولانی، زن و مردی با خود و با یکدیگر مواجه می‌شوند و پرده از رازی که بین آنهاست، برداشته می‌شود.

تیتر های گفتگو مجتبی جدی کارگردان نمایش "تابوت عهد"
بی‌توجهی به فرهنگ پیامدهای عریانی در جامعه دارد!
«تابوت عهد» به معنای تغییر ... دیدن ادامه ›› مسیر نبود.
تجربه‌ بدی از سالن‌های خصوصی ندارم.
به بازگشت سرمایه فکر نمی‌کنم.

لینک مشاهده کامل گفتگو:

https://www.mehrnews.com/news/6873325/مدیران-تئاتر-را-به-عنوان-یک-ضرورت-اجتماعی-ببینند-مصلح-اجتماعی




سلام.

امیدوارم تاتر‌ باکیفیت بتونه از آسیب های اجتماعی که امروزه شعله آنها دامان همه جامعه رو گرفته تا حدی جلوگیری کنه...

البته در شکستن امواج ما شاهد یه تاتر با کیفیت و آگاه کننده بودیم.

به امید روزهای خوب..🌹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تماس‌ها

ehsan.hashemi@ut.ac.ir
09134145940