واقعا مفهومی پیچیده تر از آزادی داریم؟
فیلم خیلی اهسته و احساسی و ابیه. زنی که تلاش میکنه خودش رو از گذشته و رابطه ی عاطفی و سوگ ازاد بکنه.
(خطر اسپویل) اینکه زن چقدر موفق میشه؟! به نظرم گویا ترین صحنه سرایت قهوه به قنده☕ همونطور که موسیقی باعث سرایت گذشته به حال میشه. فکر میکنم وقتی زن متوجه سال ها خیانت همسرش شد انگار متوجه شد اون عشقی که تصور میکرد با مرگ همسرش از بین رفته مدت ها قبل از بین رفته بوده و این به نظرم التیام و بلاخره اشک بود.
پ.ن: من همیشه مشکل دارم با این قضیه که چرا وقتی کسی فوت میشه اطرافیان یه جوری همه ی کمالات و فضایل رو بهش نسبت میدن که بازمانده ها باورشون میشه چه گوهر بی نقصی رو از دست دادن. واقع بینی بهتر نیست؟!