۲ روز پیش، جمعه ساعت ۰۱:۵۲
درود.
بسیار راضی ام از انتخابم.
اختتام عشق هم مثل برادران کارامازوف باعث شد بر روی صندلی میخکوب شم.
بعد از مدتها نمایشی دیدم که به جانم نشست.
در هر دو مونولوگ مرور خاطرات و حرفها و اکتهای آشنا داشتم.
.
.
ببین.... دستمو به سمتت دراز کردم.
زندگی رستگاریه. بخشش همه جا هست. اما تو حتی تکون نمیخوری.