وقتی این نمایش رو دیدم، اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که موضوعش آنقدر به حال و هوای جامعه این روزهای ما میخورد که با خودم گفتم نکنه متنش همین یکی دو ماه اخیر انتخاب شده و سریع هم به اجرا رسیده. اما بعد که کمی پرسوجو کردم فهمیدم روند شکلگیری کار و شروع تمرینها خیلی قبلتر از این حرفها بوده. همین موضوع برایم جالبتر شد، چون انگار نمایش به شکل عجیبی با شرایط امروز همزمان شده بود.
به نظرم یکی از سختترین بخشهای تئاتر این است که در مدت زمان نسبتاً کوتاه اجرا، مخاطب را با جهان نمایش و حرفی که کارگردان میخواهد بزند همراه کند. معمولاً زمان میبرد تا تماشاگر با فضای اثر ارتباط بگیرد و کمکم وارد داستان شود. اما در این نمایش شرایط کمی فرق داشت. موضوع آنقدر به حال و روز جامعه نزدیک بود که احساس میکردم مخاطب از قبل نیمی از مسیر همراه شدن با اثر را آمده است. همین باعث میشد ارتباط گرفتن با نمایش خیلی سریعتر و طبیعیتر اتفاق بیفتد.
در مجموع تجربه خوبی بود و از دیدن این کار لذت بردم.
:::
برای ۲۷ مرداد سانس ۲۰:۱۵ دوتا بلیط دارم اگه کسی خواست بگه
09375512707
میخوام تشکر کنم که آقای رنج بر با جرعت روی این موضوع دست گذاشته بودن و نمایش خوبی رو صحنه آوردن.
(گربه نره و روباه مکار) نمایش فوق تفننی است.
با اینکه نویسنده و کارگردان اثر، اوشان محمودی بود میتوان گفت که با ملات ضعیف متن نمایش بهترین بنای ممکن را با کارگردانی خوب به عمل آورد .
طراحی صحنه ، نور و صدا به زیبایی کنار هم عمل می کردند که توانستند بر روند بازی ها ،میزان ها و حس و حال بازیگران نوپای کار تاثیر فوقالعادهای بگذارند البته کاملا واضح بود که گروه ، تمرینات بسیار زیادی داشته که توانسته بودند با موسیقی و جلوه های نور به طور کامل هماهنگ شوند و حداقل در دو دفعه ای که نمایش را دیدم حتی یک ناهماهنگی نبود و میتوان گفت از این نظر بهترین در سالن اصلی تئاتر شهر در این چند وقت بود. از گریم ،طراحی لباس و انتخاب بجا و خوب (فرم و ویژگی ظاهری) بازیگران که بگذریم به زیر متن آش شله قلمکاری نمایش میرسیم که ظاهراً محمودی به چندین موضوع مختلف سیاسی، فلسفی ، روحانی و غیره تُکی زده بود و با دیالوگ های به اصطلاح رو و شعارگونه موجب شده بود که از این همه مفهوم ، مفهوم موثری استخراج نشود و نمایشنامه ساختار بسزایی نداشت که موجب میشد قصه ی نمایش دور خود بچرخد و به تکامل نرسد.
در مجموع نماش جالبی بود و دوست دارم چند پیشنهاد به آقای محمودی عزیز بدهم
-تنها چیزی که نماش از نظر فانتزی کم داشت موسیقی کاملا زنده مثل استفاده از گروه موسیقی جدا از شخصیت های نمایش بود.
-کوتاه تر شدن زمان نمایش به قدر 10-15 دقیقه به کار کمک میکرد چون تماشاچی در این دنیا سریع امروزی زود خسته میشوند.
با سپاس