«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
= من هنوز درون بلک باکسم و اون بیرون پر از آلودگی . سیاره ها میان روی صندلی های قرمز و میرن . من هنوز دچار اِسکیزو هستم و اُدیپی به آلپ میرم و بر میگردم تا بازی فیلادلفی شروع شه .
وقتی همه چیز برعکس عمل می کنه احساس گرسنگی می کنم .
اما من دیگه غذایی ندارم که بخورم و بعدشم از سر سیری پشیمون بشم .
چون همه چی اون بیرون پوسیده .
مگه نه اَدی ؟...
_ آره اگه یکی از جنگل چهل گیاه فرار کنه دوباره نسل بشر شکل میگیره و داستان ادم و حوا شروع میشه و هابیل و قابیل گوشت قرمز سرو می کنن...
= پس اونجا لیلیت مهربون تره ...
M:B
زمانی گذر ما از خیابان انقلاب و چشم در چشم شدن با کتابهای کتابفروشی ها وبرای نایاب بازها پاساژ ایران وپاساژ صفوی با آن حالت قدیمی تهران دهه چهل پنجاهی شان وحالت معماری دوطبقه با نرده کشی میانی مصادف با تجربه هیجان انگیز یک اکتشاف تازه بود ودر ذهن خودمان می گفتیم:
- امروز بخت یارم باشه چه کتابهایی رو بخرم...دسته دوم گاهی در حد نو های چاپ قدیم خاطره انگیز...
اما، حالا فکر می کنم مگر کتاب بارها خوانده شده گیرم که طرف خواننده/ دانشجو/استاد اهل نوشتن حاشیه و خط کشی زیر سطرها هم نباشد ،مگر چنان کتابی در حد نو می ماند؟
اما حالا به عمق این جمله یکی از دست فروش های کتاب های پای پیاده روهای خیابان انقلاب تهران پی می برم واین قصه پر غصه که:
- آقا کتاب خوانها پول ندارند و پولدارها هم کتاب نمی خوانند !
به رسم نمادهای رسانه ای تصویری امروز POV of a bookworm / دیدگاه یک دیوانه / کرم کتاب
البته باید یک تبصرهء ( خیلی از ) به جمله بالا اضافه کنم تا حاشیه ای درست نشود.
- ( خیلی از ) کتاب خوانها پول ندارند و ( خیلی از ) پولدارها هم کتاب نمی خوانند.