در انتظار گودو متنی است که فرمش عین محتوایش است،بدون پیرنگ کلاسیک، بدون کنش و واکنش علی و معلولی، و بر پایه انتظاری که هرگز به نتیجه نمیرسد. شناخت این ساختار پایه، حداقل دانشی است که هر کارگردانی پیش از رفتن به سراغ بکت باید داشته باشه،اما در اجرایی که دیدم، کارگردان نه فقط از این ساختار فاصله داشت بلکه به جای ساختن نظامی جایگزین برخلاف ساختار متن حرکت کرده بود. فاصله گرفتن از ساختار متن وقتی که ساختاری منسجم جایگزین نشود اسمش بیساختاری است، نه «فرمشکنی خانم کارگردان».
کارگردان ادعای سبک و ساختار داشت، اما هیچ سبک و ساختاری در کار دیده نمیشد بلکه نزدیک هم نمیشد.
قراردادهای ایجادشده بارها در میزانسنها نابود و توسط بازیگران شکسته میشدند.
تلاش بازیگران دیده میشد، اما فدای ناآگاهی و کمتجربگی خود و کارگردان شده بود و از کارکترها دور بودن.
فرم نه پیش برنده بود نه جنبه زیبایی داشت، صرفا داشتن مهارت ورزشی دلیل بر داشتن دانش دراماتیک و هنرهای نمایشی نیست و بدنها در اختیار بازیگران نبودند.
بیانها داد و لهجهها بیداد میکرد.
موسیقی خالتور، نور صرفا برای تمرین اپراتور، گریم برای نقاشی صورت کودکان در پارک و صحنهای ضعیف در
... دیدن ادامه ››
طراحی و اجرا و به جای تقویت قرارداد اجرا آن را نابود کرده بود.
جمعبندی روشن است فاصله گرفتن از بکت بدون درک ساختار او به سبک شخصی نمیرسد، به بیساختاری میرسد و اسمش فرم شکنی نیست.
در اجراهای بعد موفق باشید...