در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مبینا ریش پور
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 05:27:17
 

فعال هنری

 ۰۳ بهمن ۱۳۸۳
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
}
بدن، اولین خانه‌ای‌ست که در آن به دنیا می‌آییم؛ خانه‌ای که گاهی دوستش داریم، گاهی از آن فاصله می‌گیریم و گاهی مجبوریم مدام از آن دفاع کنیم.

این نمایش درباره همین خانه است؛ با تمام زخم‌ها، شرم‌ها، جسارت‌ها و امیدهایش.

بدن، فقط یک ظاهر نیست؛
روایتِ تمام روزهایی‌ست که برای خودت ایستادی.
روایتِ انتخاب‌هایی که شاید کسی ندید، اما تو هر روز با آن‌ها زندگی کردی.

گاهی نتیجه، بلندتر از هر کلمه‌ای حرف می‌زند.
نه برای اثبات چیزی به دیگران،
بلکه برای یادآوری اینکه صبر، استمرار و احترام به خود، همیشه بی‌
پاسخ نمی‌مانند.

زیباییِ واقعی، از جایی شروع می‌شود که حالِ خوبِ تو، با خودت آغاز شود
بعضی تجربه‌ها را نمی‌شود با چند جمله توضیح داد؛ باید از نزدیک لمس‌شان کرد.

«بدن بی‌نقص» برای من فقط یک نمایش نیست؛ سفری است میان سؤال‌ها، احساس‌ها و
چیزهایی که شاید مدت‌هاست فرصت نکرده‌ایم به آن‌ها فکر کنیم.

بودن کنار همسفر هایی جدید و صحبت راجع به کشف و دیدن حس هایی عمیق نه صرفا زنانه بلکه انسانی بزرگ‌ترین اندوخته من به عنوان بازیگر این کار است
امیر مسعود و امیرمسعود فدائی این را خواندند
آیسان کاویان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"}
فکر می‌کنم هر زنی یک بار در زندگی‌اش جلوی آینه ایستاده و از خودش پرسیده: «آیا همین‌طور که هستم، کافی‌ام؟»

واقعیت این است که سال‌هاست تعریف ما از زیبایی را عکس‌ها، فیلترها و استانداردهایی می‌سازند که همیشه واقعی نیستند. برای همین، گاهی تصمیم‌هایی مثل جراحی زیبایی هم بیشتر از آنکه از دل خودمان بیاید، از مقایسه کردن با دیگران می‌آید.

من نه موافق قضاوت کردن انتخاب آدم‌ها هستم و نه مخالف حق انتخابشان. اگر زنی بعد از فکر کردن، تحقیق کردن و مشورت با پزشک تصمیمی برای بدنش بگیرد، آن تصمیم به خودش مربوط است و قابل احترام.

فقط کاش قبل از هر تغییری، یادمان باشد که ارزش ما از جایی عمیق‌تر از ظاهرمان می‌آید. هیچ عملی نمی‌تواند جای آرامش، اعتمادبه‌نفس و دوست ... دیدن ادامه ›› داشتن خودمان را بگیرد.

بیایید بیشتر از اینکه دنبال «بی‌نقص بودن» باشیم، دنبال این باشیم که با خود واقعی‌مان آشتی کنیم. گاهی زیباترین تغییر، همان پذیرش است
سینا دهقان و امیرمسعود فدائی این را خواندند
شقایق مطیع و آیسان کاویان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
2"}
عجیب است که گاهی بیشتر از اسم خودمان، ایرادهای بدنمان را بلدیم.

انگار سال‌ها وقت گذاشته‌ایم تا یاد بگیریم کدام قسمت باید کوچک‌تر باشد، کدام قسمت باید تغییر کند و کدام قسمت را نباید دوست داشته باشیم.

اما هیچ‌کس به ما یاد نداد از بدنمان بپرسیم: «این همه سال چطور بار زندگی را برایم به دوش کشیدی؟»

این روزها، به واسطه‌ی نمایش «بدن بی‌نقص»، بیشتر از قبل به این سؤال فکر می‌کنم. اینکه شاید مشکل از بدن‌های ما نبوده؛ از روایت‌هایی بوده ... دیدن ادامه ›› که درباره‌شان شنیده‌ایم. روایت‌هایی که مدام می‌گفتند باید شبیه چیزی باشیم که واقعی نیست.

شاید وقتش رسیده به جای اینکه هر روز بدنمان را قضاوت کنیم، کمی بیشتر به آن احترام بگذاریم. نه چون کامل است، بلکه چون واقعی است.

و شاید «بی‌نقص» بودن، از همان روزی شروع شود که دیگر خودمان را با خط‌کش دیگری اندازه گیری نکنیم
نمی‌دونم چرا همیشه از زن‌ها انتظار میره همزمان چند تا چیز متناقض باشن.

هم قوی باشن، هم لطیف.
هم به خودشون برسن، هم انگار اصلاً براشون مهم
نباشه.
هم بدنشون رو دوست داشته باشن، هم مدام در حال تغییر دادنش باشن.

راستش منم مثل خیلی از آدم‌ها روزهایی داشتم که جلوی آینه فقط ایراد می‌د
یدم. اما کم‌کم فهمیدم بدن، پروژه‌ای برای بی‌نقص شدن نیست؛ خونه‌ایه ... دیدن ادامه ›› که هر روز باهاش زندگی می‌کنیم.

شاید قرار نیست همیشه عاشق تک‌تک جزئیات خودمون باشیم، اما می‌تونیم یاد بگیریم با خودمون مهربون‌تر
باشیم. چون هیچ بدنی بدون داستان نیست؛ ردِ زندگی، تجربه، تغییر و رشد روی همه‌ی ما دیده می‌شه.

کاش کمتر خودمون رو با استانداردهایی مقایسه کنیم که هر روز عوض می‌شن و بیشتر یادمون باشه ارزش ما خیلی فراتر از چیزی‌ه که توی آینه یا عکس‌ها می‌بینیم.

برای من، «بدن بی‌نقص» بدنی نیست که هیچ ایرادی نداشته باشه؛ بدنیه که باهاش احساس صلح و آشتی داشته باشی
گاهی بعد از اجرا، بیشتر از هر نقدی، یک سؤال در ذهنم می‌ماند؛ اینکه چرا هنوز بدن زن، به‌جای اینکه بخشی طبیعی از بیان یک بازیگر باشد، تبدیل به محل قضاوت، حساسیت یا سوءبرداشت می‌شود.

برای من، بدن روی صحنه نه ابزار اغواست، نه شعار، نه تبلیغ. بدن، اولین زبان بازیگر است؛ همان‌قدر مهم که صدا، سکوت یا نگاه. اگر قرار باشد از ترس قضاوت، این زبان را حذف کنیم، بخش بزر
گی از امکان بیان در تئاتر را از خودمان گرفته‌ایم.

می‌شود درباره کیفیت اجرا، میزانسن، بیان، ریتم، دراماتورژی یا هر انتخاب هنری نقد کرد؛ اتفاقاً این نقدها برای رشد ضروری‌اند. اما دوست دارم یادمان بماند که نمایش بدن، لزوماً به معنای نمایش‌دادن «بدن زنانه» نیست. گاهی فقط یک بدن است؛ بدنی که قرار است احساس، رنج، خشم، ترس یا مقاومت ... دیدن ادامه ›› را روایت کند.

شاید اگر نگاه‌مان از جنس قضاوت فاصله بگیرد، بتوانیم به جای آنکه مدام از خودِ بدن حرف بزنیم، درباره آنچه این بدن می‌خواهد روایت کند گفت‌وگو کنیم. فکر می‌کنم آن روز، هم تئاتر جای امن‌تری برای بازیگر خواهد بود و هم مخاطب فرصت بیشتری برای دیدن خود پیدا می‌کند
گاهی فکر می‌کنم بدن،
پیش از آن‌که چیزی برای دیده شدن باشد،
خانه‌ای برای زیستن است.

خانه‌ای که بی‌وقفه با ما نفس کشیده،
بار اندوه را به دوش کشیده،
از شوق لرزیده،
زمی
ن خورده و دوباره برخاسته است.

اما سال‌هاست که به جای شنیدن قصه‌اش،
مشغول اندازه گرفتنش شده‌ایم.

شاید وقت آن رسیده که از جنگ ... دیدن ادامه ›› با آینه دست برداریم.
که به جای جست‌وجوی «بدنِ بی‌نقص»،
زیبایی را در
حقیقتِ تنوع، در ردِ زندگی و در جسارتِ خودِ واقعی بودن پیدا کنیم.

بدن، قرار نیست کامل باشد؛
قرار است روایتگر زندگی باشد.

و چه آرامشی بزرگ‌تر از این،
که روزی بتوانیم خودمان را
نه با معیارهای جهان،
که با مهربانیِ خانه نگاه کنیم
بدن، خانه‌ی روح است؛
نه برای رسیدن به تعریفی از کمال،
بلکه برای زیستن، نفس کشیدن و دوست داشتن.

گاهی زیباترین شکلِ بی‌نقص بودن،
همان لحظه‌ای‌ست که با خودت در صلحی؛
وقتی آینه، فقط تصویرت را
نشان می‌دهد
و دلت، ارزش حضورت را.

مراقبت از تن، احترام به زندگی‌ست؛
و زیبایی، آرام‌آرام
از همین احترام جوانه می‌زند.

بدن زنانه قرار نیست بی‌نقص باشد؛ قرار است واقعی باشد.

سال‌ها به ما گفته‌اند زیبایی یعنی رسیدن به یک استاندارد مشخص، اما حقیقت این است که هر بدن، داستان خودش را دارد؛ از تغییرات، تجربه‌ها، رشد و زندگی.

شاید چیزی که «نقص» نامیده می‌شود، فقط بخشی از هویت ما باشد. خطوط، فرم، تفاوت‌ها و تغییرات، چیزی از ارزش یک زن کم نمی‌کنند.

زیبایی، وقتی معنا پیدا می‌کند که خودت را با احترام ببینی، نه با مقایسه. هیچ بدنی کامل نیست، اما هر بدنی می‌تواند ارزشمند، سالم و شایسته دوست داشته شدن باشد.

بیایید به جای دنبال کردن تصویرهای دست‌نیافتنی، واقعیت را ببینیم
"
بدن، نخستین زبان انسان است؛ زبانی که پیش از کلمات احساس، قدرت، آسیب‌پذیری و زیبایی را روایت می‌کند.

«بدن بی‌نقص» نگاهی است به مفهوم کمال؛ اینکه آیا بی‌نقص بودن واقعیتی بیرونی است یا تصویری که ذهن و جامعه از ما ساخته‌اند. این اثر، بدن را نه به‌عنوان یک معیار، بلکه به‌عنوان هویتی زنده و منحصر‌به‌فرد به تصویر می‌کشد؛ بدنی که هر خط، هر فرم و هر جزئیات آن داستانی برای گفتن دارد.

این نمایش دعوتی است برای تماشای بدن، فراتر از قضاوت‌ها و کلیشه‌ها؛ جایی که زیبایی در اصالت، حضور و پذیرش معنا پیدا می‌کند و هر نگاه، تعریفی تازه از کمال می‌سازد
بدن بی نقص روایت چیست ؟
خشم؟ تقابل؟ حق طلبی یکطرفه؟

بهتر بگویم بدن بی نقص روایت پذیرش است
پذیرش زخم ها / خواسته ها / اشتباهات / و گذر زمان
پذیرش تجربیات گاه شیرین و گاه تلخ اما در نهایت اندوخته مسیر هر فرد
بدن بی نقص برای تمامی زنان در هر سن و شرایطی و از همه مهم تر برای مردان است
همانطور که نیمی از جامعه را زنان تشکیل دادند نیم دیگر نیز باید بدانند چطور با زنان رفتار کنند
شاید اگر شیوه برخورد را بدانیم آسیب ها ... دیدن ادامه ›› کمتر شود
و مسیر رشد هموارتر
با توجه به تجربیات شخصی تنها زمانی رهایی را تجربه کردم که ابراز درد و گفتمان و نترسیدن از روایت انچه بر من و کالبد جسمانی من به عنوان یک انسان گذشته است را هر چقدر هم سخت انجام دادم
امید بر انکه بدن بی نقص مشقی مناسب برای پذیرش باشد
بودن روی صحنه و حضور در لحظه به عنوان موجودی که با توجه به شرایط زیستی که دارد در هر جای جهان که باشد حتما و بدون هیچ شکی لحظه ایی از لحظات سخت تحمیل شده به تمام هم نوعانش در سراسر جهان را حس کرده
واقعا تجربه عجیب و بسیار دوست داشتنی هست
به قول ایو : انگار بدنم فریاد میزنه من اون دختر خوبی که فکر میکنی نیستم …….


اما به عنوان بازیگر این صحنه سراسر انسانی نه صرفا زنانه
تقدس بخشیدن به هر چیز برایم بی معناست اما این زیست زنانه را آنچنان که هست دوست دارم
گاهی زن بودن یعنی زندگی کردن در بدنی که همه درباره‌اش نظر دارند، جز خودِ تو.

بدنی که از کودکی به او یاد داده‌اند باید کوچک‌تر شود، زیباتر شود، ساکت‌تر شود، پذیرفتنی‌تر شود.

«بدنِ بی‌نقص» فقط یک اجرا نیست؛

روایتی‌ست از زنی که می‌خواهد بدنش را از قضاوت، از شرم، از استانداردهای تحمیلی، پس بگیرد.
این مونولوگ از دردها و فشارهایی حرف می‌زند که خیلی از زنان هر روز با آن زندگی می‌کنند:

ترس از دیده‌شدن، ترس از کافی‌نبودن، ترس از قضاوت‌شدن.

اما ... دیدن ادامه ›› درست از دل همین ترس‌ها، صدایی شکل می‌گیرد؛

صدایی که می‌گوید بدن زن، میدان جنگ نیست.

بدن زن، خانهٔ اوست.
دیدن این اثر، فقط تماشای یک اجرا نیست؛

مواجهه با نگاهی‌ست که سال‌ها به زن آموخته چگونه خودش را نبیند.

و شاید این نمایش، فرصتی باشد برای دوباره نگاه کردن:

به بدن، به رنج، به حافظه، و به حقی که همیشه باید بدیهی می‌بود؛

حقِ زیستن، بی‌شرم، بی‌تحقیر، و بی‌اجبار به کامل‌بودن.
بازیگریت در نمایش رنگ انار عالی بود و خیلی لذت بردم ، موفق باشی عزیزم❤️
امیر مسعود و حسین چیانی این را خواندند
علیرضا ریش پور و مبینا ریش پور این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خسته نباشید به گروه اجرایی
ابتدا ورود و خروج مکرر افراد در اجرا باعث از دست رفتن بخش های زیادی شد و واقعا برام سواله چطوری در همچین سالنی این اتفاق میفته ؟ سوال دوم برای من علت انتخاب سالن سه سویه برای این متنه با توجه به طراحی صحنه انجام شده واقعا چرا؟ آیا تنها سالن موجود این بوده یا ....
بازی ها برای من بشدت تصنعی بودن و واقعا عذاب کشیدم از دیدنشون اگر شخصیت ابتدایی و کشیش یکنفر بودن و در ذهن اون مرد چرا بقیه بازیگر ها تا قبل از فهم این موضوع برای مخاطب باهاش ارتباط میگرفتن؟ واقعا کسی نبود به آقای کشیش بگه زیر لباسش شلوار لی نپوشه؟ حرکات اگر کمی نرم تر اجرا می‌شد کمتر حس دیکته شدن به بازیگر ها رو می‌داد وسایل موجود در صحنه همخوانی نداشت و مجموع این کار واقعا در حد متوسط هم نیست
امیدوارم در کارهای بعدی به حداقل ها توجه بشه
محمد فروزنده و امید فردوسی زاده این را خواندند
علیرضا ریش پور این را دوست دارد
واقعیت اینه که اگر به «کشیش» اشاره نکرده بودید، فکر می‌کردم شاید اصلاً نمایش رو ندیدید و همین‌طور نظر دادید. در مورد ورود افراد حین اجرا هم با شما موافقم؛ خودم هم یکی از همون افرادی بودم که وسط اجرا وارد سالن شدم و بابتش واقعاً متأسفم!
اگر بازی‌ها برای شما عذاب‌آور بوده، جای تأسفه. شاید سرکارخانم بار اولتون باشه نمایش میبینید،
چرا که میزانسن ها ، نور ، فضاسازی و بازی اگر اشتباه نکنم کارکتر تیکِن همگی به زیبایی روی صحنه بودن
دو صحنه ای که آلیس حضور داشت برای من عمق متن ... دیدن ادامه ›› رو نشون داد
بنده حقیر حتی مجذوب بازی کودک خردسال شدم
در خصوص نرم نبودن حرکات هم من اینطور برداشت کردم که شاید برای بازنمایی سرکوب شدن کارکتر باشه، اما اگر بیان دو خانم را میفرمودید به شدت با شما موافق میبودم، چرا که برای من دیالوگ ها نافهوم میشدند.
برای من جان بانیفاست کمی غیرملموس بود که امیدوارم اشکال از من بوده باشه
قطعا هیچکاری بدون ایراد نیست، اما امیدوارم توافق داشته باشیم این اثر از عُمده نمایش هایی که این مدت اجرا رفتن لول بالاتری دارد.
۲۷ تیر ۱۴۰۴
سلام و درود

سپاس از اینکه وقت ارزشمند خودتون را برای تماشای نمایش «21» اختصاص دادید.

با احترام
روابط عمومی نمایش «21»
۲۷ تیر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازیگر پر تلاش و متعهد بودن به کارش
بهترین بودی هستی 🌹🌹
محمد فروزنده این را خواند
علیرضا ریش پور و مبینا ریش پور این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بهترین بازیگری که تا حالا دیدم
بازیگر آینده دار و با استعداد و درجه یک
👌👌👌👌👌👌
علیرضا ریش پور و سوسن خدادادی این را خواندند
مبینا ریش پور این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات
موسیقی
تئاتر

تماس‌ها

rishpourmobina@gmail.com