من دو بار این کار رو دیدم، نه برای ارزش هنری کار
صرفا برای اینکه به چشم یک سرگرمی میتونست ساعاتی ذهن مخاطب رو درگیر یک داستان ابتدایی و اتفاقا آشنا کنه.
و دفعه دوم به حدود ده نفر از دوستانم پیشنهاد دادم و باهم به تماشا نشستیم
و هر ده نفرمون خندیدیم، سرگرم شدیم و از بازی های درخشان لذت بردیم و ساعاتی از دنیای روزمره دور شدیم...
بنظرم این کار در همین حد هم رسالتش رو انجام داده
خنداندن مردم اونم تو این شرایط کار راحتی نیست...
آقایان زرآبادی پور، ارشیا شریعتی و محسن بیده واقعا عالی بودن
و در مورد بازی ها نمیشه هیچ ایرادی گرفت
اما درمورد قصه باید بگم
... دیدن ادامه ››
انتظارتون رو بیارید پایین
با موضوع پیچیده ای طرف نیستیم، یک روایت آشنا که بنظرم به فیلم های کمدی متوسط روز سینمای ایران نزدیک تر هست تا نمایش...!
کارگردانی، موسیقی، صحنه و... هم از این الگو تبعیت میکنه و چیز خاصی نداره؛ حداقل برای مخاطب حرفه ای تئاتر
حتی میشه گفت با یک نمایش نسبتاً مودبانه شبانه رو به رو هستیم...
نکته دیگه ای که میتونم بهش اشاره کنم نقش آقای شریعتی (مرد زن نما) هست که متأسفانه چند سالیه تو اکثر کارها به بدترین شکل ممکن داره ازش استفاده میشه، که خیلی جالب نیست، انگار درد و رنج این دسته آدم ها به درستی بیان نمیشه، تو این کار هم متأسفانه این کاراکتر عقیم موند
به بعضی چیزها شاید نباید خندید...!
در مجموع خدا قوت به عوامل نمایش سلول
به امید روزهای بهتر برای تئاتر کشورمون