امشب تصویری از هفت تکه ابر دیدم که خیال باریدن داشتند. هفت بازیگر که هر کدام در نقشآفرینی کوتاه اما درخشان با روایتی پیچیده اما جاندار سعی در پرداخت داستانی کامل و بازنمایی بخشی از زندگی ما به مثابه انسان ایرانی میان دو جنگ داشتند. شکوه نمایش « ابری با احتمال ریزش باران » را میتوان در استفادهی بی اغراق از ظرفیتهای زبانی و فرهنگی برهههای زیستی پنجاه سال گذشتهی مردم این مرز و بوم جستجو کرد. این بازنمایی نه تنها در ساحت زبان باقی نمیماند که با بهرهگیری از سادهترین اشکال نمایشی همچون پوشش و موسیقی سفرهای کوتاهی در زمان را برای مخاطب به ارمغان میآورد.
کاراکترها درکمال سادگی، استادانه و به دور از کنایههای مرسوم به تصویر کشیده شدند و این ممکن نبود مگر با بازیگران بسیار خوبی که امشب چشم ما را هم بارانی کردند.
دیدن این نمایش را به همهی دوستان توصیه میکنم
لذت بردم
امید که همه بدرخشید
خسته نباشید به کل گروه
بازی لیدی مکبث یک سر و گردن بالاتر از بقیه بود
دوستان دیگه معمولا صداشون هم گم میشد
فکر میکنم بخاطر باز بودن انتهای سن بود که بسیار توی این سالن تاثیر گذاره متاسفانه
همگی خسته نباشن