دغدغه های این چنین معمولا مال پدیدآورندگان کارهای کم مایه و کیفیت نازل هست که نگرانن کسی لختی شاه رو به گوش بقیه برسونه یا نه، حتی از روی غرض بخواد ضربه ای به کارشون بزنه. هنرمندانی که آثاری با شاخصه های کیفی مقبول تولید میکنن نه تنها نگران چنین نظراتی نیستن که شاید اونا رو فرصت های بالقوه برای بهتر دیده شدن کارشون ببینن.
اون نگرانی مختص لوزرهاست
دغدغه های این چنین معمولا مال پدیدآورندگان کارهای کم مایه و کیفیت نازل هست که نگرانن کسی لختی شاه رو به گوش بقیه برسونه یا نه، حتی از روی غرض بخواد ضربه ای به کارشون بزنه. هنرمندانی که آثاری ...
سلام و ارادت
مسئله این نظرسنجی و نوشتار دفاع از آثار ضعیف یا ترس از نقد نیست؛ اتفاقا اثر ضعیف هم باید نقد شود. بحث بر سر تفاوت میان نقد مستدل و حکم سلیقهای یا تخریبی است. یک هنرمند حرفهای باید نقد را بپذیرد، اما این پذیرش به معنای پذیرفتن هر داوریِ بیدلیل بهعنوان نقد نیست. کیفیت اثر و کیفیت نقد دو مسئله مستقلاند؛ حتی یک اثر بسیار ضعیف هم میتواند قربانی نقد نادرست یا مغرضانه شود.
سلام و ارادت
مسئله این نظرسنجی و نوشتار دفاع از آثار ضعیف یا ترس از نقد نیست؛ اتفاقا اثر ضعیف هم باید نقد شود. بحث بر سر تفاوت میان نقد مستدل و حکم سلیقهای یا تخریبی است. یک هنرمند حرفهای ...
چرا فکر میکنین هر کس هرچیزی نوشته و هر نظری داده و به فرض شما حکم سلیقه ای یا اصلا تخریبی داده در تلاشه یا انتظار یا برآوردش یا اصلا دورخیزش اینه که اونو ((نقد مستدل)) جا بزنه؟
خواننده یا خریدار صاحب شعور و تشخیصه ممکنه تجربه کمی داشته باشه یا فاقد تجربه تو اون زمینه باشه ولی یکی دوبار که با طناب اون (به قول شما) حکم سلیقه ای بره تو چاه یااااااد میگیره که تجربه و اصول اون نوع خریدو هم به قوه تشخیص و شعور قبلیش اضافه بکنه. اگه هم که نکرد پای خودش.
جالبه که اگه همون تماشاگر زیر اثر ما نظر ستایش آمیز بذاره نگران تفاوت ((داوریِ بیدلیل)) با نقد مستدل و فنی نیستیم ولی اگه همون ... دیدن ادامه ›› آدم با همون قدرت تشخیص و فاهمه هنری بگه تن پادشاه لخته به تریج قبامون برمیخوره
سروران من به جای اون که نگران نخریدن خریداران احتمالی باشن نگران کیفیت و چند و چون اثری که میخوان جلوی تماشاگر بذارن باشن.
چرا فکر میکنین هر کس هرچیزی نوشته و هر نظری داده و به فرض شما حکم سلیقه ای یا اصلا تخریبی داده در تلاشه یا انتظار یا برآوردش یا اصلا دورخیزش اینه که اونو ((نقد مستدل)) جا بزنه؟
خواننده یا ...
سلام و ارادت
فکر میکنم اینجا یک سوتفاهم درباره اصل بحث وجود دارد. من نگفتهام هر تماشاگر یا هر کسی که نظری در تیوال مینویسد، الزاما قصد دارد نظرش را نقد مستدل جا بزند. اتفاقا بحث من اساسا درباره نیت او نیست، درباره کارکرد و اعتبار آن نظر برای تماشاگر بعدی است.
اینکه یک نفر حق دارد بگوید این نمایش را دوست نداشتم یا حتی این نمایش را نبینید، محل بحث من نیست. مسئله از جایی شروع میشود که بخواهیم از این جمله نتیجه بگیریم که این نظر، به همان اندازه یک نقد مستدل، اطلاعات قابل اتکایی درباره کیفیت اثر در اختیار تماشاگر بعدی میگذارد. ... دیدن ادامه ›› این دو گزاره یکی نیستند.
من کاملا با شما موافقم که تماشاگر صاحب شعور و قدرت تشخیص است و اتفاقا نباید این عاملیت را از او گرفت. اما عاملیت مخاطب به این معنا نیست که تمام اطلاعاتی که به او عرضه میشود از نظر اعتبار و کیفیت یکساناند. ما در زندگی روزمره هم اطلاعات را ارزیابی میکنیم، منبع، تجربه، استدلال، شواهد، جزئیات و حتی انگیزه احتمالی گوینده برایمان اهمیت دارد. این بیاعتمادی به شعور مخاطب نیست، برعکس، احترام به قدرت تشخیص اوست.
مثلا اگر من بنویسم این نمایش را نبینید، افتضاح است و شما بنویسید این نمایش را نبینید، چون طراحی میزانسن در نیمه دوم فاقد منطق فضایی است و رابطه حرکت بازیگران با ریتم دراماتیک اثر از بین میرود، هر دو نفر حق بیان نظرمان را داریم، اما اطلاعاتی که در اختیار تماشاگر بعدی گذاشتهایم از یک جنس نیست. مخاطب میتواند هر دو را بخواند و هر دو را نادیده بگیرد، اما منطقی نیست بگوییم هر دو از نظر ارزش اطلاعاتی دقیقا یکساناند.
اتفاقا درباره نظر مثبت هم همین قاعده باید برقرار باشد. اگر کسی فقط بنویسد عالی بود، حتماً ببینید، این هم الزاما نقد نیست و من دلیلی نمیبینم که چون جهتگیریاش مثبت است، از نظر اطلاعاتی معتبرتر تلقی شود. در متن من هم قرار نیست میان داوری مثبت بیدلیل و داوری منفی بیدلیل تفاوت معرفتی قائل شویم. مسئله، کیفیت و قابلیت اتکای خود گزاره است، نه مثبت یا منفی بودن آن.
درباره بخش پایانی حرفتان هم اتفاقا با اصل نگرانی درباره کیفیت آثار موافقم. تئاتر ایران در بخشهایی با مسئله کیفیت، آموزش، تولید حرفهای، نقد تخصصی و حتی نسبت میان دانشگاه و صحنه مواجه است و طبیعتا نمیتوان همه این مشکلات را با سلیقه تماشاگر توضیح داد. اتفاقا اگر اثری کیفیت لازم را ندارد، باید درباره کیفیت آن حرف زد، دقیق، صریح و حتی سختگیرانه.
اما از آن طرف، بالا بردن کیفیت اثر، مسئله اعتبار اطلاعاتی نقد را منتفی نمیکند. حتی اگر یک اثر واقعا ضعیف باشد، هنوز تفاوت دارد که تماشاگر بعدی درباره ضعف آن چه اطلاعاتی دریافت کند. ممکن است یک نقد ضعیف به یک اثر ضعیف اشاره کند، اما این به معنای تبدیل شدن آن نقد ضعیف به نقد خوب نیست.
و یک نکته دیگر برای من مهمتر است، ما از هر اثر هنری باید چیزی یاد بگیریم، اما یادگیری فقط از خود اثر اتفاق نمیافتد، از مواجهه با تفسیرها، نقدها، مخالفتها و حتی خوانشهای اشتباه هم میتوان یاد گرفت. مسئله این است که اگر همه اینها را بدون تفکیک در یک سطح قرار دهیم، عملاً امکان نقد را به امکان اظهار نظر تقلیل دادهایم.
این همان نقطهای است که بحث من به اقتصاد تئاتر هم وصل میشود. وقتی نظر یک کاربر در یک سامانه فروش بلیت، در کنار اطلاعات اثر و قیمت و زمان اجرا قرار میگیرد، دیگر صرفا یک جمله در خلا نیست، میتواند بخشی از اطلاعاتی باشد که روی تصمیم خرید نفر بعدی اثر میگذارد. بنابراین برای من سوال اصلی این نیست که آیا تماشاگر حق دارد چنین چیزی بنویسد؟ بله، دارد. سوال این است که این نظر با چه درجهای از اعتبار باید در تصمیم تماشاگر بعدی وزن پیدا کند؟
به نظرم اتفاقا اینجا نباید عاملیت خریدار را حذف کنیم و نباید او را موجودی فرض کنیم که با یک جمله در تیوال فریب میخورد. اما همزمان نباید چون مخاطب را صاحب شعور میدانیم، مسئله کیفیت و اعتبار اطلاعاتی را هم منکر شویم.
و درباره آن تعبیر لخت بودن شاه هم به نظرم اختلاف ما دقیقا همینجاست. من نمیگویم کسی نباید بگوید شاه لخت است، میگویم اگر قرار است این جمله برای دیگران مبنای قضاوت قرار بگیرد، بد نیست بدانیم چرا شاه لخت است.
در نهایت، هدف این بحث دفاع از هیچ اثر خاصی یا نگرانی از نخریدن خریداران احتمالی نیست. اگر اثری کیفیت ندارد، اتفاقا باید تماشاگر را نسبت به آن آگاه کرد. اما این آگاهی زمانی ارزشمندتر میشود که خودش هم کیفیت داشته باشد. نقد بد، حتی وقتی به اثر بد اشاره میکند، الزاما نقد خوب نیست، همانطور که تعریف بیدلیل، حتی درباره یک اثر خوب، الزاما نقد نیست.
به نظرم اگر بحث را از دوگانه هنرمند نگران فروش / تماشاگر صاحب شعور بیرون بیاوریم و روی کیفیت اثر، کیفیت نقد و کیفیت اطلاعاتی که در اختیار تماشاگر قرار میگیرد متمرکز کنیم، به مسئله اصلی نزدیکتر میشویم.
سلام و ارادت
فکر میکنم اینجا یک سوتفاهم درباره اصل بحث وجود دارد. من نگفتهام هر تماشاگر یا هر کسی که نظری در تیوال مینویسد، الزاما قصد دارد نظرش را نقد مستدل جا بزند. اتفاقا بحث من اساسا ...
سلام و اردات آقای خلیل زاده
تشکر میکنم که با حوصله مطالب رو خوندین و گفتگو رو در محدوده احترام آمیزی ادامه دادین.
به نظر میرسه که هم بنده به مغز و هسته مطالبی که شما تو این سه روز تو این چهار پست و پاسخهاتون نوشتین واقف شدم و هم شما به مغز مطالبی که من نوشتم. فارغ از این که هر کدوم مون چقدر با اونا موافق یا مخالفیم ادامه گفتگو به احتمال زیاد تکرار یه سری نکاتی میشه که ما رو تو یه دایره بسته محصور میکنه. خصوصا این که بنده با اکثر گزاره هایی که مطرح میکنین به صورت ((گزاره مجزا)) موافقم در واقع با صرف اونا مسئله ای ندارم ... دیدن ادامه ›› و مشکل با نحو اوناست.
و خب هم من با نحو شما آشنا شدم و هم احتمالا شما با نحو بنده. بنابراین از نظر من نیازی نیست بعد از این به تکرار گزاره ها بپردازیم چون نهایتا نحومون همون خواهد بود.
مجددا از حوصله و متانت شما سپاسگزارم.
سلام و اردات آقای خلیل زاده
تشکر میکنم که با حوصله مطالب رو خوندین و گفتگو رو در محدوده احترام آمیزی ادامه دادین.
به نظر میرسه که هم بنده به مغز و هسته مطالبی که شما تو این سه روز تو این ...
سلام و ارادت
من هم از اینکه بحث را با وجود اختلاف نظر، با حوصله و احترام ادامه دادید ممنونم. فکر میکنم همانطور که گفتید، هر دو تا حد زیادی متوجه هسته اختلاف و زاویه نگاه طرف مقابل شدهایم. برای من هم روشن شد که بخش قابل توجهی از اختلاف، نه بر سر تکتک گزارهها، بلکه بر سر نحوه صورتبندی، زاویه ورود به مسئله و معنایی است که از کنار هم قرار گرفتن این گزارهها ساخته میشود. اتفاقا این بخش از گفتوگو برای من ارزشمندتر از صرفا موافق یا مخالف بودن با یک ... دیدن ادامه ›› جمله است.
طبیعی است که بعد از این نقطه، ادامه دادن بحث ممکن است بیشتر به بازتولید همان استدلالها منجر شود تا اضافه کردن نکته تازه. بنابراین با احترام به سخن شما، فعلا بحث را همینجا نگه داریم. ممنون از دقت و حوصلهای که برای خواندن و پاسخ دادن گذاشتید. فارغ از اختلاف نظر، فکر میکنم همین که درباره موضوعی مثل جایگاه نظر تماشاگر، نقد و تصمیم خرید بتوانیم چنین گفتوگویی شکل بدهیم، خودش اتفاق مفیدی است.