۲ روز پیش، جمعه ساعت ۱۷:۴۳
حالا که اجرا رو دیدم
چه ایدهای،چه پوستری...
من همیشه مخالف این بودم که یه بازیگر رو یه صندلی بشینه و تکون نخوره و فقط بگه،به قول دوستان هنری:مگه پادکسته؟
ولی آقای اخوان
دمت گرم که یک لحظه از روی اون صندلی بلند نشدی!
بخشی از ساختار کار همینه و هرچیزی غیر این به نظرم اشتباه بود...
از کارای احساسی خستهم و واقعا سلیقهم نیست،اما بار عاطفی این اجرا جوری به دلم نشست که یه لحظه به سلیقهم شک کردم واقعا...
« آهو.... قلبم رو در آغوش گرفتی امروز،امیدوارم در آرامش باشی »
خسته نباشید دوستان،اجرای خوب و زیبایی بود و قطعا پیشنهاد میکنم دیدنش رو.
۲ روز پیش، جمعه ساعت ۱۲:۱۶
بعدش چی؟
هیچی...
هیچی...
هیچی...
اگه یکی از من بپرسه سبکی بهتر بود یا قلب نارنگی؟بدون لحظهای درنگ پاسخ میدم سبکی!حتی فکر هم نمیکنم بهش.
نمیدونم چرا،ولی
عجیب با قصه همراه شدم و غریب ازش لذت بردم.
چه درام جذاب و چه کمدی دقیقی!
خسته نباشید،دمتون گرم عزیزان.
۱۸ مهر ساعت ۲۰:۵۱
سلام و عرض ادب
قصاب رو دیدم،بازیها درخشان،به جا،بدون اضافه کاری
میزانسنهای حساب شده
کاری که استاندارد ها رو داره،کم کاری و اضافه کاری نداره
و ملموسه...
در پرانتز: امان از سکوت ها.....
سکوتهای درخشان کار.