شنبه؛...
درمیان شیرینی هیاهوی هزاره ی سوم,تلخی حقیقت هنر هنوز اعجاز می کند...
بازیگران که بازیگر نیستند و هریک جهانی رنج و استقامتند مارا با خود به تودرتوی جنگ سرنوشتشان می کشند و مفاهیم را یکی پس از دیگری ،چون داغی ماندگار،برروحمان می گذارند...
درست در همین نقطه،می توان دریافت اندیشیدن سزاوار بهترین هاست وما که درجهان کوچک ذهنمان دچار فراموشی شده ایم،باید یکی را انتخاب کنیم:
فرار به گذشته یا صعود به تلخی حقیقت...
همه ی اینها در یک موقعیت دراماتیک اتفاق می افتد؛
شنبه؛ساعت...
مفاهیم
... دیدن ادامه ››
گفتند:
چه بی باکانه می توان سرود
چه جسورانه می توان فریاد کشید
چه صادقانه می توان رنج برد
و چه مشتاقانه می توان برصحنه رقصید...
همه ی اینها دریک آن دراماتیک اتفاق می افتد؛
شنبه؛ساعت۱۰:۱۰...
دیگر فرار لازم نیست
چرا که مفهوم زن بودن یا مرد ماندن
به انسانیت تغییر یافته
وما همچنان بر رسوایی شیرینی این جهان
پایکوبان صحنه را با مفاهیم دراماتیک گذشته و حال وآینده اش،میبینیم؛
شنبه؛ساعت۱۰:۱۰دقیقه...
پرده در لحظه ی محتوم فرو میافتد...
رورانسی درکارنیست...
لطفا باسکوت سالن را ترک نمایید...
برای خانم موچانی،آقای معینی و گروه بی ادعایشان...