در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:10:04
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سی سُروده از سی شاعر؛
برگردان به پارسی از خودم..

https://www.aparat.com/v/mztl88u?refererRef=channel_page
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
* شعر: حیرانیِ بی‌مرز *


نه به دانایی بسته‌ام

و نه به نادانیم اعتباریست.

در میانِ این دو سنگ‌ آسیاب

نه عقل راهی می‌برد

و نه عشق مجالی می‌دهد

مجنونیم که بندهایِ منطق را

در خوابی طولانی، پاره کرده ... دیدن ادامه ›› است.

من، جغرافیایِ متناقضم:

صبحگاهان

آینه‌ای هستم که کعبه را منعکس می‌کند

و شب‌هنگام

خلوتِ سردِ کُنِشتی در ویرانه‌هایِ دلم.

گاهی بهشت را در آغوش دارم

و گاه

زبانه‌هایِ دوزخ

از گریبانِ پیرهنم زبانه می‌کشد.

من همانقدر که در زهدِ خشکِ مسجد

غریبه‌ام

در مستیِ رندانۀ کوچه نیز

گمشده‌ام.

گاهی سجده می‌کنم بر پایِ بتانِ سنگیِ خویش

و گاه

در پیِ خداییم که

در سکوتِ عابدان گم شده است.

من

مجموعۀ تناقضهایِ زیبایم؛

بی‌آنکه باشم

همه چیز هستم.


«حیرانی بی مرز»

(نویسنده: دکتر حجت بقایی)

#شعر_نو
#ادبیات_فارسی

۲ روز پیش، دوشنبه
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بِسم الله الرّحمن الرّحیم


ای عشق و امیدم ای سپیده
جان از غمِ تو به لب رسیده !!!


دردا که شب است و اشکِ دیده
پیوسته زِ دوری ات چکیده !!


دلتنگ‌ِ توام  بیا که روحم
چندی ست که از تنم رَمیده


با دیدنِ رویِ ماهت ... دیدن ادامه ›› عقلم
انگار که از سرم‌ پریده !!


آنکس که تو را کشیده زیبا
بیهوده مرا  نیافریده !!


تردید مکن که ماه شب هم
از شوکت چهره ات خمیده !!


خورشیدِ حیات بخشِ احسان
از گوشه یِ چشمِ تو دمیده


بعد از فَوَرانِ غم‌ ، نسیمی
بر صورتِ خاکی ام وزیده


از قلّه یِ کوه صبر دیدم
ابلیس  به درّه ای خزیده


خوشبخت منم ! چرا که قلبم
در دامنِ مهرت آرمیده !!

 

علی باقری
۲ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گوگرد

تو چی دری که همش بگردتوم
عاشق پختگی و شگردتوم

ماهرانه دل ماره مبری
تویی استاد و مویم شاگردتوم

تو طلایی طلای سیاه خاورمیانه
ها اتیش پاره موهم گوگردتوم

مرکز پرگاری قربونت بُرُم
مو چی اُم خطی به گرداگردتوم

جادو کردی شنتیاره بد رقم
مات و مبهوت دعا و وردتوم


شنتیا🌱🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به من چه تمام فصل‌های سال
دنیا گل و گل‌زار شود؟!
هیچ توفیری برای من ندارد
و انگار کنج زندان است جهان
حتا اگر زمستانش نیز بهار باشد
...
به من چه که در سرمای زمستان
لاله‌های سرخ بشکفند
بهار هم برای من خزان است
و هیچ زیبایی در آن نمی‌بینم
...
من زمانی که از تو دورم
نه لذت و نه زیبایی در بهار ... دیدن ادامه ›› نمی‌بینم
حتا لحظه‌ای
تن و روحم رنگ آرامش به خود نمی‌بینند
...
اما هرگاه که با تو باشم
در زمستان هم گلبوته‌ها جوانه خواهند زد
هرکس که چنین چیزی را باور ندارد
بی‌شک انسانی دروغگو و ریاکار است.


شعر: #پشتیوان_میرعزیز
ترجمه: #زانا_کوردستانی

۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یَره به ما نُمُخُوری بُخوری قِل مخوری
شوخی کِردُم باباجان، یک چایی هِل مُخوری؟

چای ما تازه دمه، لب دوز و لب سوزه رفیق
داغه داغه بُخوری انگاری فِلفل مُخوری

بعد این بار که ما اینجه چاشنی خورِت مُکُنِم
هرچی هرجا بُخوری زهرِ هلاهل مُخوری

دیگه هیجا به طریقه یِ درستش نمیری
مثلا توی بدنسازی مُکَمِل مُخوری

یا نهایتش تو ایی کِشمَکِشایه ... دیدن ادامه ›› روزگار
موتور قراضه ایی وُ بازَم هِندِل مُخوری

یا که اِسقاط میشی وُ تو جاده های سرنوشت
به تور یک آدمه عاطِل و باطِل مُخوری

دل بهت دادوم که دل بجاش بدی دلبرکوم
ولی تو بی بی میای پایین، آسِ دل مُخوری

شعر شنتیاره یک بار دیگه جدی تر بخوان
شوخی کردوم باباجان، یک چایی هِل مُخوری؟

شنتیا🌺
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مدرسه میناب


دوای درد بی درمونه موره خواب مِدِنه
تو بیداری دردومه کودک بی تاب مِدِنه

وقتی خوابوم انقدر فارغ از هیاهویوم
حالومه الاغی با خوردن تیتاب مِدِنه

تو اون شونزده ساعته عادیه هر روزه ی مو
جنگ با خودم ره مدرسه ی میناب مِدِنه

ایی که تو هم نبشی ... دیدن ادامه ›› کارد مرسه به استخون
تا جایی که عمقشه حاج علی قصاب مِدِنه

رنگ خونین جگریه دله بی صاحابومه
همو رسیده ترین دانه ی اناب مدنه

مزه ی لحجه ی مشهدی و شعر سردومه
بستنیه سنتیه تویه طلاب مِدِنه

شنتیا اینجه گرفتار چیه نمدونوم
ای گیر و گوره ماهیه سر قلاب مِدِنه

شنتیا🌱🌷
النا مقدم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
[فەریا]

فەریا فەریا!
یارمەتی گەیشت‌و و کیژەکانی مینابی برد
فەریا فەریا!
یارمەتی گەیشت‌و کاره‌باو ئاوو گازی کەتان
فەریا فەریا!
یارمەتی گەیشت‌و دەست‌و پێ‌و سه‌رو ملی قرتان
فەریا فەریا!
یارمەتی گەیشت‌و میڕو جێڵ‌و ژن‌و پیاوی به خاک‌وخۆڵ کیشان
فەریا فەریا!
یارمەتی ... دیدن ادامه ›› گەیشت‌و
پلکه پلکی زڵفی زارای براند
لاشەی قنجی ماکانی سووتاند
گۆچەلی باوای شکاند
گوێزلکی دایەی هەلساند،
سه‌رڕا...
کتکی خەفتووی به شێر کرد.

◇ برگردان به فارسی:

(کمک)

کمک!، کمک!
کمک رسید و دختران میناب را با خود برد!
کمک!، کمک!
کمک رسید و برق و آب و گاز را قطع کرد!
کمک!، کمک!
کمک رسید و دست و پا و سر و گردن را برید!
کمک!، کمک!
کمک رسید و پیر و جوان و زن و مرد را به خاک کشید!
کمک!، کمک!
کمک رسید، گیسوان زهرا را برید!
پیکر نحیف ماکان را حیف کرد!
عصای پدربزرگ را نصف
عینک بی‌بی را خرد و خاکشیر کرد!
با این همه،
گربه‌ی خفته‌ای را شیر کرد...


#زانا_کوردستانی


۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

شنتیا دور شو از معرکه ی آدمیان
کار این خلق به غیر از زدنِ نیش تو نیست

شنتیا🌹
النا مقدم این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مُوشُدی

یک شبی تو خیابون تهِ بازاره تَعبُدی
یک دوکون مونده به حجره یِ حاجیِ عَضُدی

سیخَکی کُنج دیوار تویِ خودوم قدم زَنون
یکی آشنا به نظروم آمد اویَم تو بودی

به ایی نشونی که شلوارِ مام استایله به پات
بالا تَنَه رَم پوشوندی خودته با یک هودی

تو خیالوم آمدوم توی چشات به گفتگو
از مو اصرار ... دیدن ادامه ›› و تو انکار، خاتونِ لنگرودی

یکهو حال روزای اول رفتنت شدوم
سیگارِ چهارُم کون به کونِ بعدِ سه دودی

ما که قاپته ندزدیم مخت ره نزدم
ولی تو مغز نداشتمان ره از ما ربودی

آخرش بهشت رضا مخوابوننُم افقی
مویی که سقف افق عشقه دیدوم عمودی

به عقیق سفید و کبوده دست شنتیا
حالا ما موندِم و یاد تو وُ قلبی کبودی

شنتیا🌹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دنیا زین سرای غم و هجران است و بس
گه گه به زمانی عشق دوران است و بس
گاهی تو مثال موج دریا ارام
گاهی چو همان سیل خروشان است و بس
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
باران که ببارد
به اندوهِ گِل‌آلود اروند
برمی‌گردم

میانِ جزر و مدِ چولان‌های بلندش
چکمه‌هایم را جا می‌گذارم

به شکمِ ماهیان خواهم رفت
کنارِ استخوان‌هایی
که وضو دارند
________________________________

شاعر:حمیرا جاودان_خوزستان _رامهرمز
__________________________________
پ.ن
این ... دیدن ادامه ›› قطعه را تقدیم میکنم به
رزمندگان و غواصان عملیات الفجر۸
در گرگ و میش 1364/11/20
که برای دفاع از خاک ناموس و عزت
ایران عزیزمان از هیچ نهراسیدند

چولان ها : در خوزستان به بوته های بلندی که هر چه به لب رودخانه نزدیک می شوند بلندترمی شوند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
*گاهی سکوت، قوی‌ترین سپر در برابر طوفان‌های بیرونی و درهم کوبنده ی تمام ناامیدی‌هاست.
آرزوها و رویاهای ما، گل‌های نازکی هستند که در باغچه ی دل ما می‌رویند، اگر پیش از شکفتن، آن‌ها را به باد و باران قضاوت‌های دیگران بسپاریم، شاید هرگز به ثمر ننشینند. انرژی‌های منفی و بدبینی اطرافیان، گاهی چون سایه‌ای سنگین، نور مسیر را می‌پوشانند و مانع حرکت ما می‌شوند.

پس بگذار برنامه‌ هایت، در سکوت جان تو جوانه بزند و ریشه بدواند . بگذار تا زمانی که به قله‌ی آرزوهایت نرسیده‌ای، صدای قدم‌ هایت را بشنوی، نه صدای ترس‌های دیگران را، این سکوت، نه پنهان‌ کاری، بلکه، احترامی است به عظمت رویاهای خودت.

به خویشتن ایمان داشته باش و بگذار تا زمان شکوفایی تو ، فرا برسد.

✍ امین انصاری
۳ خرداد ماه ۱۴۰۵ شیراز*
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
"پژمان" متجاوز و "کتایون" شد ban
"اوجی" شده مافیا، "ترانه" قدغن
چون عاقبت هنر چنینست اینجا
بفروشم از این به بعد، اعضای بدن

علی اصغری صفدر
ملیکا حبیب اللهی (مزدک میکاییل)
فقر، مادر تمام رذایل اخلاقی‌ست. "آنتونی گیدنز"
کاد الفقر ان یکون کفرا🥂
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پناهگاه حس یه کتاب فروشی قدیمی تو یه کوچه پاریسی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
طَرَقدَر

رگ خواب دلمو فقط یه دختر بلده
دختری که حالمو از همه بهتر بلده

روی قلبم رد انگشتشو آسون میشه دید
دقیقا حفظه منو، از همه بیشتر بلده

منو از کف همین لمکده که داخلشم
چون کف دست قشنگش تا طَرَقدَر بلده

گاهی وقتا نیت خیر یه خیریه ی شهر
گاهی وقتا هم شِرّارت می باره ... دیدن ادامه ›› شَرّ بلده

کوچه ی آشتی کنانِ باهاشو خوب بَلَدم
پیش چشم گریونم رقص با خنجر بلده

راه آگاهی و دیدن اصلا اون خط بریل
راه سمعک شدن سمعِ منه کر بلده

نرخ ما خیلی پایین و تورم داره اون
زربلاچه این تورم شدن از زر بلده

سرتونو درد نمی آرم عزیزای دلم
خلاصه شنتیارو ایشون سراسر بلده

شنتیا🌷
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من ابوالفضل حسین پور، بازیگر نمایش "ژوژمان" و نقش‌آفرینی در نقش کراتینوس هستم. در این نمایش، با چالش‌‌های فلسفی روبرو می‌شوم که مانند “وجود داشتن”یا"اسب چوبی تروایی"، درون خود رازهایی پنهان دارند. این نمایش به من این فرصت را می‌دهد تا با دوستانم و همکارانم به تماشاگران یادآوری کنم که گاهی اوقات، آنچه در ظاهر می‌بینیم، تنها بخشی از حقیقت است. به یاد داشته باشید که "تروآ" فقط یک داستان نیست، بلکه نمادی از فریب و استراتژی در زندگی است. امیدوارم با هنرمندی خود، بتوانم شما را به دنیای جذاب و پر از رمز و راز این نمایش دعوت کنم.
کاری نمی‌توان کرد
برای سوپ سردِ مادرم
و بارانی
که در چکمه‌ها خشک شد.

گیوه‌های پدربزرگ را
به سمت هفت‌سنگ
پرت کن.

پاهایت را
در خاکِ کودکی
جا بگذار.

کاری نمی‌توان کرد.
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با یک دو سه عنتلکتِ بی مغزِ نرو
رفتیم پیاده سمت ناصرخسرو
پرسید یکی ز من: دموکراسی چیست؟
گفتم: تو به من فحش دهی، من بر تو

علی اصغری صفدر
حسین چیانی این را خواند
پوریا زرشناس این را دوست دارد
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از پدرم
تنها کفش‌هایش ماند.
قدم‌هایی بزرگ
برای
پاهای کوچکِ من
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید