در جایی از نمایش گفته میشه ما با کلمات فکر میکنیم.
و این پیشنهادی قابل قبوله، اما در برخورد ذهن ما با هر پدیده، ذهن کار بیشتری رو در واحد زمان انجام میده کاری که شاید اگر قرار باشه در غالب کلمات در دنیای بیرون و زمان واقعی گفته بشه هر لحظه دقایق یا حتی ساعت ها طول بکشه.
نمایش ص ع به دورن ذهن یک سایکوپت وارد میشه و تلاش میکنه همون زمان درونی و غیر واقعی اما حقیقی رو نشون بده، بسیاری جزئیات وجود داره که معلوم نیست برای چی روی صحنه هستن، جزئیاتی که کار شدن و پرداخته شدن اما رابطه شون با خط روایت اصلی گنگ و نامفهوم هست، مانند تمام جزئیاتی که شبانه روز در ذهن ما حرکت میکنه و ارتباط با هدف لحظه ای و واقعیت بیرونی که باهاش درگیریم نداره.
یک بی نظمی که تلاش بسیار شدید ذهن میتونه به یک نظم برسونتش اما نظمی که پیدا میشه نسبی هست همیشه جزئیاتی جا میمونن، رادیوی قدیمی پدر بزرگ دوباره سوار میشه اما چند چرخ دنده بیرون موندن که جایی ندارن، ذهن مازادی تولید میکنه.
از منظر فنی اما اجرا یکدست هست بازیگران تو نقطه ی خوبی ایستادن
... دیدن ادامه ››
کمی زیاد از حد عمل میکنن اما با اتمسفر قابل توجیه هستن. اجرا میتونه مقداری کمتر باشه در زمان و متن صزفه جویی کنه و کمی از فضا و حرکت در فضا دست باز تر استفاده کنه. اما در کل اجرا قابل تقدیر و قابل ستایش هست.
اگر به عنوان مخاطب وارد این اجرا میشین تلاش کنید که جهانش رو تا حدی که میتونید پیدا کنید یادتون باشه سایکوپت ها به دلیل عدم توانایی برقرای ارتباط سر راست سایکوپت هستن.