۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۰۲
سلام... خسته نباشید میگم به تمامی گروه انرژی و زحمت فراوانی در صحنه گذاشتند و حرارت عشقشان را گرمای وجود تماشاچی ها کردند.
اما بعد... یک گله دارم، به عنوان تماشاچی و حامی و دوستدار این نمایش؛ زمانی که یکی از تماشاچی ها حالش بد میشود و یا داخل سالن هر اتفاق نامترقبه ای خارج صحنه رخ میدهد، شایسته آن است که بازیگر ها، پشت صحنه بمانند و هماهنگی ها و مرور دیالوگ هایشان را همان پشت صحنه به دور از چشم تماشاچیِ به بیرون پرت شده از فضای نمایش، انجام دهند یا آنکه از پرده ی زیبای تئاترشهر استفاده میکردید.
۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۴۶
و یه سوال... تخفیف دانشجویی شامل چه تعداد و کدام صندلی های سالن میشود؟
من هرچقد تلاش کردم به عنوان یک دانشجو کمی بیشتر به آینده بیاندیشم و کارت بانکی ام از لطف شما بهره مند کنم، موفق نبودم.
۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۳۷
و یه گله داشتم از صندلی های سالن مولوی
هر اندازه که کارگردان و بازیگران خستگی و حوصله مخاطب برایشان مهم بود و موفق بودند در این امر... سالن مولوی ضعیف بود!
تنها عاملی که باعث خستگی میشد صندلی های ناراحت و جای پای کم سالن بود!
۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۲۲:۰۱
مرسی که روی صحنه اید و به ما دانشجو ها میزانسن های پویا و ریتم را یاد میدهید جناب فلاح
ممنون که برای مخاطب ارزش قائلید و به احترام ایشان کار خوب میاورید روی صحنه
خیلی خیلی ممنون که بازدم دیالوگ های آزادی خواهانه بازیگراتون به آتیش عشق تئاتر این روز هایمان شعله میبخشد...
۱۹ اسفند ۱۴۰۱ ساعت ۰۴:۱۹
با کمال احترام، بازیگر خانم در اجرای ۱۸ ام اسفند ماه اصلا باورذیر نبودند.
۱۹ اسفند ۱۴۰۱ ساعت ۰۴:۳۷
بازی ها برگ ریزان بود! 🤦♂️
۱۹ اسفند ۱۴۰۱ ساعت ۰۴:۰۴
چرا تعزیه و تئاتر؟ چرا تئاتر تنها نه؟!
۱۹ اسفند ۱۴۰۱ ساعت ۰۳:۰۵
یک مردودی به کارنامه آقای شرفی اضافه شد
۰۹ خرداد ۱۴۰۰ ساعت ۰۹:۲۱
سلام، اجراتون بی نظیر بود، تبریک به تک تک اعضای گروه
اگه بگم از خنده دلم درد گرفت باور میکنید؟!
دیوونه وار فضای دوست داشتنی ای داشت??