غبار میمون فیلمِ آرش معیریان بدترین فیلمِ جشنواره است. سینمایی که سر و ته نداشتناش از سکانسهای ابتدایی که بیخود و بیجهت شلوغ هستند و به فیلم ربطی پیدا نمیکنند مشخص خواهد شد. اصلاًَ رابطهی میانِ بیاینا محمودی و پژمان بازغی، در فیلمنامه، تعریف نمیشود. این فیلم قرار بوده یک مینیسریال شود که این به منِ بینندهی یک اثرِ سینمایی هیچ ربطی ندارد و سکانسهای حذف شده در آن چیزی از بیارزش بودنِ آن کم نخواهد کرد. این نکته بسیار مهم است که ما اگر میخواهیم حرفی امنیتی برای شرافتِ ملّیِ ایران بزنیم بلد باشیم و اندازهی آن حرف را بدانیم که چه موقع و کجا باید زده شود. فیلم مالِ جشنواره نیست؛ از سویی، اصلاًمیتواند مرکزیت آن متفاوت باشد: آن موبایل و دیگر ابزارها که بازغی میانِ کتاب پنهان کرده بود، چه ارتباطی با الآن و بعدِ داستان پیدا میکند؟ معیریان فیلمسازِ بدِ بدنه است و حالْ یک چیزی از «گاندو» جواد افشار، آموخته که محمودی را چگونه میشود بیحجاب جلوی دوربینِ جمهوری اسلامی نشاند. فیلمْ دست و پا زدنِ الکیِ یک فیلمسازِ فرصتطلب است که شعورِ مخاطبِ خود را به بهانههای مُختلف به بازی میگیرد. در اینکه این فیلم یک اثرِ مستأصل است و باید به حالِ دهکردی و ضیایی و دیگران که در آن نقش آفرینی کردهاند غُصّه خورد هیچ شکی نیست و این را هر سلیقهای میتواند یاد کند امّا باید کسانی و کسی را که بدون تسلط داشتن بر درام و فیلمنامه چُنین مزخرفی سرمایهگذاری کردهاند را موردِ بازخواست قرار داد و...
متن کامل را در روزنامهی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26037