باهاش آشنا شدم چون ترسیدم پشیمون بشم راحت از کنارش رد بشم، برای دیت دوم مریض بودم ولی ماشینمو شستم مسافرت نرفتم با بقیه رفتم دیدمش با اون گوشی آیفون کلاسیکش، توی دیت سر به سرش گذاشتم سرِ رنگِ موهاش و بحثِ شامپو های رنگ مو رو کشیدم وسط، توی دور دور گازش رو گرفت رفت با چراغای ماشینش چشمک میزد و ...
حالا مث سگ پشیمونم از راه دادن رانندهی ماشینِ جلویی، توی زندگیم حتی برای مدت کوتاهی. چ اشتباه بزرگی کردم از اول از کنارش رد نشدم، تا خود آسمونها پشیمونم.
ادیت: بهش گفتم اگر ولم کنه میرم آمریکا (یعنی رویای اونو برمیدارم)، از قدیم گفتن مرده و قولش. منم اون مردیم که حرفاشم قوله.
رایحهیِ خنکِ ویکتوریا سکرت بامبشلش تویِ شهریور اکلت لنوینش توی آذر فلورا گوچیش تویِ اسفند ویوا لاجویسی که گفت براش بخرم
آوایِ why mona
... دیدن ادامه ››
cloudkid
کوبِ پاشنههاش که هرچی قویتر پر دردتر
اشکهاش که برخلاف بقیه دخترا نمیومد
از اون دخترا که هیچوقت پشت سرش رو نگاه نمیکنه
تضاد عجیبش فمنیستِ عاشق!
بیخوابِ شبانه
از اونا که اگر جلوش رو میگرفتی از روت رد میشد
آواز خوندنش I'm so lonely آرش.
از اونا که خیلی گرونن، خیلی؛ ولی ن لزوماً پولی بلکه احساسی
از اون دخترا که بلد نبود کِی باید ول کنه بره و کی تکیه کنه.
یادم میمونه همیشه اون صحنهای رو که توی کافه wake & bake دستاش میلرزید و تا اخر هم دستاش رو نتونستم بگیرم.
ولی امروز ۱۴۰۵/۶/۱۹ بعد از تقریبا چهارسال بهم گفت:
NOW bye forever 👋🏻
اکو میشه
NOW bye forever 👋🏻
.