شون اوکیسی؛ نمایشنامهنویسِ بازماندگان
در تاریخ تئاتر، نویسندگانی هستند که قهرمانان را به صحنه میآورند و نویسندگانی که به سراغ قربانیان میروند. شون اوکیسی از دسته دوم است. او نه شیفته فاتحان بود و نه مجذوب اسطورههای ملی. آنچه توجهش را جلب میکرد زندگی مردمانی بود که زیر سایه جنگ، فقر، انقلاب و آرمانهای بزرگ زندگی میکردند؛ مردمانی که معمولاً در روایت رسمی تاریخ جایی ندارند.
اوکیسی در سال ۱۸۸۰ در دوبلین به دنیا آمد؛ شهری که بعدها به مهمترین شخصیت آثارش تبدیل شد. برخلاف بسیاری از نمایشنامهنویسان همعصر خود، نه در خانوادهای مرفه رشد کرد و نه آموزش دانشگاهی منظمی دید. کودکی و جوانی او در میان دشواریهای اقتصادی، مشاغل گوناگون و فعالیتهای سیاسی و کارگری سپری شد. همین تجربه زیسته باعث شد که بعدها جهان نمایش او نه از دل کتابخانهها، بلکه از دل خیابانها، خانههای محقر و زندگی طبقات فرودست شکل بگیرد.
برای درک جایگاه اوکیسی باید فضای فرهنگی ایرلند در آغاز قرن بیستم را به یاد آورد. بسیاری از نویسندگان آن دوره در پی ساختن هویتی ملی برای
... دیدن ادامه ››
ایرلند بودند. اسطورهها، قهرمانان تاریخی و روایتهای حماسی بخش مهمی از ادبیات آن زمان را تشکیل میدادند. اما اوکیسی مسیر دیگری را انتخاب کرد. او به جای روایت افتخارات ملی، از پیامدهای انسانی سیاست سخن گفت. نگاه او نه به پرچمها، بلکه به انسانهایی بود که زیر آن پرچمها زندگی میکردند و گاه جان میباختند.
شهرت اوکیسی بیش از هر چیز مدیون سه نمایشنامهای است که امروز با عنوان «سهگانه دوبلین» شناخته میشوند: «سایه یک تفنگدار»، «ژونو و طاووس» و «گاوآهن و ستارگان». این سه اثر نه تنها مهمترین دستاورد هنری او بلکه از نقاط عطف تئاتر قرن بیستم به شمار میروند.
«سایه یک تفنگدار» نخستین موفقیت بزرگ اوکیسی بود. داستان مردی جوان را روایت میکند که به اشتباه مبارزی انقلابی تصور میشود و از این سوءتفاهم برای کسب اعتبار استفاده میکند. اما آنچه در ابتدا بازی و خیال به نظر میرسد، به تدریج به تراژدی میانجامد. در این نمایشنامه، اوکیسی نخستین حمله جدی خود را به اسطوره قهرمانپروری انجام میدهد. او نشان میدهد فاصله میان تصویر رمانتیک مبارزه و واقعیت زندگی انسانها تا چه اندازه عمیق است.
اما بسیاری معتقدند شاهکار واقعی اوکیسی «ژونو و طاووس» است؛ نمایشی که همچنان یکی از مهمترین آثار تئاتر ایرلند محسوب میشود. داستان خانوادهای فقیر در دوبلین که در میانه جنگ داخلی ایرلند گرفتار رؤیاها، توهمات و بحرانهای اقتصادی شدهاند. در مرکز این جهان آشفته، زنی به نام ژونو قرار دارد؛ شخصیتی که بسیاری از منتقدان او را از برجستهترین زنان تاریخ نمایشنامهنویسی میدانند.
قدرت «ژونو و طاووس» در آن است که اوکیسی بدون شعار دادن، تصویری پیچیده از زندگی انسانی ارائه میکند. طنز و تراژدی در این اثر چنان در هم تنیدهاند که گاهی تماشاگر در فاصله چند دقیقه از خنده به اندوه میرسد. مردان نمایشنامه اغلب درگیر خودفریبی، خیالپردازی یا ناتوانیاند و این زنان هستند که بار واقعی زندگی را بر دوش میکشند. چنین نگاهی در زمانه اوکیسی کمسابقه بود و هنوز نیز تازگی خود را حفظ کرده است.
سومین بخش سهگانه، «گاوآهن و ستارگان»، جسورانهترین اثر اوکیسی به شمار میآید. موضوع نمایش قیام عید پاک ۱۹۱۶ است؛ رخدادی که در حافظه تاریخی ایرلند جایگاهی مقدس داشت. اما اوکیسی به جای ستایش قهرمانان انقلاب، زندگی مردم عادی را به تصویر کشید؛ مردمی که در میان خشونت، آشوب و شعارهای سیاسی گرفتار شدهاند. همین رویکرد سبب شد اجرای نمایش با اعتراض و حتی آشوب برخی تماشاگران مواجه شود. بسیاری تصور میکردند اوکیسی به آرمانهای ملی توهین کرده است. با این حال، گذر زمان نشان داد که ارزش واقعی اثر دقیقاً در همین نگاه انتقادی نهفته است.
آنچه آثار اوکیسی را از بسیاری از نمایشنامههای سیاسی متمایز میکند، نگاه انسانی اوست. او نه مورخ است و نه نظریهپرداز سیاسی. دغدغه اصلیاش تأثیر رویدادهای بزرگ بر زندگی انسانهای معمولی است. در آثار او جنگ پیش از آنکه موضوعی نظامی باشد، تجربهای انسانی است؛ تجربهای که خانوادهها را از هم میپاشد، فقر را تشدید میکند و امید را به یأس تبدیل میسازد.
یکی دیگر از ویژگیهای برجسته آثار اوکیسی زبان نمایشنامههای اوست. او زبان مردم کوچه و بازار دوبلین را وارد ادبیات نمایشی کرد. گفتوگوهای شخصیتهایش سرشار از شوخی، کنایه، طنز تلخ و موسیقی گفتار روزمره است. همین ویژگی باعث شده شخصیتهای او حتی پس از گذشت دههها همچنان زنده و باورپذیر به نظر برسند.
پس از موفقیت سهگانه دوبلین، اوکیسی به تجربهگرایی روی آورد. نمایشنامههایی چون «جام سیمین»، «درون دروازهها» و «گلهای سرخ برای من» نشان میدهند که او در پی گسترش امکانات بیانی تئاتر بوده است. هرچند این آثار از نظر فرمی جاهطلبانهتر هستند، بسیاری از منتقدان معتقدند هیچیک نتوانستند به قدرت عاطفی و انسجام دراماتیک سهگانه دوبلین دست پیدا کنند.
امروز، نزدیک به یک قرن پس از نگارش مهمترین آثار اوکیسی، جهان همچنان با بسیاری از پرسشهای او درگیر است. جنگها پایان نیافتهاند، سیاست همچنان قهرمان میسازد و مردمان عادی هنوز هزینه تصمیمهای بزرگ را میپردازند. شاید به همین دلیل است که نمایشنامههای اوکیسی کهنه نشدهاند. آنها ما را وادار میکنند از پشت روایتهای رسمی تاریخ عبور کنیم و به چهره کسانی نگاه کنیم که معمولاً دیده نمیشوند.
میراث واقعی شون اوکیسی نه صرفاً در نوآوریهای نمایشی یا موفقیتهای ادبی او، بلکه در نوع نگاهش به انسان نهفته است. او به ما یادآوری میکند که در پس هر شعار سیاسی، هر جنگ و هر انقلاب، زندگیهایی وجود دارند که باید دیده شوند. اگر تاریخ معمولاً داستان قهرمانان را روایت میکند، تئاتر اوکیسی داستان بازماندگان است؛ کسانی که پس از فروکش کردن هیاهو، باید با پیامدهای آن زندگی کنند.