نمایش اسب نورد تجربه ای متفاوت و قابل تأمل از جناب کوشکی بود که در کنار خواهر محترمشان روی صحنه رفت. این نمایش فضایی سنگین، تأمل برانگیز و دیالوگ محور دارد. اجرایی که برای درک کامل آن، ذهنی آرام و تمرکز مخاطب ضروری است.
متأسفانه در اجرای امشب، دو نفر از تماشاگران با صحبت های مداوم و خندههای بی موقع، تمرکز سالن و حتی بازیگران را بر هم زدند. با وجود اینکه جناب کوشکی با آرامش و احترام تذکر دادند و شرایط را مدیریت کردند، این رفتار تا پایان نمایش ادامه داشت و باعث شد مخاطبان نتوانند آن طور که باید با متن و فضای اثر ارتباط برقرار کنند.
امیدوارم فرهنگ تماشای تئاتر بیش از پیش مورد توجه قرار بگیرد، چرا که سکوت و تمرکز مخاطب، بخشی از کیفیت اجرای زنده است و هم به بازیگران کمک میکند بهترین اجرای خود را ارائه دهند و هم به دیگر تماشاگران فرصت می دهد اثر را به درستی تجربه کنند.
در مجموع، از متن، کارگردانی و اجرای بازیگران لذت بردم.
قتل آقای هاورشام یکی از بهترین کمدی هایی بود که در سال های اخیر دیدم. نمایشی دقیق، پرانرژی و خوش ریتم که از اولین لحظه تا پایان، تماشاگر را با خود همراه می کند و خنده حتی برای یک لحظه هم متوقف نمی شود.
متن نمایش هوشمندانه و خوش ساخت است، کارگردانی با دقت و تسلط انجام شده و بازی تمام بازیگران هماهنگ، حرفهای و درخشان است. این کیفیت بالا حاصل تلاش یک تیم درجه یک است که در تمام جزئیات اجرا دیده می شود.
از آن دسته نمایش هایی است که واقعا می توان چندین بار به تماشایش نشست و هر بار به همان اندازه لذت برد.
خسته نباشید به تمام عوامل این اجرای بی نظیر
یکی از کامل ترین اجراهایی بود که در مدت اخیر دیدم. متنی دقیق و هوشمندانه، کارگردانی مسلط و خلاق، بازی هایی یکدست و موسیقی که کاملاً در خدمت فضای نمایش قرار داشت، همگی در کنار هم اثری ارزشمند خلق کرده بودند.
آنچه این نمایش را متمایز می کند، هماهنگی مثال زدنی تمام اجزای آن است، هیچ بخشی از اجرا جدا از دیگری عمل نمی کند و همه عناصر در خدمت روایت قرار گرفته اند. ریتم مناسب، فضاسازی درست و اجرای حرفه ای گروه باعث شده بود تماشاگر از ابتدا تا انتها درگیر نمایش بماند.
فقط یادمان باشد که «ما تو این خراب شده قهرمان نمی خوایم ...»
خسته نباشید به تمام گروه اجرایی. تماشای این اثر برای من تجربه ای لذت بخش و نمونهای از یک اجرای استاندارد و با کیفیت بود.
زنبورهای کارگر برای من تجربه ای متفاوت و تأثیرگذار بود. متن نمایش با نگاهی هوشمندانه و چند لایه، مخاطب را از همان لحظه ورود درگیر می کند و این ارتباط نزدیک و تعامل مستمر تا پایان حفظ می شود. کارگردانی علیرضا نجف بسیار دقیق و حساب شده است، به گونه ای که ریتم اجرا افت نمی کند و تماشاگر مدام میان خنده و تأمل در رفت و آمد است.
آنچه بیش از همه برایم جذاب بود، ترکیب موفق طنز و درام در بستری اجتماعی بود. روایتی که در پس لحظات خنده، تصویری آشنا از ساختارهایی را نشان می دهد که همچون یک مافیا، همواره در کمین شهروندان ساده و بی دفاع هستند. بازیها روان و باورپذیر بودند و در کنار متن متفاوت نمایش، اثری خلق کرده اند که هم سرگرم می کند و هم ذهن مخاطب را تا مدت ها درگیر نگه می دارد.
خسته نباشید به بازیگران عزیز، گروه اجرایی و به ویژه علیرضا نجف برای خلق این اثر ارزشمند.
نمایش بی هوده که به خوبی میان کمدی و درام تعادل برقرار کرده بود، ترکیبی که نه به شوخی های صرف محدود می شد و نه از بار احساسی اثر می کاست. کارگردانی یاسین رضوانی دقیق و هوشمندانه بود و ریتم نمایش را تا پایان حفظ می کرد. تمامی بازیگران اجرای خوبی داشتند، اما بازی یاسین رضوانی و جواد یحیوی بیش از همه جلب توجه می کرد و حضورشان تأثیر ویژهای بر کیفیت اثر گذاشته بود. خسته نباشید به گروه اجرایی برای خلق نمایشی روان، خوش ریتم و تماشایی.
اژدهاک نمایشی خوش ساخت و تأثیر گذار بود. کارگردانی آرش اشاداد با دقت و تسلط، روایت را منسجم و جذاب پیش برد. نورپردازی و طراحی صحنه نیز به خلق فضای اثر کمک شایانی کرده بود. در میان بازی ها، اجرای عباس بابایی بسیار چشمگیر و عالی بود و لحظات ماندگاری را رقم زد.
برای من دیالکتیک فقط یک نمایش نبود، بیشتر شبیه یک جلسه عمیق روان شناسی بود که از همان دقایق ابتدایی تا پایان، ذهنم را درگیر نگه داشت.
یکی از نقاط قوت اثر، ارتباط مستقیم با مخاطب بود که باعث می شد احساسات و مفاهیم نمایش با قدرت بیشتری منتقل شوند. اجرای مسلط جناب خوب زاده و بازیگر مقابل، نقش مهمی در شکل گیری این ارتباط داشت و باعث شد لحظهای از فضای نمایش فاصله نگیرم.
متن و کارگردانی به خوبی در خدمت مفهوم اثر بودند و مخاطب را به فکر کردن وادار می کردند. موسیقی انتخاب مناسبی داشت و در ایجاد فضای روانی نمایش مؤثر بود، هر چند در برخی لحظات اگر حجم صدا کمی کمتر می بود، دیالوگ ها با وضوح بیشتری شنیده می شدند.
در پایان نیز برخورد صمیمانه و بدرقه مخاطبان توسط جناب خوب زاده، ارزش و تأثیر این تجربه را برای من دو چندان کرد.
اگر قصد دیدن این نمایش را دارید، به نظرم با این ذهنیت وارد سالن نشوید که قرار است فقط یک تئاتر ببینید، شما با اثری مواجه هستید که مانند یک کلاس روان شناسی، شما را وادار به تأمل در خود و روابط انسانی می کند.
نمایش کشتارگاه از آن دسته نمایش هایی است که کیفیت آن در تمامی بخش ها به چشم می آید. بازی تمامی بازیگران یکدست، باور پذیر و حرفه ای بود و هر کدام به خوبی در خدمت جهان اثر قرار داشتند.
در میان اجراهای درخشان نمایش، بازی جناب خلیلیان و سرکار خانم مهجور برای من بیش از همه چشمگیر و تأثیرگذار بود. حضور صحنه ای قدرتمند و اجرای دقیق این دو هنرمند، لحظات ماندگاری را رقم زد.
در کنار بازی های موفق، کارگردانی کاوه مهدوی نیز شایسته تحسین ویژه است. هدایت درست بازیگران، طراحی دقیق و حفظ ریتم و انسجام نمایش از ابتدا تا انتها، نشان از تسلط و نگاه حرفه ای ایشان دارد.
در مجموع، کشتارگاه اجرایی قابل احترام و با کیفیت است که حاصل تلاش هماهنگ بازیگران و عوامل پشت صحنه است.
طوروپ طرب برای من تجربه ای دلنشین و پر انرژی بود. بازی بازیگران در مجموع بسیار خوب و هماهنگ بود و موسیقی زنده و نوازندگان نیز نقش مهمی در شکل گیری فضای نمایش داشتند، به گونه ای که اجرای موسیقی و نمایش به شکلی یکپارچه و تأثیرگذار در کنار هم قرار گرفته بودند.
در میان بازیگران، اجرای محسن بهرامی و محمد هادی عطایی بیش از همه به دلم نشست و توانست ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند. همچنین جا دارد از تمام عوامل پشت صحنه که با تلاش و دقت خود در شکل گیری این اجرا نقش داشتند، صمیمانه تشکر کنم.
پرنده سیاه از نظر داستان پردازی و پیشبرد روایت اثر قابل قبولی بود و توانست مخاطب را تا پایان همراه خود نگه دارد. طراحی صحنه نیز با رویکردی مینیمال و بدون عناصر اضافی، در خدمت فضای نمایش قرار داشت. بازی بازیگران در مجموع خوب و قابل قبول بود، اما مهم ترین ضعف اجرا به نظرم کیفیت انتقال صدا بود، به طوری که در بخش های زیادی از نمایش، شنیدن دیالوگها برای مخاطب دشوار می شد و نیاز به تمرکز مضاعف داشت. با رفع این مشکل، تجربه تماشای اثر میتوانست بسیار روان تر و تأثیر گذارتر باشد.
نمایش ذرات آشوب از آن نمایش هایی بود که فقط تماشا نمی کنی، با تمام وجود حسش می کنی.
ترکیب موسیقی، حرکت و فضایی که ابراهیم پشت کوهی ساخته بود، یک جهان زنده و پرتنش روی صحنه خلق کرده بود، جهانی که هم ریشه در تاریخ داشت و هم کاملاً معاصر و ملموس به نظر می رسید.
چیزی که بیش از همه برایم جذاب بود، هماهنگی و انرژی تمام گروه بازیگران بود؛ انگار هیچکس جدا از دیگری نبود و همه تبدیل به یک بدن واحد روی صحنه شده بودند.
در میان این جمع قدرتمند، بازی یاشار نادری و مینا ترکمن عزیز برای من درخشان تر بود؛ هر دو با حضور، بیان و حسی که منتقل می کردند، لحظاتی ساختند که واقعا در ذهن می ماند.
البته انصافاً تمام گروه بازیگری سهم مهمی در جان گرفتن این اثر داشتند و همین هم باعث شده بود نمایش این قدر یکدست و تاثیر گذار باشد.
ابراهیم پشت کوهی بار دیگر نشان داد چطور می شود تئاتر را از یک اجرای صرف، به یک تجربه حسی و انسانی تبدیل کرد.
ذرات آشوب برای من فقط یک نمایش نبود...
یک حجم زنده از صدا، بدن، تاریخ و احساس بود که تا مدت ها فراموشش نمی کنم.
خلیج همیشه فارس...
چند سال پیش برای من فقط یک تئاتر نبود، انگار قدم زدن میان خاطرات، سکوت ها و زخم هایی بود که هر آدمی یک جایی در زندگی پنهان کرده.
فضاسازی نمایش به قدری درست و حساب شده بود که بعضی لحظه ها فراموش می کردم روی صندلی سالن نشسته ام و کاملاً وارد جهان اثر شده بودم.
بازی استاد مهرداد ضیایی واقعاً درخشان و کنترل شده بود، از آن جنس بازی هایی که بدون اغراق، فقط با جزئیات و حس، مخاطب را درگیر می کند. کارگردانی او هم دقیق، فکرشده و کاملاً مسلط بود و مشخص بود که میزانسن ها و ریتم نمایش با وسواس طراحی شده اند.
خانم نیک اندیش عزیز هم فوق العاده بود و حضورش روی صحنه انرژی و باور پذیری خاصی به نمایش داده بود.
مدت ها بود تئاتری ندیده بودم که بعد از تمام شدنش هنوز ذهنم را درگیر نگه دارد.
خسته نباشید به تمام گروه تئاتر چند سال پیش
تجربه ای بود که تا مدت ها در ذهن می ماند.
درود به تیم درجه یک نمایش سلول
از بازی بی نظیر بازیگران عزیز تا کارگردانی عالی جناب زرآبادی پور
همه چیز عالی و یک شب بی نظیر به همراه خنده و تفکر.
سلام و درود فراوان،
امشب فرصتی فرخنده داشتیم تا میهمان نمایشی جذاب، کمدی و به یادماندنی شما باشیم. از دقایق آغازین تا لحظه پایانی، اجرای هنرمندانه و پرانرژی تمامی بازیگران و عوامل صحنه، حضار را مسحور خود نمود.
بر خود لازم می دانیم از زحمات بی وقفه و خلاقیت بی نظیر تمامی دست اندرکاران این اثر ارزشمند، اعم از بازیگران عزیز، کارگردان محترم، نویسنده توانا و تیم فنی و اجرایی کمال تشکر را داشته باشیم. بی تردید این موفقیت درخشان، حاصل تلاش جمعی و عشق بی حد شما به هنر والای نمایش است.
برای تمامی اعضای این گروه پرتلاش، آرزوی توفیق روزافزون و اجرایی پرشورتر در ادامه راه پرفرازونشیب هنری داریم.
با احترام،
سجاد قاسمی