نشست خبری نمایش «دیکتهطور» در خبرگزاری مهر
تیتر : مدیران از پای کار بودن هنرمندان سوءاستفاده نکنند؛ ما ترسو نیستیم!
.
عوامل نمایش «دیکتهطور» که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر اجرا میشود، از روند تولید و اجرای این اثر گفتند و تأکید کردند که هجمهها و شرایط سخت تأثیری برانگیزهشان برای فعالیت نداشته است
خبرگزاری مهر-گروه هنر-علی حیدری-فریبرز دارایی؛ جنگ رمضان و شرایطی که در زمستان سال ۱۴۰۴ تجربه شد تئاتر ایران را به تعطیلی کشاند و گروههای تئاتری، چه آنهایی که آثارشان روی صحنه بود و چه آنهایی قصد اجرای اثری جدید را داشتند، با یک توقف و تعطیلی حداقل ۲ ماهه مواجه شدند.
در شرایطی که سپری شد مشخص نبود که تئاتر بار دیگر میتواند در سالنهای نمایش از مخاطبان و علاقهمندان به هنرهای نمایشی میزبانی کند یا نه. با آغاز آتشبس زمزمههای از سرگیری فعالیتهای تئاتری شنیده شد و در نهایت و به طور جدی از اوایل اردیبهشت سال ۱۴۰۵ بار دیگر گروههای نمایشی به اجرای آثار خود پرداختند
البته شرایط اجتماعی و اقتصادی از سرگیری فعالیتهای اجرایی گروههای تئاتری را با سختی همراه کرده بود اما گروههای مختلف در این شرایط
... دیدن ادامه ››
بار دیگر به صحنه آمدند و پذیرای مخاطبان تئاتر شدند.
یکی از گروههایی که این روزها و در صف اول شروع اجراهای تئاتری بعد از تعطیلی طولانیمدت جنگی قرار دارد، گروه نمایش «دیکتهطور» به نویسندگی و کارگردانی علیرضا معروفی است
این نمایش این روزها در سالن سمندریان تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه است و به موضوع خانوادهای میپردازد که تفکر خودپرستانه و اشتباه پدر، زندگی پر چالشی را برای اعضای آن رقم میزند؛ شرایطی که باعث رو در روی هم قرار گرفتن اعضای خانواده میشود
طراحی صحنه «دیکتهطور» در عین سادگی ویژگی اجرایی قابل قبولی را رقم زده است؛ چیدمانی از آجرهای خشتی در کف سالن که در لحظات مختلف نمایش کاربردهای گوناگونی دارند و در کل نمایش به غیر از یک شخصیت، بازیگران همزمان با ایفای نقشهایشان باید روی آجرها حرکت کنند.
«دیکتهطور» که نمایشی ۵۰ دقیقهای است، در یک فضای یکدست و خوشریتم توسط گروه شکل گرفته و اجرا میشود. این اثر نمایشی هم به مانند دیگر آثار هنری دارای نقاط قوت و همچنین ضعفهایی است که علیرضا معروفی نویسنده و کارگردان، الهه زحمتی، کیمیا خلج، ایمان سلگی و مجید رحمتی از بازیگران «دیکتهطور» با حضور در خبرگزاری مهر به ارائه نقطه نظرات خود درباره روند تولید و اجرای این اثر، چالشهایی که با آن مواجه بودند، اجرای نمایش در شرایط اجتماعی و سیاسی کنونی جامعه و همچنین نوع نگاه این اثر و موضوعی که مطرح میکند، پرداختند
در ادامه بخش اول نشست عوامل نمایش «دیکتهطور» آمده است
* اتفاقی بعد از جنگ رخ داده این است که گروهها برای اجرا رفتن تردید دارند؛ بخشی از این امر ناشی از نامشخص بودن وضعیت استقبال مخاطبان و همچنین نبود امکان تبلیغات در فضای مجازی است. در این شرایط در میان تئاتریها ۲ مفهوم «قربانی» و «راهگشا» وجود دارد. اینکه اگر گروهی بعد از جنگ اثرش را اجرا میکند فارغ از فروش یا استقبال مخاطب، راهی را باز میکند تا باقی گروهها نیز پا به عرصه اجرا بگذارند یا اینکه این گروهها با اجرای آثارشان بعد از جنگ به نوعی قربانی شرایط هستند. شما نیز جزو اولین گروههایی محسوب میشوید که بعد از جنگ اثرتان را روی صحنه بردید. با توجه به شرایط سخت و هزینههای بالای تولید تئاتر و همچنین وضعیت استقبال مخاطب، گمان میکنید «قربانی» شدهاید یا شرایط «راهگشا» خواهد بود؟
علیرضا معروفی: من در دوران کرونا نمایشی را با عنوان «تنها» تولید کردم. در شرایطی در شهریور سال ۹۹ تمرینهای آن نمایش را شروع کردیم که تئاتر به طور کلی تعطیل بود. قرار بود جشنواره ملی به صورت آنلاین برگزار شود. حدود ۱۰ بازیگر و ۷ نفر عوامل در یک اتاق کوچک با ماسک تمرین کردیم و شرایط خیلی سختتری از حالا بود. آن کار در جشنواره شرکت کرد و اثر برگزیده شد و به جشنواره تئاتر فجر راه پیدا کرد. تا بهمن سال ۱۳۹۹ هنوز اجرای عمومی شکل نگرفته بود. در تیر سال ۱۴۰۰ نمایش را در تالار سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه بردیم که بعد از ۷ اجرا ۷۰ روز تعطیل شدیم و ادامه اجراها به مهر و آبان آن سال موکول شد. در آن زمان مردم تشنه تئاتر دیدن بودند و به سوی سالنهای تئاتر هجوم آوردند
معروفی: در شرایط فعلی معتقد نیستم که برخی گروهها قربانی میشوند بلکه فکر میکنم راهگشایی اتفاق میافتد. تئاتر آنقدر مقدس است که هر بهایی برای آن بپردازید به همان میزان به شما بازپس میدهد
تنها را ۴۵ شب اجرا کردیم که فقط ۳ شب ظرفیت تماشاگر سالن تکمیل نشده بود و ۴۲ اجرای دیگر با ظرفیت کامل مخاطب اجرا شد. این اجرا باعث شد تا راه باز شود و بلافاصله فرصت اجرا در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی برایم مهیا شد که نمایش «تلفات» را اجرا کردیم. در آنجا هم با استقبال شدید مخاطب مواجه شدیم. تجربه بعدیام اجرای نمایش «جریان» در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر بود که بعد از اتفاقات سال ۱۴۰۱ به صحنه رفت؛ در زمانی که کمتر گروهی حاضر میشد اثرش را روی صحنه ببرد زیرا شرایط به دلیل تعطیلی بلندمدت تئاتر سخت بود. تمرین نمایش را شروع کردیم و نمیدانستیم با چه وضعیتی مواجه خواهیم شد. برخی به ما ناسزا میگفتند و شرایط عجیب و غریبی را تجربه کردیم اما باز هم راهگشایی اتفاق افتاد
در شرایط فعلی هم معتقد نیستم که برخی گروهها قربانی میشوند بلکه فکر میکنم راهگشایی اتفاق میافتد. تئاتر آنقدر مقدس است که هر بهایی برای آن بپردازید به همان میزان به شما بازپس میدهد. ما جایزه خودمان را در «تنها» و «جریان» گرفتیم و شک ندارم که با توجه به استقبال مخاطب در «دیکتهطور» هم جایزه خود را میگیریم. معتقدم در این شرایط نگاه خود هنرمندان تئاتر هم حائز اهمیت است. من شاهد حضور تهیهکنندگان و هنرمندان شناخته شده تئاتر برای اجرای آثارشان هستم که متقاضی اجرا هستند
* در بزنگاههای سیاسی و اجتماعی، رغبت کار کردن در عرصه هنر به ویژه تئاتر ریسک پذیری بالایی دارد؛ از هجمههایی که به هنرمندان و گروه وارد میشود تا دغدغههای تأمین هزینههای مالی و تولید کار و دستمزد اعضای گروه. آیا تولید «دیکتهطور» پیش از شرایط اجتماعی ایران و جنگ شروع شد یا در ایام جنگ این اتفاق شکل گرفت. چگونه با هجمههایی که وارد میشود و همچنین شرایط اقتصای موجود این ریسک را پذیرفتید و اثرتان را به صحنه آوردید؟
ایمان سلگی: بعد از شرایط اجتماعی دی ۱۴۰۴ به همراه علیرضا معروفی به فکر این بودیم که برای بهتر شدن حالمان کاری را تولید و اجرا کنیم. وقتی گروه دور هم جمع شدیم به فکر تولید و اجرای «دیکتهطور» افتادیم؛ یعنی تصمیممان قبل از شروع جنگ بود. برای برخی تئاتر کار کردن به نوعی تفریح است ولی واقعیت این است که بسیاری از هنرمندان شغلشان تئاتر است و زندگیمان از این طریق میگذرد. ما هم مثل خیلی از مردم ناراحت و غمگین هستیم ولی نمیتوانیم کار نکنیم. هجمهها هست ولی واقعیت این است که افراد در مشاغل دیگر فعالیت نمیکنند؟ کار کردن در این شرایط ایثار نیست بلکه کار میکنیم تا زندگیمان را داشته باشیم و تلاش میکنیم که کار با کیفیت تولید و اجرا کنیم تا مخاطب هم بپسندد. واقعیت این است که کار میکنیم تا زنده بمانیم
الهه زحمتی: وقتی جلسات اول تمرین کار را شروع کردیم احتمال وقوع جنگ وجود داشت. وقتی بعد از عید و در دوران آتشبس علیرضا معروفی با من تماس گرفت و گفت که قصد دارد کار را روی صحنه ببرد، تحسیناش کردم. برای من تحسینبرانگیز بود که یک کارگردان در شرایط جنگی تصمیم میگیرد کار را تولید و اجرا کند. ما بچههای تئاتر دوست داریم وقتی اثری را تمرین و تولید میکنیم به اجرا برسد تا مخاطب کارمان را ببیند ولی من چشماندازی نداشتم که آیا با شرایطی که در آن به سر میبریم «دیکتهطور» به اجرا میرسد یا نه
است
تنها دلیل و انگیزه حضور من در این کار و تمرین مجدد برای اجرای «دیکتهطور» این بود که حال خودم خوب بشود زیرا به دلیل شرایط جنگ دچار استرس زیادی شده بودم. همیشه و در همه مراحل زندگیام تئاتر حال من را خوب کرده و برای من درمانگر بوده است. احساس کردم دور هم جمع شدن و درگیر تمرین و تولید «دیکتهطور» شدن حال من را خوب میکند که خدا را شکر این اتفاق افتاد. تک تک اعضای گروه خیلی خوب و حرفهای و بدون چشمداشت در تمرینها حضور پیدا کردند و با این تصور که شاید کار به سرانجام و اجرا نرسد دور هم جمع شدیم و کار کردیم. مهم برای ما این بود که در کنار هم یک کار هنری انجام میدهیم
خوشبختانه و در عین حال ناباورانه به اجرا رسیدیم. هر روز که به اجرای اول «دیکتهطور» نزدیک میشدیم بیشتر صدای از سرگیری جنگ به گوش میرسید و من دعا میکردم که حداقل بتوانیم یک شب نمایش را روی صحنه ببریم که خوشبختانه به اجرا رسیدیم
کیمیا خلج: در چند جلسهای که پیش از شروع جنگ برای تمرین «دیکتهطور» دور هم جمع میشدیم، هر روز خیلی خوشحال بودیم که با هم هستیم و تمرین میکنیم زیرا این دور هم بودن و کار کردن باعث میشد استرسهایمان را دور بریزیم و همراه تولید کاری میشدیم که دوستش داشتیم. در دوران جنگ جزو آدمهایی بودم که خیلی میترسیدم ولی تهران و خانهام را ترک نکردم و همیشه به دنبال کاری بودم که مجددا من را به جریان زندگی برگرداند به همین خاطر وقتی علیرضا معروفی تماس گرفت و گفت که قصد اجرای «دیکتهطور» را دارد خیلی خوشحال شدم.
ادامه در خبرگزاری مهر
فریبرز دارایی