در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال سینما
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 23:02:56
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
گیس به کارگردانیِ محسن جسور که فیلمنامه‌اش را کاظم دانشی بر اساسِ طرحی از مهتاب صداقت نوشته، یک اثرِ متوسط با ظرفیتِ خوب شدن و خوب دیده شدن است. اعتراف می‌کنم با همه‌ی نقطه ضعف‌هایی که در سطرهای بعدی به آن اشاره خواهم کرد، «گیس» مردمی‌ترین فیلمِ جشنواره است. قصّه‌ی اجتماعی نوشتن مانند راه رفتن بر لبه‌ی چاقو است. از یک طرف مؤلف باید مفاهیمِ دراماتیک: صعود و نزولِ شخصیت در بُعدِ زمان، قهرمان‌پروری، جغرافیا، آدم‌های مکمل و دیگر کاراکترها را هَندل کند و از یک طرف باید به اتفاقاتِ اجتماعی که احیاناً حاصلِ یک واقعه‌ی تاریخی مُلتهب بوده است، پایبند باشد. بر همین اساس من مسئله‌ام با کاظم دانشی از این‌جا شروع می‌شود که شُعار و اظهارِ به ترحمِ حاصل از خیانت ویژگیِ اصلیِ فیلمنامه‌های او است. من «زنده شور» را از او ندیدم اما در «گیس» به یک باره و بدونِ منطق پرسوناژِ سروش، حامد بهداد، که اصلاً معلوم نیست به کجا وصله که این همه قدرت دارد، از حرکت در مسیرِ ضدِّ قهرمان شدن به کارآگاهِ خوبِ قصه تبدیل می‌شود و می‌فهمد مثلا فُلانی خودکشی نکرده و کسی که چپ‌دست است او را کشته. این وسط مرجان، بهنوش طباطبایی، هم خیلی ساده به گناهِ خود اعتراف می‌کند تا حدّی که معرفی کردن خود به سروش بیشتر یک سَر هم بندی کردنِ قصّه است تا ایجاد تعلیق در داستان و پانچینگِ بیننده و...
متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26040
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم گیس نسبت به فیلم قبلی محسن جسور خیلی بهتر بود.امتیاز اصلی فیلم فیلمنامه خوب کاظم دانشی و بازی خوب بازیگرانش بود..نکته عجیب اینکه این فیلم حتی در یک بخش هم نامزد جایزه نشد..در حالیکه فیلم های ضعیفی چون غبار میمون و غوطه ور نامزد جایزه شدند.
حسین چیانی و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ایرنا- فیلم آرام‌بخش به کارگردانی سعید زمانیان، که در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر حضور یافت، با تمرکز بر زندگی آرام با بازی الناز شاکردوست، زنی در آستانه چهل‌سالگی، تنها یک درام خانوادگی نیست؛ بلکه پژوهشی سینمایی در باب روان‌شناسی تصمیم‌گیری، بحران هویت و کنشگری زنانه در برابر ساختارهای سنتی است.

با استفاده از روش تحلیلی تم‌محور، محور اصلی فیلم را می‌توان گذار چهل‌سالگی به مثابه نقطه بازتعریف هویت دانست. از منظر روان‌شناسی تحولی، چهل‌سالگی آغاز نیمه دوم زندگی است، دورانی که فرد با ارزیابی مجدد دستاوردها و معنای زندگی روبرو می‌شود. تصمیم آرام برای به سرپرستی گرفتن یک کودک، فارغ از ازدواج، نه یک عمل احساسی صرف، بلکه یک کنش هویت‌ساز است. او با این اقدام، مستقلاً در پی پر کردن خلأ معنایی و عاطفی ناشی از گذشته‌ای آشفته، جدایی از والدین زیستی و بزرگ‌شدن نزد عمو در حالتی از رکود اجتماعی است. این تصمیم، به خوبی در فیلمنامه و از طریق مقاومت او در برابر فشار خانواده برای بازگرداندن کودک، پیگیری می‌شود و تم اصلی استقلال‌طلبی و جستجوی معنای شخصی را تقویت می‌کند.

این فیلم سه صحنه کلیدی را برای تحلیل علمی برجسته می‌کند. صحنه اول (تصمیم)، لحظه‌ای است که آرام، کودک را به خانه می‌آورد. این صحنه را می‌توان ... دیدن ادامه ›› با نظریه پردازش اطلاعات اجتماعی تحلیل کرد. تصمیم‌گیری تحت فشار اجتماعی شدید (خانواده مخالف) و در غیاب حمایت شبکه سنتی (همسر)، نشان‌دهنده فعال‌شدن سبک تصمیم‌گیری مقاومتی است که در آن فرد، هنجارهای بیرونی را آگاهانه نادیده می‌گیرد تا به یک هدف هویتی والاتر برسد. صحنه دوم (طلاق از ایمان)، که از نظر فرمی تصنعی می‌باشد از نگاه روان‌شناسی روابط بین‌فردی، اگرچه ممکن است در اجرا با ضعف روبرو باشد، اما از نظر مفهومی بیانگر یک انتخاب حساب‌شده است. آرام درمی‌یابد که ازدواج مصلحتی، خود می‌تواند به نوعی دیگر از اسارت تبدیل شود. این طلاق سریع، نشان‌دهنده اولویت بخشیدن به مادری خودخواسته بر همسری تحمیلی است، حتی اگر به قیمت از دست دادن یک حامی عاطفی (ایمان) تمام شود. صحنه سوم (پایان رؤیایی) که در آن آرام وارد خانه‌ای در حال سوختن می‌شود و خانواده‌ای شاد را دور یک میز می‌بیند، نیازمند تحلیلی نمادین و روان‌کاوانه است. این صحنه رؤیایی، آرزوی تحقق نیافته یکپارچگی خانواده را نشان می‌دهد. خانه در حال سوختن می‌تواند نماد فروپاشی ساختار سنتی خانواده باشد، اما خنده‌های داخل آن، حاکی از امیدواری به شکل‌گیری مفهومی جدید و شاد از خانواده در میان خاکسترهای همان ساختار قدیمی است. این پایان باز اما نمادین، به خوبی با تم جستجوی هویت مستقل همخوانی دارد.

از منظر جامعه‌شناسی جنسیت، فیلم به طور ضمنی به نقد گفتمان مادری اجباری می‌پردازد. جامعه از یک سو از زن چهل‌ساله مجرد انتظار نقش سنتی دارد و از سوی دیگر، وقتی او خارج از چارچوب ازدواج، ولو با یک ازدواج صوری، درصدد ایفای نقش مادری برمی‌آید با مقاومت روبرو می‌شود. فیلم نشان می‌دهد که چگونه نهادهای اجتماعی (خانواده، بهزیستی) در تلاش برای کنترل بدن و انتخاب زنان هستند. نقش‌آفرینی الناز شاکردوست در انتقال این تنش درونی و بیرونی، قابل قبول است.

در مجموع، آرام‌بخش در بخش پرداخت رابطه عاطفی فرعی، فیلمی است که با تکیه بر ساختار تم‌محور قوی و صحنه‌های کلیدی معناساز، پرسش‌هایی علمی و به‌رو درباره روان‌شناسی میانسالی، جامعه‌شناسی خانواده و هویت مستقل زنانه مطرح می‌کند. این اثر، بیش از آنکه یک برش از زندگی روزمره باشد، یک مطالعه موردی سینمایی درباره مقاومت در برابر جبر زیست‌اجتماعی و جسارت بازتعریف خود در آستانه نیمه زندگی است.

*منتقد سینما
امیر مسعود این را خواند
کامیار علیخانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غبار میمون فیلمِ آرش معیریان بدترین فیلمِ جشنواره است. سینمایی که سر و ته نداشتن‌اش از سکانس‌های ابتدایی که بی‌خود و بی‌جهت شلوغ هستند و به فیلم ربطی پیدا نمی‌کنند مشخص خواهد شد. اصلاًَ رابطه‌ی میانِ بیاینا محمودی و پژمان بازغی، در فیلمنامه، تعریف نمی‌شود. این فیلم قرار بوده یک مینی‌سریال شود که این به منِ بیننده‌ی یک اثرِ سینمایی هیچ ربطی ندارد و سکانس‌های حذف شده در آن چیزی از بی‌ارزش بودنِ آن کم نخواهد کرد. این نکته بسیار مهم است که ما اگر می‌خواهیم حرفی امنیتی برای شرافتِ ملّیِ ایران بزنیم بلد باشیم و اندازه‌ی آن حرف را بدانیم که چه موقع و کجا باید زده شود. فیلم مالِ جشنواره نیست؛ از سویی، اصلاًمی‌تواند مرکزیت آن متفاوت باشد: آن موبایل و دیگر ابزارها که بازغی میانِ کتاب پنهان کرده بود، چه ارتباطی با الآن و بعدِ داستان پیدا می‌کند؟ معیریان فیلم‌سازِ بدِ بدنه است و حالْ یک چیزی از «گاندو» جواد افشار، آموخته که محمودی را چگونه می‌شود بی‌حجاب جلوی دوربینِ جمهوری اسلامی نشاند. فیلمْ دست و پا زدنِ الکیِ یک فیلم‌سازِ فرصت‌طلب است که شعورِ مخاطبِ خود را به بهانه‌های مُختلف به بازی می‌گیرد. در اینکه این فیلم یک اثرِ مستأصل است و باید به حالِ دهکردی و ضیایی و دیگران که در آن نقش آفرینی کرده‌اند غُصّه خورد هیچ شکی نیست و این را هر سلیقه‌ای می‌تواند یاد کند امّا باید کسانی و کسی را که بدون تسلط داشتن بر درام و فیلمنامه چُنین مزخرفی سرمایه‌گذاری کرده‌اند را موردِ بازخواست قرار داد و...
متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26037
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خب کلی درباره این فیلم نوشته بودم که همش پرید(: ولی خب همینو بگم فیلم ضعیفی خصوصا تو بخش فیلمنامه و کارگردانی بود. بازی ها اغراق شده و تئاتری در بخش کاراکترای منفی و کمی سینمایی تر در بخش کاراکتر های مثبت و حاصل یک ناترازی عجیب در فیلم، فیلم برداری معمولی تدوین کمی بهتر و در نهایت جلوه های ویژه نسبتا قابل قبول اما بعضی اوقات انیمیشنی ، طراحی صحنه خیلی خوب وهمین طور موسیقی جذاب اما باز یه کم زیادی برای یک سری پلان ها. نماهای باز مثل اکستریم و حتی لانگ ندیدیم تو فیلم نمیدونم چرا و این برای فیلمای تاریخی اون زمان حس خوبی نمیده و معجزه های بیش از اندازه که به جای کنش کاراکتر یا یک سیر منطقی تر، کشمکش ها رو یکی بعد از دیگری حل میکنه، گل سر سبدش صحنه لال شدن مرد قایق ساز در برابر فرمانده. فقط برین فیلم موسی محصول 2014 رو ببینین و کنار این فیلم بذارین تا متوجه بشین چقد میتونه فاصله بین دو فیلم ایرانی و غربی باشه. فیلم محمد مجیدی به نظرم بهتر از این فیلم بود
سیمرغ بلورین بهترین پویانمایی به محمدامین همدانی و محمد خیراندیش برای فیلم «پسر دلفینی ۲» اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین انیمیشن سینمایی از نگاه تماشاگران به فیلم «پسر دلفینی ۲» به تهیه‌کنندگی محمدامین همدانی و محمد خیراندیش اهدا شد.
محمد فروزنده و حمیدرضا طالبی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سیمرغ بلورین بهترین فیلم به سیدمازیار هاشمی برای فیلم «زیبا صدایم کن» اهدا شد.
سالار ناجی، مرتضی و حمیدرضا طالبی این را خواندند
نیما و امین موسوی ت این را دوست دارند
بدون بردن حتی یک جایزه توی بخشهای دیگر🤔🤔
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اصلی زن به فریبا نادری برای فیلم «شوهر ستاره» اهدا شد.
پونه ٢٥ و حمیدرضا طالبی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اصلی مرد به مصطفی زمانی برای فیلم «شمال از جنوب غربی» اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی به حمید زرگرنژاد برای فیلم «شمال از جنوب غربی» اهدا شد.

سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری به علی‌محمد قاسمی برای فیلم «شمال از جنوب غربی» اهدا شد.
حمیدرضا طالبی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بیاد شهدای جنگ همچون سردار هاشمی که از قومیت عرب ایرانی بود پیش از آنکه با بی کفایتی مسئولین قوم گرایی در ایران رواج یابد.
انصافاً فیلم بدی نیست، خوش ساخته، بازی‌ها خوبه، تصاویر و قاب‌ها جذابه، داستان و فیلم‌نامه نسبتاً گیرا و جالبه.
اما یکی دو تا نکتهٔ منفی داره به نظرم:
لهجه در نقش‌های اصلی بالکل وجود نداره، فیلمساز خودش رو از این جهت راحت کرده!
و اینکه این تیپ و قیافه و هیکل و ادا و اطوار ربطی به زن و مرد ایلیاتی نداره و برای من باورپذیر نبود.
ملات داستانش هم کم بود
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
بنظرم سارا بهرامی نسبت به بقیه فیلمهای جشنواره که من دیدم، برای درآوردن نقشش بیشتر تلاش کرده بود. و فکر میکنم یه لهجه یا لحنی تو صداش بود. ولی در کلیت که کلا ربطی به ایلات نداشتن رو صددرصد موافقم.
۰۱ اسفند ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نگاهی به خرافات و ساده لوحی مردم در ابتدایی ترین شکل ممکن ضعف در اجرا ریتم کسالت بار زمان طولانی زوج ذاتا بامزه ای که اینجا با هم شیمی ارتباطشون خوب از کار درنیومده بود شوخیهای کلامی بی ادبانه در ۲ جا پایانی به شدت کلیشه ای و شعاری فیلم ضعیف و هدر رفته ای بود
محمد فروزنده، امیر مسعود، سپهر، نیما و حمیدرضا طالبی این را خواندند
سالار ناجی و mohsen miladi این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلمنامه برای من جذاب نبود … ولی بازیها خوب بود
پایان‌بندی فیلم رو دوست داشتم
نوید پورفرج 🥰 پیمان قاسمخانی🥰
فیلمی بسیار زیبا درباره مردسالاری، خان سالاری و انتقام و قصاص از یک طرف و ظرافت، هماهنگی با طبیعت و خودآگاهی و مقاومت در برابر فشار جامعه از طرف دیگر.
فیلم خوبی بود. خط روایی و روند خوبی داشت. بخصوص تعلیق نیم ساعت پایانی. 🌹
آخیش … مرسی از آقای صدرعاملی .. مرسی از بازیگران خوب
و بالاخره یه فیلمِ بغلی و پرکشش دیدم
سناریوی کافی و بی‌اگزجره … کارگردانیِ خوب … بازی خانوم رضایی و امین حیایی عالی بود و هر دو شایسته‌ی جایزه
دوسش داشتم
⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
امیرمسعود فدائی، سپهر، mohsen miladi و حمیدرضا طالبی این را خواندند
امیر مسعود، نیما و مهدی این را دوست دارند
متاسفانه فقط یه جایزه بهش دادن در صورتیکه بیشتر ازین انتظار میرفت.جالبتر اینه که فیلم پیشمرگ حتی سالنهاش بطور کامل پر نمیشد اون وقت بهترین فیلم از دیدگاه تماشاچیان شده!! ولی فیلمهای رها،ناتور دشت و زیبا صدایم کن که سانس فوق العاده هم میرفت رای نیاوردن!! با یه حساب دو دو تا چهار تای معمولی هم میشه فهمید بیشترین رای رو باید اینا میاوردن.میخواستن یه جایزه هم به اون فیلم سفارشی بدن! آقای میر سعید مولویان هم واقعا حقش حداقل مکمل بود که اونم به آقای آییش دادن!
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
نیما
متاسفانه فقط یه جایزه بهش دادن در صورتیکه بیشتر ازین انتظار میرفت.جالبتر اینه که فیلم پیشمرگ حتی سالنهاش بطور کامل پر نمیشد اون وقت بهترین فیلم از دیدگاه تماشاچیان شده!! ولی فیلمهای رها،ناتور ...
از نظر بنده هم تنها جایزه‌ای که بحق داده شد ، برای بهترین فیلم (زیبا صدایم کن) بود … بقیه‌ش خیلی کشکی و سفارشی 😖
۲۳ بهمن ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلمی بد، هرچند قابل تحمل ...
دلیل نمیشود چون فیلم کاملا به صورت سکانس-پلان (که چیز جدیدی هم در سینمای ایران نیست) گرفته شده حتما هم اثر خوبی باشد. هدایت بازیگران به هیچ صورت درست انجام نگرفته و از یک جایی به بعد مدام در حال داد و فریاد و گریه هستند و مخاطب از خودش میپرسد اینهمه عربده و زاری برای چیست؟ برای تاثیرگذاری بیشتر نقش و مثلا ارائه بازی خوب؟ برعکس تبدیل به کاراکترهای نچسبی میشوند که فقط آبغوره گرفتن کارشان است.
همچنین از جایی به بعد مهر غیرمنطقی بودن برخلاف ژانر و سیر داستانی گریبانگیر فیلمنامه میشود که منِ مخاطب با دیدن آن میمانم که چرا ایده خوب و لوکیشن جذاب فیلم دستمایه سهل انگاری کارگردانان کم خرد آن شده و همچین محصول فراموش شدنی و سخیفی را تحویل به ما داده است.
نمره من ۲ از ۵
امیر مسعود، سپهر، نیما و حمیدرضا طالبی این را خواندند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازی ها خوب
داستان فیلم ضعیف و بی کشش.

١ از ٥
به دلایل زیادی خیلی خوشحال میشم وقتی نقد و نظرات دوستان رو در مورد کار میخونم،

بسیاری از نکات شاید در نقدهای فعلی گفته شده و یا گفته خواهد شد اما اجازه بدید من شخصا به برخی ویژگی‌های مثبتی که از دید خودم در کار مشاهده کردم اشاره کنم؛

یکی از نقاط قوت کار تدوینش هست، که از نظر من بسیار حرفه‌ای بود و خلاقانه؛
بی جهت نیست که برخی تدوین گر رو کارگردان دوم ... دیدن ادامه ›› اثر میدونن؛

دومین موردی که دوست دارم بهش اشاره کنم کارگردانی و به رخ کشیدن دانش کارگردانی است توسط کارگردان اثر،

قاب‌بندی‌های عالی و میزانسن به طور کلی و همین‌طور طراحی نور در کار بسیار دقیق و عالی بود،
نکته‌ای که از ابتدا تا انتهای فیلم بسیار به چشم میومد ارجاعات متعدد و حرفه‌ای کارگردان بود به کارهای بزرگان سینما،
از موسیقی کار بگیرید، تا بیشتر نماها و تکنیک‌های سینمایی که در اثر موج می‌زنه،

از هیچکاک بگیرید تا آنتونیونی و وونگ کاروای ، برگمان، استریندبرگ و .... که بی شک دقت و هنر کارگردان رو نشون میداد در استفاده از مدیوم سینما در قالب فرم.

امکان نداره عاشق سینمای کلاسیک باشید و بارقه‌هایی از سرگیجه و پنجره عقبی هیچکاک، آگراندیسمان و ماجرای آنتونیونی، فرم و موسیقی در حال و هوای عشق وونگ کاروای و شاید بسیاری نماهای دیگه توجه‌تون رو جلب نکنه.
فیلم کثیف و تهوع آور بود .... به وضوح. تبلیغ مواد مخدر ...
عباس جمشیدی فر از فیلم در بیارید چه اتفاقی میفته هیچ
نه عشق در اومده نه روابط نه شخصیت داره نه قصه نه فیلمنامه. هیچی نداره به معنای واقعی هیچی و بسیار مخرب