در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهرداد مختاریان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:59:02
 

AmuMehrdad

 ۱۶ خرداد ۱۳۶۰
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
فراز عزیز خسته نباشی
دوس دارم یه کار دو پرسوناژ از ایمان نظیفی و آذین نظری ببینم
این دو نفر نمکهای های نمایش هاورشام و ضیق مکان بودند
حضورشون کارو وزین میکنه و جذاب
تصمیم ندارم برای این کار نقد بنویسم
اما انتظار من از این گروه توانمند بیش از اینه
انشالله در کار بعدی ، در شرایط بهتر روحی روانی ، هم برای ما تماشاگر ها هم برای گروه هنرمندان روی صحنه دوباره شاهد هنر گروه شما باشم
آفرین آذین نظری ، این سومین کار بود از تو دیدم و سومین بار بود که با خودم گفتم : صحنه نمایش انگار خونه ی این آدمه
میثم هنزکی، هانیه مدرس، Fateme Nematy و گالان اوجا این را خواندند
یاشار شهیر و امین زارع این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آخه مرد باید کارهاش رو بکنه، باید ناهارش رو بخوره بگه نخوردم باید چایی اش رو بخوره بگه نخوردم باید سیگارش رو بکشه بگه نکشیدم! این دروغ ها از راست هم قشنگ تر به حساب میاد.اون همیشه میگفت غذایی که با زن و بچه خورده نشه مثه مرگ موش میمونه ولی..

«کی میگه وقتی آدم میمیره همه چی یادش میره؟
پس چرا من همه چی یادمه...
من بعد از اون روز چند بار مُردَم
هر روز مُردَم
اصلا دیگه خود ... دیدن ادامه ›› مرگُ نمی بینم
چون اون همش داره جلو چشمام بالا پایین میشه
اصلا ماها قرارِ دیگه چندتا جدایی رو ببینیم
چندتا مرگ...»


ما با نکنه داریم زندگی می کنیم!

یه آدم ،چقدر میتونه با نکنه زندگی بکنه…

و من توی اون خونه تموم شدم ...

نمیتونستم از این دیالوگها بگذرم و نوشتم تا شاید افراد خوش ذوق ترغیب بشن به دیدن این اثر یا حداقل گوش و چشمشون حال خوشی پیدا کنه از خوندن و فکر کردن به این کلمات

در مورد این اثر چی میشه گفت ، وقتی تماشاگرا نمیتونن حتی توی پرده آخر که آقای ضیایی نمک خالص رو روی صحنه میاره جلوی هق هق گریه شون رو بگیرن و در زمان رورانس تمام سالن با گریه کارگردان و عوامل همصدا میشن و همدل . اینه ترومای جمعی ....
تمام وجودم خشم بود حسرت بود خنده بود گریه بود و همدلی و این هنر نویسنده و کارگردان بود که چندین حس متضاد رو در منه تماشاگر بیدار نگه داشتند

شب قبل سالن روبرو نمایش کشتارگاه همین اتفاق افتاد
همه سالن همراه عوامل نمایش در رورانس اشک ریختیم
انگار دیگه قراره همینطوری باشه . ما اهالی تیاتر انگار سرمون رو شونه همدیگه ست و چشمامون به گوش هم
دیشب آقای ضیایی طوری اشک ریخت و از ته دلش از حال و اوضاع تیاتر گفت که اگه یه روز حتی تمرین تیاتر کرده باشی یا بیش از اون تجربه صحنه داشته باشی با این جملات و اشک های ایشون از دورن متلاشی میشی . عاخه چه دردی بزرگتر از اینکه کارگردان برای اثر خودش گریه کنه اونم با هر اجرا

بگذریم ....
خیلی گفتنی دارم و ممنونم که وقت میزارید میخونید نوشته هامو

یه تیک آف قوی با فرنوش - یه تعادل و تعلیق زیبا با شادی - یه لندینگ حرفه ای با مهرداد
نمایش مهندسی شده بود وگرنه نمیشد این همه موضوع متفاوت رو کنار هم چید و مرتبط کرد و تاثیر گذاشت

من همیشه منتظر شنیدن صدای فرنوشم . یعنی گوشام تیک تاک عقربه ساعتی میزنه تا شروع کنه به دیالوگ گفتن
انقد که این صدا به صورت مجزا از مابقی تواناییها و زیباییهاش اثربخشه
شادی که اومد دیدم به به ه ه ه ه . یه صدای جوندار دیگه که بازم عین فرنوش یه سرو گردن از تنش قد بلندتره مابقی هنرش رو تکمیل کرد به علاوه نگاه های دقیق و درست و بجا و موثر شادی که خودش جای ده تا دیالوگ بود
بعد دیدم نه ه ه ه ماشالله همه شیش دانگن روی صحنه . صداها و بیان های پخته و بازیهای اندازه و موثر و شلاق خورده تمرین ( به قول ورزشکارا )

مثل همیشه روالم اینه کامنتا رو میخونم و بعد خودم مینویسم
سوال من از اون عزیزانی که نوشتن چرا مهرداد ضیایی نقش زن بازی کرد اینه که : بعد از کاظم افرندنیا کدوم بازیگر مرد در تیاتر دیدید که نقش زن رو به این زیبایی و جزئیات و ریز بینی اجرا کنه ؟ شما بگید منم یادم بیاد اگر بوده !
از چرایی بگذرید و چگونگی رو دریابید . آقااااااا کدوم زن پوش تونسته همزمان بخندونه و اشکتو دربیاره رو صندلی تماشاگر؟ بعد دیوار چهارم رو نه از پشت آوانسن بلکه از روی دلت بشکنه و وایسی کنارش اشک بریزی !!!!! هزار نکته باریکتر از مو اینجاست نه هر که سر تراشد قلندری داند

در پایان ( هنوز خیلی گفتنی دارم )
آفرین صدرا سبحانیان با اون سقوط زیبات روی زمین و اون معتاد نابی که ساختی برامون ( تو توی خرده انسان هم درخشیدی )
آفرین فرنوش نیک اندیش . هر کاری بازی کنی من صندلی اولم
آفرین شادی ضیایی نگاه تو دیالوگ داره
آفرین مجید رحمتی با اون دیالوگ گفتنت با سیگار در حال سقوط از روی لب . میام برای دیکته طور
و آفرین مهرداد ضیایی که طراحی صحنه رو بردی توی دل قدرت ایفای نقش بازیگرات



سلام جناب مختاریان
ممنون از اینکه ما را تماشا کردین
و
برامون نوشتید
🙏🏻🎭
تاج سرید
سپاس از توجه شما آقای مختاریان🌹🙏🏻
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من طبق روال ذهنی همیشگیم اول کامنتها رو خوندم بعد اومدم منظر نگاه خودم در حد دانش و سوادم رو بنویسم

اول اینکه تجربه تیاتر دیدن به من اثبات کرده جایزه ها و منتخب بودن در جشنواره ها نمیتونه ملاک عدم ورود نقد به یک اثر بشه
اون داورهایی که یک نمایش رو برتر انتخاب میکنند هم جدا از اسم و رسم و تجربه و دانش ، سلیقه شخصی دارند که ممکنه با سلایق هزاران نفر متخصص و با تجربه و صاحبنظر همخوانی نداشته باشه . پس ملاک نقد هر شخص نگاه و نظر مبنی بر زیست شخصی خودشه و نباید متاثر از اسم و رسم و جایگاه نمایش باشه

نور و طراحی صحنه و لباس در این اثر از نظر من کوتاه قد تر از توانایی بازیگران و بی تناسب با داستان به نظر میومد . شایسته بود کارگردان نور رو بر اساس اهمیت دیالوگ و صحنه مهندسی کنند و لباس ها در خور شان بازیگران و توانایی بالای اجراشون باشه و طراحی صحنه مثل دیالوگها در خدمت داستان باشه
پس اینجا من به این سه موضوع جایزه نمیدم و حتی جای کار میدم

پریشان حالی صداهای ضبط شده صحنه و گنگ بودن و بی کیفیت بودن صداها سطح کار ... دیدن ادامه ›› به این خوبی رو بسیار تنزل داد
ارگ نوازی روی پلکان و رها کردن ساز تا پایان کار مزید بر این شد

دیالوگها بسیار پربار و مهندسی شده و چیدمان کلمات و الفاظ با تحقیق و بسیار صحیح نوشته شده بود و تک تک بازیگران در بیان این حجم بالای دیالوگ به حق زحمت در خور تشویقی کشیدند اما سرعت انتقال و ریتم بازیها به قدری تند بود که اجازه تفکر و چشیدن و مزه مزه کردن و هضم مفاهیم و قافیه بندی های به این زیبایی رو از تماشگر سلب میکرد

اصلی ترین موضوع که من در کامنتها متوجه شدم اینه که اکثر تماشاچی ها مثل خود من در داستان گم شدند . در تعویض سالها و صحنه ها دچار ابهام و معما شدند ده ها سوال بی پاسخ در طی داستان ذهن بیننده رو از فهم بقیه نمایش جا میگذاره و این کلافگی باعث شده کامنتهایی منفی متوجه نویسنده اثر بشه که در واقع شاید حقش نیست ولی زبان و بیان تماشاگر همیشه فنی و آکادمیک نیست و گاهی با پرخاش و تندی و نارضایتی همراهه

از مهسا مهجور و سحر پیرعلی زیاد گفته شد و به حق این دونفر پاشنه آشیل کار بودند
دو عزیزی که با وجود غم و سوگ به کارشون مومن موندن و متعهد و همه ما با اونها اشک ریختیم همونطور که خندیده بودیم
آقایان خلیلیان و همتی ( خواهش میکنم عکس پروفایل بگذارید چون مطمئن نیستم درست نام برده باشم ) هم ستونهای کار بودند

اما من میخوام از هماهنگی بازی نسیم خیری و فاطمه رحمتی تشکر کنم
از مینا آشفته و سئودا رضایی در بازی سازی خوب برای پارتنرشون تشکر کنم
علی پورستوده و محمد گلستانی زاده شده بودن برای نقشهاشون و چقدر 6 دانگ بودند
از صدای زیبا و رسای آقای ریش بلند سپید که باز هم بخاط نداشتن عکس پروفایل مردد در نامشون هستم لذت بردم
و در پایان
سحر پیرعلی
من برای هنر تو ایستاده دست میزنم که اینقدر در این کار سریع الانتقال و باهوش و بانمک و زیبا بودی
من کامنتها و نقدها رو خوندم و میخوام یه توضیحی در حد دانش و سواد خودم بنویسم
این کار اول از این گروه بود و موضوعی که خانم محمدی بهش پرداخته بود رویکرد اکت بود
دیتایی که جمع آوری شده بود و تبدیل به دیالوگ شده بود بسیار گسترده بود و انتقال این حجم از دیتا با موضوع سایکو به تماشاگر بسیار کار دشواریه
جلب رضایت تماشاگر هم وظیفه سنگینی بود که اثراتش رو من در تلاش کارگردان برای مدیریت استرس و فشاری که روی دوشش بود روی صحنه میدیدم
طراحی فرم و هماهنگی با موسیقی زنده و اجرای هماهنگ حرکات بدن رو هم که در کنار اینها بزاریم
از نظر من این گروه در اون فضای کوچیک و تایم اجرای طولانی و دیالوگهای زیاد خوب تونستن در قد و اندازه خودشون ایفای نقش کنن
در طول نمایش انواع رویکردهای روانشناختی با ذکر مثال و در غالب حرکات توضیح داده شد و سعی شد آگاهی مخاطب در مورد انتخاب تراپیست و مسیر تراپی بالابره و دیدگاه های مبسوطی ... دیدن ادامه ›› پیدا کنه
نقص وجود داشت ؟ بله جای نقد هست ؟ بله
اما تلاش این گروه برای اجرای این مفاهیم ثقیل نباید از دیدمون پنهان بمونه و از نظر من شهامت کارگردان در کار اولش جای تحسین داره

پس به احترام نفس این اجرا من فقط تشکر و خسته نباشید به گروه میگم و نقدها رو میزارم پای میز گفتگوی دوستانه حضوری اگر مجالی دست داد
آقای عبدی
شما با هزینه یک بلیط تیاتر به ما کالکشن زیبایی از هنرهای سمعی و بصری رو هدیه دادید که تک تک ارزش هزینه و زمان مجزا داشتند و این مهندسی شما بود در هنر نه فقط کارگردانی و بازیگری

خیلی باید نوشت از این کار
در اندازه قلم من نیست این حجم از زیبایی

رویارویی هنر موسیقی اصیل و کوچه بازاری ایرانی با موسیقی کلاسیک و آمیختگی تیاتر ایرانی با سمفونی های بنام تاریخ موسیقی واقعا هنر و جسارت زیادی نیاز داره که شاید جسارتش در کسی حلول کنه اما دانش و تحقیقی که در این کار پشتوانه خلق اثر شده بود هنر هر کسی نیست

آقای میرزاییان عزیز
شما چقدر ... دیدن ادامه ›› عمیق موسیقی و آواز رو درک میکنید
و چقدر زیبا و متبحرید در اجرا . احسنت بر شما
چه در سلول چه در این کار شما زیبایی آفریدید

خانم نادری عزیز
جایگاه هنر شما در سالنهای اپرای گرجستان و روسیه در ذهن درخشید
صدای شما در ذهن من سالن نوفل رو از جا کند و برد در زمان باخ

آقایان جهانی و داوری
چه صدا و بیان و اکت زیبایی داشتید
چقدر مسلط و سریع و شش دانگ بودید شما

خانمی که در اتاق فرمان در زمان اجرای آواز خانم نادری با حرکات دست رهبر ارکستر و لیپ سینک از دور، نمایش رو برای من که نگاهم به تمامی عوامل هست زیبا کردید ، ممنونم ازتون .
ممنونم. به امید آزادی صدای زنان در ایران عزیزمان💕
۰۱ اسفند ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با تشکر از تمامی عوامل
بازیگران همه حرفه ای و عالی یودند
مهارت بازیگران در دیالوگ و اکت های متناسب با متن قابل تحسین بود
تایم اجرا برای من زیاد بود
ارتباط گرفتن بازیگران با تماشاچیان قبل از شروع نمایش از نظرم خوشایند نبود
خانم هنرمند نوازنده چنگ بسیار متین و ماهر بودند و زیبایی سمعی و بصری نمایش با حضور ایشون دوچندان شده بود
میزانسن عالی بود
رورانس بسیار زیبا و متین برگزار شد
بین خیام ‌وقار ‌کاشانی و الهه ‌شه‌پرست ارتباط زن و شوهری باورپذیر نبود
بیشتر شبیه دوتا دوست به نظر میومدن تا زوج
بار نمایش کاملا روی دوش الهه شه پرست بود که به نظرم موفق بود در این کار
یکی دوجا خیام وقار کاشانی (مل) انگار رفت روی اتوپایلت و ارتباط ذهنیش با دیالوگ قطع شد
صرفا انگار داشت بازی رو پاس میداد که بتونه تمرکز کنه ولی پارتنرش خوب جمع کرد

مرضیه ‌صدرایی
وحید ‌نفر
بسیار باورپذیر و هماهنگ و درست بودن در جای خودشون

این سومین بازی بود که از وحید نفر میدیدم بعد از من کشی و سلول
از این ... دیدن ادامه ›› تیپ و گاراکترش راضی بودم و خوشم اومد و خسته نباشید میگم به وحید

انگار این داستان برای وحید و مرضیه خیلی سبک و ساده بود نسبت به سطح توانایی بازیگریشون که بالاست

داستان منو جذب نکرد
توانایی بازی بازیگرا جذبم کرد
نور و دکور و میزانسن جذبم کرد

طنز کار خیلی سطحش پایین بود برای من
مرز باریکی رو سعی میکرد بین کار نیل سایمون و ارحام صدر حفظ کنه
صدای اخبارگو و مدل بیانش جای کار بیشتری داشت

و در پایان
الهه
صبر کن نور بره بعد برو
با حفظ کاراکترت برو
نه که یهو در کاراکتر دربیای و هنوز نور نرفته بدویی فرار کنی پشت صحنه
البته من فهمیدم عجله ت برای تعویض لباسه
ولی خب
قرار نیست من بفهمم !

بازیگر مادر و بازیگر مادربزرگ بسیار دلنشین و مسلط بودند
کار خوبی بود و ارزشمند
خسته نباشید میگم به تمام گروه
خوشحالیم که این هنر رو ارزشمند دیدین و تسلط این دو عزیز تونسته نظر شمارو جلب کنه
به امید دیدار دوباره شما🙏🏻
۲۹ بهمن ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خسته نباشید به تمامی گروه
بازی ملیکا مشعل و شقایق وطنی مورد پسندم بود
صدای همه بازیگرا رسا و خوب بود
ستاره آقایی
زیبا . ملیح و با وقار . بازی زیرپوستی و عمیق
بیان روان و فوسه های زیرکانه و حرکات متناسب با متن و فرهنگ و زیست نویسنده

علی فرهمند
ساده و زیبا و به اندازه
بازی روان با مدیریت صحیح و عمیق احساسات
استفاده صحیح و بجا از فیزیک بدنی

مانی یونسی
خلاق . منعطف . قوی و جسور
ذهنی متمرکز هماهنگ با اعصاب و عضلات

من لذت بردم
امیر مسعود و فرزاد مختاریان این را خواندند
ستاره آقائی این را دوست دارد
خوشحالم میزبان شما بودیم❤️✨ممنونم از حضورتون✨❤️
۱۸ بهمن ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من این نمایشو نمیخواستم ببینم چون میدونستم سبک مورد پسندم نیست
اومدم دیدم چون ارشیا شریعتی رو دوسش دارم و کاراشو میبینم

وای از تماشاگرای 17 بهمن ینی دیشب
وای از دور بودن این آدما از آداب دیدن تیاتر
چقدر حرف زدن . موزیک پلی کردن . بچه هاشون شلوغ کردن . با گوشیشون حرف زدن و اینستا چک کردن
چقد بچه کوچیک تو سالن بود !!!! چرااااا ؟؟؟ این همه شوخی های جنسی توی این نمایش بود چرا بچه راه میدید ؟؟
چرا بچه هاتون رو میارید ؟؟؟ من خیلی تفکرم قدیمیه انگار

چند دقیقه سخت گذشت تا اینکه محسن زرآبادی اومد
و من تا آخر نمایش داشتم میخندیدم ... دیدن ادامه ›› و عشق میکردم از هنر این آدم
چقدر یه کاراکتر تکراری در سینما و تیاتر ایران رو متفاوت و نوین و خلاق اجرا کردی
از کجا به ذهنت رسید اینو بسازی خودتم بازیش کنی
این همه تیک عصبی از سر تا پا رو چطوری راکورد کردی عاخه
صدا صدا بیان بیان وای وای از این لحن و بیان

تمام بازیگرا زحمت کشیدند و بهشون خسته نباشید میگم اما ارشیا خیلی خوبی تو
حالمو بد کردی واقعا . حالمو خوب کردی واقعا چقد تو چندشی عاخه بانمک دوس داشتنی
عاخ تو چقدر بانمکی
ارشیای دوس داشتنی
اینم با همون ریتم شب یلدا تقدیم به تو

بازی جدید و متفاوتی از کار قبلی یعنی من کشی که از وحید نفر دیده بودم و نپسندیده بودم، ندیدم . با احترام
حمید عرب خیلی دلنشین بودی و مسلط و مکمل بسیار خوب برای محسن زرآبادی پور . با احترام
شادی احدی فر کاش بازی بیشتری داشت چون پیشرفتش در این سالها قابل توجه بود . با احترام
ممنون از زحمات و هنر مابقی دوستان . ارزنده و زیبا بود
نمیدونم با چه جمله ای و از کجا و چه کسی شروع کنم !
از خودم شروع میکنم که دیروز چرخ روزگار به کامم نمیچرخید و داشتم زیر چرخ دنده هاش له میشدم و درنهایت ساعت 8 رفتم نشستم توی سالن 4 لبخند و منتظر موندم تا ببینم دیدن کماژ پایان این روز پر اشک و آه میشه یا ....
وارد سالن که شدم مهبد رو توی اون حالت دیدم ( سربسته میگم اسپویل نشه ) فهمیدم که واییییی ! امشب قرار نیست یه شب عادی باشه و بقیه داستان من اینجاست
شروع شد . گیج بودم . هیجانم رفت بالا . ضربانم . نفسهام و با اولین دیالوگ مهبد انگار یه دینامیت تو سینم منفجر شد و اشکام پاشید بیرون و دیگه من جمع نشدم که نشدم تا آخر کار

اسم مهبد قناعت پیشه بخاطر رعایت ترتیب حروف الفبا آخرین اسم بود ولی نقشش به اندازه هنر و سابقه درخشانش در صدا و بیان که جزو بهترینهای حال حاضر هست کاملا در ... دیدن ادامه ›› جای درستی بود

آناهید ادبی مثل یه سرباز متعهد به وظیفه بازی کرد نه یه بازیگر معمولی . برای کسی با نگرش من کاملا مشخص بود نوع نگاه و حس گیری آناهید از ابتدای کار خبر از یه غافلگیری بزرگ برای تماشاگر به همراه داره که وقتی نوبتش شد چنان بازی کرد که بعید میدونم این نقش رو کسی دیگه ای به این زیبایی بتونه ایفا کنه . چه صدا و بیانی . چه اکت و نگاه و احساسی ...... باید بارها دید و لذت برد

آفرین فرشید پور ایمانی . آمادگی بدنیت فوق العاده بود
آفرین مهرداد حسین پور . بازی نرم و باور پذیرت لذتبخش بود
آفرین گلبرگ بکازاده . زیبا . نرم . آرام . مثل عروسک باربی روی کیک
و درنهایت
اشکان سرمد تو چه کردی با من ......
هانس زیمر دیشب اشکان سرمد بود که هر چه از هوشمندی و نگاه مهندسیش به موسیقی کار بگم کم گفتم
کاش میتونستم اینجا بهت ناسزا بگم انقد خوب بودی

ممنون آقای سعید داخ

امتیاز کامل ثبت شد
تمام
به به
موسیقی هرکاری با علی ‌سینا ‌رضانیا باشه من حتما میرم میبینم

تجربهٔ شخصی من اینه که تو اجراهایی که با موسیقی جناب رضانیا دیدم، معمولاً فقط موسیقیش رو دوست داشتم! حالا نمی‌دونم موسیقی و نوازندگی این آدم انقدر محشر و درجه یکه که چیز دیگه‌ای به چشم آدم نمیاد یا واقعاً اجراهای ضعیفی بودند؟!
۲۵ آذر ۱۴۰۴
درود، خسته نباشید.
بسیار بسیار لذت بردم....
خیلی وقت بود نمایشی به این زیبایی ندیده بودم، فوق العاده بود... همه چی عالی، داستان، اجرا، بازیها، موسیقی... خلاصه کلی لذت بردم دیشب.
همه بازیها خوب بود خصوصا بازیگر نقشهای همای و خدمتکار لال، عالی بود، اجرای دیالوگهای جدی و طنز همزمان با این تسلط عالی بود.
موسیقی صحنه هم عالی و خلاقانه بود، نواختن چندین ساز توسط یک نفر، اونم سازهایی از فرهنگهای مختلف و جنس صدای متفاوت بسیار زیبا و هنرمندانه بود.
تبریک به کارگردان و سایر عوامل و بازیگران این کار زیبا
۰۶ دی ۱۴۰۴
سپاس از حضور پر مهرتون
و به اینکه نمایش مارو دوست داشتید افتخار میکنیم 🧡
۰۶ دی ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام و خسته نباشید خدمت تمامی عوامل
امشب این کار رو دیدم
به عنوان کسی که نمایشنامه صوتی اتاق ورونیکا رو کار کردم
نظرم در مورد این کار مثبت بود
بخش جذاب برای من این بود که تمام دیالوگها رو حفظ بودم و منتظر دیدن داستان روی صحنه تیاتر بودم
بازی خانم سیف اله زاده پاشنه آشیل این کار بود و چقدر درخشان و مسلط روی صحنه اجرا کردند . احسنت به شما خانم کارگردان
خانم کیانا سپهری دومین بازیگر مورد تحسین من بودند که سرعت و تسلط بیان ایشون واقعا کار رو زیباتر کرد
از جنابان کیوان فهیمی و شعبان حاتمی انتظار اجرای کاملتری مبتنی بر بدن و اکت و زیست متناسب با فضای داستان داشتم که برآورده نشد . صدای تاثیر ... دیدن ادامه ›› گزار و زیبای آقای فهیمی اگر کاملا در خدمت میمیک و بدن بازیگری قرار میگرفت قابلیت خلق شگفتی داشت

گریم کار توسط خانم سرلک به زیبایی و مهارت تمام اجرا شد و خیره کننده بود
لباس ها جای بهتر شدن داشت ، اتو شده و مرتب میبود زیباتر بود
نقد کاملی دارم که ترجیحا اگر فرصتی شد حضوری با عوامل مطرح خواهم کرد. موفق باشید . دیدن این کار توصیه میشه به دیگران

با تجدید احترام مهرداد مختاریان
امیر مسعود و Benighted این را خواندند
کیانا سپهری، سعیده سیف اله زاده و کیوان فهیمی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با احترام به تمامی عوامل

خواهش میکنم
یه نفر بیاد نقد فنی بنویسه منم یاد بگیرم
چون حس میکنم زمان و هزینه م هدر رفت
اگر این نمایش شایسته تقدیره
من باید خیلی چیزا یاد بگیرم تا درکش کنم
چون فهم من از تیاتر زیر سوال رفت



با احترام به تمامی عوامل این نمایش نظرم رو میدم

اگر مهتاب ثروتی رو دوست دارید ؟ حتما برید این نمایش رو ببینید

اما اگر میخواید هنر بازیگری مهتاب ثروتی رو ببینید . این نمایش انتخاب مناسبی نیست

بازی ندا خورشیدی با اختلاف از بقیه بهتر بود

یکی از خانمهایی که صورتک بدست داشت و مشخص نشد کدومشون بود ، بسیار زیبا با نقاب خودش و نقابهای توی دستش بازی میکرد و خیلی دوست داشتم ... دیدن ادامه ›› اسمشو میدونستم و ازش تشکر میکردم

این کار اصلا در شان اجرا در تیاتر شهر نبود

این تقدیر و ها و آرمهای توی پوستر رو نباید جدی میگرفتم

کار سایکو خوب دیده باشید دیگه این کارو نمیپسندید

یه کار سر هم بندی شده با بازیهای سرد و بی روح

خصوصا مهتاب ثروتی که فقط بازیگری کرد نه زیست عمیق

برای من حس هدر رفتن هزینه و زمان داشت

نکنید اینکارو توی تیاتر شهر . ببرید سالن های دیگه که همسطح کار باشه
مهدی آزادی، محمد فروزنده و yasi asghari این را خواندند
حسین قهرمان این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شب حقیت

خیلی سخته بین این همه کاراکتر که همشون از جون و دل بازی میکردن بگم کی بهتر از بقیه بود

کاراکترهای کلارا زاخاناسیان و مدآ و پهلوون و لیلیت مورد توجه و تحسین بیشتری از سمت من قرار میگیرن

کاش میتونستم تک تک هنرمندان رو آنالیز کنم و نقاط قوت همشون رو بنویسم . چون همه رو با جزئیات دیدم و شنیدم اما خیلی متن طولانی میشه

کار ارزشمند و دیدنیه و یه فانتزی مشترک توی ذهن کودک درون همه ماست که دلمون میخواست توی کتاب داستانهامون با شخصیتهای داستانمون همراه ... دیدن ادامه ›› بشیم و از نزدیک باهاشون آشنا بشیم

طنزی که یاسمن خسروان و امیررضا هنکووال توی این شب لحاظ کرده بودن بارها تماشاچی رو به وجد آورد

متن قابل درک بود داستان جاری و روان بود میزانسن متناسب با متن و نظم بازیگران هم عالی بود

این برای شب حقیقت
تا شب رویا رو ببینم . . .

قرمز یه اثر هنری ماندگار خواهد شد
درد و بلای بهبودیِ عزیز{و صابر ابر} بخوره تو سر اون به اصطلاح هنرمندانی که از بلاگر دعوت میکنن جهت فیلمبرداری مبسوط از اجراهای مزخرفشون!
۲۲ تیر ۱۴۰۴
پیمان لسان
درد و بلای بهبودیِ عزیز{و صابر ابر} بخوره تو سر اون به اصطلاح هنرمندانی که از بلاگر دعوت میکنن جهت فیلمبرداری مبسوط از اجراهای مزخرفشون!
دقیقااا، من که تبلیغ هرتئاتری رو توی اینستا ببینم که توسط بلاگر انجام شده و وسط اجرا فیلمبرداری شده نمیرم، واقعا کار ناپسندیه
۲۲ تیر ۱۴۰۴
جناب بهبودی درود بر شما و امثال شما❤️
۲۲ تیر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از نمایش هایی که قبل از ورود تماشاگر روی صحنه جاری میشه خوشم میاد ،دیدن بازیگرا و صحنه زنده و شنیدن موسیقی اونم وقتیکه دارم جامو توی سالن پیدا میکنم عین خوندن مقدمه کتابه ، هیجانم رو تقویت میکنه برای کشف داستان و ذهنم رو آماده میکنه برای پذیرش و ناخودآگاه برام نشونه از نظم و آمادگی گروه نمایشه
از محمد نیازی
کار سوتفاهم به کارگردانی حسین کشفی اصل رو دیده بودم که پستش توی پیجمم هست اما اینبار یه ظاهر و نقش متفاوت از قبل داشت که بازم مثل کار قبلی تونست رضایت منو جلب کنه

بیان و بدن و فهم دیالوگ و فضای داستان
انتقال احساس صحیح به تماشاگر
ارتباط عمیق و صحیح با پارتنر
نگاه و حرکت دراماتیک روی صحنه

از توانمندیهای محمد نیازی بود که ایمان بهره خوبی ازشون گرفته بود

از ... دیدن ادامه ›› عارفه احمدپور
کار آقای اشمیت کیه ؟ به کارگردانی هاله بهبودی رو دیده بودم و نگاه دراماتیک عارفه رو توی اون کار دوست داشتم و دلم میخواست یه نقش متفاوت دیگه ای با همون نوع نگاه در این کار ازش ببینم که باید بگم الحق پیشرفت بسزایی داشت

بدن عارفه آماده بود و منعطف و یک اوج طلایی رو با خلق نمادین لحظه آغوش به نمایش گذاشت که برای من به عنوان مربی بدنساز لبخند رضایت داره
بارها زمین خورد و نرم و طبیعی بلند شد
بارها حرکت بومرنگی داشت و راکوردش حفظ شد
ورود و خروج های صحیح
نگاه های عمیق و معنادار به پارتنر
تر و فرز و سبک روی صحنه

یگانه محمدی
اولین بار بود میدیدمش
بدنی آماده و هوشمند داشت
حرکات آروم و نرم انگشتای پاهاش پشت دکور رو میدیدم که با چه دقت و ظرافتی خودشو میرسونه به جای صحیح برای ورود به موقع به صحنه در جاهای مختلف
و ورودهایی با ضرب آهنگ مناسب و خلق تصویر مجازی با قابی ساده توی دستاش و تکرار دیالوگهای همگون و سخت با سرعت بالا و بدون وقفه و نوسان که نشونه نفس گیری های صحیح و تمرین های زیاد بود

ایمان میرهاشمی تونست یه اثر فاخر به نمایش بزاره که نشون میده ارزش انتظار کشیدن برای دیدن کارهای بعدیش بالاست

اکرم بایه دکور مفهومی و حرفه ای طراحی کرده بود که نشونه دانش و تجربه زیادی بود

و در نهایت پیمان محسنی با اون تن صدا و خنده های ویرانگر که دل هر تماشاگری رو به لرزه درمیاره حتی اگر خودش روی صحنه نباشه

دیدن این نمایش رو به همه هنردوستان پیشنهاد میکنم

نقدهایی هم توی ذهنم دارم که اگر توفیق دیدار با عوامل کار حاصل شد پای میز گفتگوی صمیمانه به صرف یک فنجان چای ایرانی خواهم گفت
خون خفته رو دیشب در چهارسوی تیاتر شهر دیدم
همه چیز روال عادی داشت تا وقتی اژدها وارد شد

در مورد اژدها فعلا حرف نمیزنم ( پیمان محسنی )
باشه برای حسن ختام

شروع میکنم با تقدیر از مهیار رضاخانی بخاطر تیمپوی عالی کار که تماشگر رو روی صندلی میخکوب میکنه
از جعفر غلامپور و علیرضا قاسمی که متن عالیشون روی بازی نشست و حال ما رو خوب کرد

از سمیرا حاجی فتحعلی بگم
قبل از بازی
طراحی لباسش ... دیدن ادامه ›› جای تقدیر داشت به غیر از کفشای رضا که هم راه رفتنش رو سخت میکرد هم زیادی نویز میداد
بازی روان سمیرا خوب بود اما عالی نه
با صدا و بیان در خور تحسینش و نگاه های عمیق مفهومیش حسابی لذت بخش بود

از ایرج افق بگم
خوب بود اما عالی نه . صدای ایرج بسیار زیبا بود
با ایرج اینجا زیاد کاری نداریم تا بخش نقد

از سحر باقرآبادی بگم
خوب بود اما عالی نه . نگاه هاش توی آینه رو دوست داشتم . بیانش رو دوست داشتم .صحنه پایانیش با بچه عالی بود .

بریم سر نقد
متن برای ایرج و سمیرا جا نیفتاده بود . هنوز 50 درصد کار داشت تا برسند به عمق متن . پاسکاری و پینگ پنگ دیالوگهاشون زمانبندی مناسب نداشت . خطور ایرج خیلی کم بود نگاه هاش رو میدزدید از تماشاگر و منتظر نمیموند تا تایم طلایی دیالوگش برسه فقط مونو لوگ پشت هم بدون احساس میگفت میرفت جلو که کار پیش بره و همین باعث شد صدای به اون خوبیش با بیان بد شنیده نشه
ایرج و سمیرا در حد هم پارتنرهای نزدیکی بودند اما کاملا سمیرا احاطه داشت روی کار به نسبت ایرج
ایرج چرا هی میری لباس جمع میکنی تو چمدون ؟ مگه داری میری قهر ؟ لباس بچه رو ندیدی که وقتی اسم بچه اومد اون همه جا خوردی ؟
چرا رباتیک راه میری رو صحنه؟ چرا انقد میدویی الکی ؟ چرا صبر نمیکنی دیالوگ پارتنرت منعقد بشه بعد واکنش بدی هی میای تو دیالوگش؟
چرا هیچ حسی تو صورتت نمیاری؟ چرا پشت در که وایسادی صبر میکنی لیا بیاد تو بعد که دیدیش اسلحه میگیری سمتش؟ زمانبندیت چرا درست نیست؟ ایرج چرا با لباسا فرمالیته میکنی به جای جمع کردن توی چمدون ؟ چرا مدارک از شکمت زده بیرون همه دارن میبینن من دارم میبینم ولی بازیگرای همراهت نمیبینن؟ چرا دستتو اسلوموشن و بی هدف میبری سمت صورت لیا برای ناز کردن ؟ چرا خطور نداری ایرج جان ؟
سمیرا چرا انقدر ابراهیم رو غلیظ تلفظ میکنی مگه بازی تو ادبیه ؟ متن که نیست تا به ابراهیم میرسی ادبی میشی . ه رو انقد غلیظ میگفتی ما منتظر شعر بودیم بعدش . گویش دیالوگهای تو قاطی میشد بین ادبی و عامیانه . با خودت توافق نداشتی عامیانه بگی یا ادبی کتابی
اسلحه گرفتنت رو سر لیا و سمت رضا انقدر غیر طبیعی بود که منم میدونستم نمیزنی چه برسه به اونا . اسلحه باید پشتش قصد باشه . باید نشون بدی قصد داری بزنی و برای اینکار نباید آرنجت خم باشه و مچ دستت . اون مال وقت مذاکره ست نه تهدید .
سحر جان شما همش حالاتت قهر بود تا استرس و عصبانیت و اضطراب . پشت به تماشگر زیاد میکردی و مسیر نگاهت به دوردست سنخیت با محیط خونه نداشت . تراس رو نشون ما ندادی عمقش سطحش و فضاش رو خوب ترسیم نکردی . سرمه رو نکشیدی فرمالیته کردی کاش مث رژ ، اونم میکشیدی ما ببینیم واقعیه.

نقدم هنوز به نصف نرسیده اما ترجیحا مابقی نقد باشه برای سر میز گفتگو با عوامل

بریم سراغ اژدها
پیمان محسنی . تو چنین خوب چرایی ؟
همه بازیها در کلاس بیسیک بود تا وقتی پیمان وارد شد و سطح بازی همه رو تا حد پروپلاس خودشون برد بالا
نگاه اولش به لیا منو میخکوب کرد رو صندلی و بازی روان و خطور آمیز و حرفه ای و شیک پیمان شروع شد و خون به پا کرد در خون خفته
از پیمان نه میتونم تعریف کنم نه میتونم نقدش کنم
چون خوب نیست . عالیه . بینظیره . نامبروانه . استاده
پیمان وزن نمایش رو بالا برد و صحنه رو پر کرد و همه بازیگرا رو کشید بالا
وای از صدا و بیان و انتقال احساساتش
وای از خطور و اکت و بدنش و وای از رزونانس و آرتیکولاسیون در صدا و بیانش
پیمان محسنی حون خفته رو توی بدن ما جاری کرد و تمام

راستی یادتون نره
من فقط یه تماشاگرم
امیر مسعود، محمد فروزنده و فرزاد مختاریان این را خواندند
مهرناز خلیلی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
موسیقی

تماس‌ها

amu_mehrdad
ارتباط با من در تلگرام