۲۷ مرداد ساعت ۰۲:۰۳
لحظه ای از قصه جدا نشدم ... امان از جملات این متن که داریم زندگیش میکنیم .
۱۶ مرداد ساعت ۰۲:۰۳
از همون ابتدا نمیشه چشم برداشت از صحنه، بخاطر بازی های راحت و به اندازه ی بازیگران حرفه ای نمایش
خسته نباشید به همگی
۰۲ دی ۱۴۰۴ ساعت ۰۹:۴۵
هربار که این کارو میبینم غم تازه ای از درون متن گریبان مو میگیره ...
۰۷ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۳:۲۴
زمان برای خندیدن کم میاوردم ... اجرای سرضرب ،پر از جزئیات وخلاقیت
۰۴ مهر ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۳۰
بعد از چند روز می نویسم ، میخکوب شدم .اجرا پر از اعجاب بود و تا ساعت ها بعد از دیدن کار ، از فضاش خارج نمیشدم✨
۱۵ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۰۱:۰۵
درابتدا شاید طول بکشه که مخاطب همراه داستان و فضا بشه اما با گذشت چنددقیقه غرق داستان میشه، موسیقی زنده و بازی های رنگی بازیگرا و دیالوگ های آهنگین (و صدالبته متن فوق العاده ی شکسپیر) یک نمایش خوب رو نشون میده ... بنظرم اگر دکور بزرگ تر بود جذابیت صحنه بیشتر هم میشد ...دقایقی از نمایش ریتم کار کند میشد که فکر میکنم شاید باید شب های بیشتری بگذره تا همه بازی ها در طول کل نمایش، سرضرب تر وپخته تر بشه
درکل لذت بردم و خندیدم
۱۰ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۰۳:۰۵
خسته نباشید میگم به همه .ایده کار خیلی خوبه برای کتابخون ها و بچه های تیاترجذابه. قطعا میشه چندین نسخه ازش ساخت . من شب حقیقت رو دیدم، صحنه ی فرانسوی ها باوجود اضافه شدن تک کلمه های فارسی باز هم خیلی مفهوم نبود، تایم کار طولانی تر از یک ساعت ونیم بود . یک سری از دیالوگ ها همونقدر که قشنگ بودن شعارزده میشدن ... بازی ها متنوع و رنگین بود و همراهی اینهمه کارکتر متنوع کنارهم لحظات دراماتیک جالبی میساخت ...یه سری از کارکترها میتونست حذف بشه در عین حال که یه سری دیگه از کارکتر ها واقعا عالی پرداخت شده بودن ... و درآخر باید بگم عجب توپولسکی درخشانی روی صحنه س
۲۱ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۰۰:۴۲
هر لحظه فکر میکردی به چیزی که میشنوی و میبینی و هرلحظه هرفکرت زیرسوال میرفت ... چی میبینی؟ چقد خوب که رضا بهبودی رو دوباره روی صحنه دیدیم
۰۲ خرداد ۱۴۰۴ ساعت ۱۴:۰۸
سر ضرب، خیال انگیز و خلاق ...دمتون گرم لذت بردم
۲۰ اسفند ۱۴۰۳ ساعت ۱۲:۲۰
کاملا وفادار به متن و بازی های اندازه و خوش ریتم... کار از صحنه ی اتاقک سیاه پوست به بعد بشدت جذاب تر میشه ومخاطب رو درگیر میکنه . دمتون گرم
۰۷ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۳۹
هر معنی ازش میساختم چند دقیقه بعد زیر سوال میرفت... اما ادمیزاد چیزی بود که رو صحنه می دیدم . لذت بردم از تماشاش ... بازی ها یکدست و دیدنی
۰۲ بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۰:۱۵
خسته نباشید میگم به همه عوامل ... متن و ایده کار جالب بود . بازی ها روان و اندازه بود فقط
نور سالن و جابه جایی هر صحنه ریتم کار رو مینداخت... که چون شب اول بود قطعا حل میشه ...همیشه بدرخشین
۲۲ آذر ۱۴۰۳ ساعت ۱۶:۲۳
متن تاریخی سنگین و پردیالوگی بود ... تو گویی بخشی از تاریخ امروز ما رو روایت میکنه، وقایع تاریخی اون زمان خیلی زیبا نوشته شده بود اما میشد که پرداخت بهتری نسبت به هرکارکتر انجام بشه .درکل اجرای دلچسب وتاثیرگزاری بود ،لباس و موسیقی کار هم منحصربفرد بود ...لحظاتی از اجرا ریتم بشدت یکنواخت میشد که بنظرم باعث میشه مخاطب هم خط داستانی وهم ارتباطش با صحنه رو گم کنه
۰۲ مهر ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۰۹
یک نمایش بشدت خلاق وجسور وخوش ریتم...دمتون گرم
۱۸ شهریور ۱۴۰۳ ساعت ۱۴:۴۲
تئاتر به معنای واقعی کلمه... متن قوی و منسجم و بازی های چشم نواز
۱۷ شهریور ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۰۶
به لحاظ حسی بدنی و تجربه ی اجرا ، بازیگر کارسختی رو در این نمایش در پیش داره و اکثر گروه بازیگران خوب از پس اجرا براومده بودن
امیدوارم در شب های بعدی زیرنویس، بهتر سینک باشه با بازی بازیگران. شخصا دوست داشتم صحنه میز تعادل پرداخت بهتری داشته باشه ... خسته نباشید میگم به همه گروه