هنوز برام عجیبه که کسی رو که سالها معتاد پادکستها و ویدئوهای یوتیوبش بودم، الان دارم زنده روی صحنه تهران میبینم!
دیدن کینگ رام برای من یکی از باورنکردنیترین اتفاقات امسال بود. اگه بلیت گیرتون اومد، شک نکنید؛ برید و از اجرا لذت ببرید.
من برای امشب دوشنبه 18 خردادماه ساعت 19 یک بلیط دارم که متاسفانه نمیتونم برم اگه خواستین در خدمتتون هستم
09120076972
من برای فردا دوشنبه ساعت 19 یک بلیط برای ردیف دوم دارم که متاسفانه نمیتونم برم اگه خواستین درخدمت تون هستم
09120076972
سلام اگه کسی دوتا بلیط داشت من خریدارم
با تشکر
09120076972
نمایش خوبی بود
توی پرده ی آخر یه رقص باله بود که حسابی حالمو خوب کرد
پیشنهاد میکنم ببینید
چه افیونیست غم...
و چه افیونی ست خو کردن با غم ...
تیره ام، تارم ، تاریکم
افسرده ی افسرده ی افسرده ام
مانند شمشیری کند ، چهره ی بریدن دارم...
فولادی باطل ...
بازنده ی جنگ ها...
و کشته ی دیگر تیغ ها .
خسته نباشید آقای مساوات
شما بینظیرید
نمایش «سلول» طنزی شیرین با پسزمینهای تلخ در داستان بود؛ تلخیای که از خود روایت میآمد، نه از حالوهوای بازیها. بازیگران با اجرای کاملاً کمدی و هماهنگشان توانستند طنز نمایش را زنده و یکدست نگه دارند، بدون اینکه وارد فضای جدی شوند.
آقای زرآبادیپور و حمید عرب با ریتم خوب، انرژی بالا و درک درست از جنس طنز اثر، نمایش را بسیار دیدنی و خوشگذران کردند. اجرای روان و لحظهسازیهای دقیقشان دلیل اصلی جذابیت نمایش بود.
در پایان با احترام از هر دو عزیز بابت اجرای حرفهای، شیرین و بسیار سرگرمکنندهشان صمیمانه تشکر میکنم.
نمایش «پنج پهلوی» یک کمدی خوشریتم و سرگرمکننده است که از ابتدا تا انتها تماشاگر را همراه خودش نگه میدارد. موقعیتهای طنز بهخوبی طراحی شدهاند و اجرا فضای پرانرژی و دقیقی دارد. شوخیها هوشمندانهاند و بدون افت، پیش میروند. «پنج پهلوی» از آن نمایشهایی است که هم میخنداند و هم با کیفیت خوبش توجه جلب میکند.
خسته نباشید میگم به تمامی عوامل این اجرا بخصوص اقای شعرباف و اقای آذرنگ که اجرای تمیزی رو ب نمایش گذاشتن
نمایش شب دوازدهم که امشب به تماشایش نشستم، تجربهای ناهمگون بود؛ میان چند ایدهی جالب و اجرای شلوغ و پرهیاهو که در نهایت بیشتر از آنکه تأثیرگذار باشد، خستهکننده از آب درآمد.
تنها نکتهی واقعاً قابلتوجهِ اجرا، حضور نوازندهی افکتهای صوتی بود؛ کسی که روی صحنه حضور داشت و با تمرکز و مهارت، تمام صداهای مورد نیاز نمایش را زنده اجرا میکرد. حضور او نوعی انرژی واقعی و نفسدار به فضا میداد و نشان میداد چطور میتوان با امکانات محدود، جلوهای خلاقانه خلق کرد.
در مقابل، بقیهی عناصر نمایش – از بازیها گرفته تا کارگردانی – بیشتر بر پایهی جیغ و داد و اغراق بنا شده بود. به جای خلق موقعیتهای دراماتیک یا طنز موقعیت، بازیگران بیشتر در حال فریاد زدن و شلوغکاری بودند؛ انگار صدا باید جای خالی حس و ریتم را پر کند. این حجم از هیاهو باعث میشد تماشاگر بهجای درگیر شدن با داستان، صرفاً به دنبال لحظهای سکوت بگردد.
در مجموع، شب دوازدهم در این اجرا بیشتر شبیه تمرینی پرانرژی ولی ناپخته بود تا یک اثر کامل نمایشی. اگر کارگردان همان اندازه که برای صدا و موسیقی خلاقیت به خرج داده، برای هدایت بازیگران و ساختن فضا نیز دقت میکرد، نتیجه میتوانست بسیار بهتر باشد.
اجرای زیبایی بود بار دیگر اقای زرآبادی پور درخشید ❤️
سجاد افشاریان در این کار بار دیگر نشان میدهد که چطور میتوان با کمترین میزان اغراق، بیشترین تأثیر عاطفی را بر تماشاگر گذاشت. متن، بازی و میزانسنها همگی در خدمت روایتاند. تبریک بابت خلق اثری پرجرأت و اندیشمند.
خسته نباشید میگم به اقای افشاریان و تمام عوامل این اجرای فوق العاده
چقدر کیف کردم با این اجرا ....
به شدت توصیه میکنم
اجرای متفاوت و گرمی بود
ولی اگه انرژی اجرا کننده ها بیشتر بود خیلی بهتر میشد
بسیار لذت بردم از تماشای این نمایش
واقعا حالمو دگرگون کرد
درود بر شما استاد بهبودی عزیز
من فکر میکنم که بیش از حد از این نمایش انتظار داشتم ....
اجرا در حد یه اجرای کارگاهی و دانشجویی میشه گفت خوب بود
خسته نباشید
نمایش خوبی بود
پیشنهاد میکنم ببینید
برای چهارشنبه کسی دوتا بلیت کنسلی نداره ؟
اجرای بدی نبود ارزش یکبار دیدن رو داره
۵ از ۱۰