در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال فیلم ایرانی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:28:15
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سیاهه‌ای برای بی همه چیز ؛ فیلمی که همه چیز دارد و به معنای حقیقی کلمه فیلم سینمایی‌ست. اثری که داستان‌سرایی را با زیبایی‌شناسی درهم آمیخته و محتوای فکری را به ارمغان می‌آورد البته برای آنانی که متفکراند. مفاهیم اجتماعی را بطوری در بروز ایجاد واقعه مطرح میکند که برای جامعه ایرانی دور از ذهن نیست چرا که اگر خود باعث بروز آن نباشیم ، شاهد بوده‌ایم. از روابط انسانی، خیالی، رفتاری، خانوادگی که میتواند منجر به ایجاد عدالت یا انتقام شود. از قدرت فیلم همان بس که نمایشنامه‌ای آلمانی را به فیلمنامه‌ای ایرانی بدل کرده ، میزانسن را حقیقی بنا کرده و فرم توان ایجاد تعلیق را دارد. فیلمساز ریز به ریز همه چیز را چیده بطوری که نیازهای گذشته را با دیالوگ و وقایع پیش رو را با اتفاق به پیش میبرد اما مخاطب تا انتها نباید توان قضاوت داشته باشد.
مفاهیم روانی تاریخ معاصر ایران در مقیاس اجتماعی کشوری ، شهری، روستایی و حتی خانوادگی هیچ تفاوتی ندارد چون جامعه همان است چه کوچک و چه بزرگ فقط نیازهای متفاوت باعث تغییر زمانبندی رفتاری افراد میشود حتی در نوع برخورد شخص اول با درست‌ترین شخصیت موجود داستان چون همه با نیاز زنده‌اند و ترس معمولا با فراغ بال و مجموعا بالاجبار ، دست به خواسته یک نفر میزنند چون هرچیزی را به هرطریقی به دست آوردن بهتر است.
اما احد جان عزیز داستان، شاید در معادل به معنای یکتا بودن باشد و در فیلم نماینده صافی و صدق چرا که آن کوچک‌ترین عضو ناسالم در بین ناسالم‌ترین افراد خود باعث تلنگری در فضای فکری و هنجار رفتاری ما شود که تنها بودن درهرصورت بهتر است.
امیر مسعود و fateme soleimani این را خواندند
Sarin sadeghi این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مگه دزدها هم روزنامه می خونند؟
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چه سعادتیست وقتی برف می بارد میدانیم تن پرندگان گرم است.

وقتی حلزون آرام آرام از کوه کوهستان بالا میرود.

فکر کن در هشت نه سالگی با ابوسعید ابوالخیر آبگوشت بخوری!!!

به خاطر کوزه به سرها
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم خوبی بود خصوص آقای فخیم زاده و خانم نونهالی کارشون خیلی خوب بود من که دوست داشتم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم خوبی بود مخصوصا با جذبه آقای فخیم زاده خیلی کار خوب و عالی بود
دست کارگردان گرامی درد نکنه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم ضعیفی بود. فقط موسیقی جالبی داشت.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این فیلم در زمان خودش شاید باعث خستگی و بی حوصلگی مخاطب حاضر در سینما شده باشه، اما نکات جالبی داشته. ساختن فیلم در ایران چقدر دردسر داشته - ادیت و میکس صدا و تصویر با دستگاه های آنالوگی واقعا سرعت کار رو پایین میاورده - استرس های پشت صحنه یک کارگردان که دوست داره چند تا فیلم رو به موقع به جشنواره برسونه.
یادمه اون زمان بخش ساخت موسیقی فیلم و سرعت کار ناصر چشم آذر برام جالب بود.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درجه یک بود🌺🫶🏻
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سوژه ی فیلم در زمان خودش خیلی جالب بود. اگه بخش هایی از فیلم رو سانسور نکرده باشن، پایان بهتری میتونست داشته باشه؛ پایان باز برای سبک این فیلم ( معمایی) اصلا جالب نیست.
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یاد رضا داوودنژاد عزیز همیشه سبز 🌹💐♥️ هنرمند و رفیق دوست داشتنی🖤♥️
مهرداد قرآن کیش این را خواند
گروه هنری تاک، سعید کریمی و ویگن اوانسیان این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غذای ایرانی

"پنج پرده در باب غذای ایرانی" مستندی است در پنج اپیزود درباره پنج نوع غذای ایرانی که در هر اپیزود سعی می کند همراه کاراکترها و با استفاده از منابع آرشیوی و فضای موسیقایی به بخش هایی از پس زمینه های فرهنگی آن غذا در ایران نزدیک شود.

پژوهش و کارگردانی: سپیده ابطحی
سرپرست پژوهش: معصومه ابراهیمی
نویسنده و گوینده گفتار متن: الهه گلپری
تصویر: محمد رضا جهان پناه
تدوین: فرحناز شریفی
سمیه سنقری و مهدی یوردخانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من با «جهانگیر گلستانه» تا آخر سفرِ بی‌معنی و بی‌هدفش همراه شدم و با اینکه مطمئن بودم انتهای فیلم قراره چه اتفاقی بیفته، بدلیل فیلمبرداری خوب ... دیدن ادامه ›› این فیلم، خسته نشدم.

شخصیت‌پردازی ها و روایت داستانی ضعیف اند. در این سفر، ما علت آواره بودنِ کاراکتر اصلی رو می‌فهمیم اما نمی‌فهمیم تصمیم این کاراکتر برای آینده‌ش چیه. ما حتی خصوصیات و اوصول اخلاقی جهانگیر رو نمیفهمیم. ما توانایی سنجش سطح علاقه‌ی جهانگیر به همسر و فرزندش (که حضورش در فیلم واقعا مزاحمه) رو هم نداریم؛ آن هم در شرایطی که داستان، تمرکزش روی جنبه‌ی رمانتیک بودنِ رابطه‌ی بین جهانگیر و رعنا با وجودِ اختلاف سنی قابل توجه هست. کلیت فیلم، برای ما ایجاد پرسش میکنه و در تلاش نیست تا جوابی برای پرسش‌های احتمالی ما پیدا کنه. سکانس‌های آخر، داستان به‌شدت ضعیف تر از قبل پیش میره و در آخر، پایان بندی فیلم، خستگیِ سفر جهانگیر گلستانه رو روی شونه‌های ما میذاره. از تیتراژ آغازین (اگه بشه گفت تیتراژ) و پایانی و پوسترها هم چیزی نگم بهتره؛ درصورتیکه اگه فقط یک شات از فیلم به عنوان پوستر انتخاب میشد، بهتر از این آثار درمیومد.
باتوجه به اینکه چهره و بازی جناب «جلالی‌تبار»، ناخودآگاه، همگان رو یاد جناب «فریبرز عرب‌نیا» میندازه، ما در این فیلم، رفتار و چهره‌ی متفاوتی می‌بینیم. بازی ایشون و خانوم «شهرزاد کمال‌زاده» توانایی بهتر شدنِ بسیاری داشت. حضور جناب «حمیدرضا هدایتی راد» در نقش یک پدرِ مخالف، به فیلم کمی تا حدی کمک کرد اما این سفرِ دوگانه‌ی لعنتیِ بی‌دلیل، هیچ‌ جایی برای حضور در کالکشنِ فیلم‌های رمانتیک ایرانی، نداره؛ حتی با اینکه ایده‌ی کلیشه‌ای این فیلم، پتانسیل خوب شدن رو داشت. 🌵
حس میکنم یه شخص حقیقی بنام جهانگیر گلستانه داریم اما نمیتونم ثابتش کنم!
۱۴ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اول از همه باید گفت موضوعی که فیلم به ان پرداخت موضوع درست و قابل بحثی است موضوعی که صحبت کردن در بارش در جامعه امروز هم حتی سخت است
فیلم منو با خودش همراه کرد اما درست در لحظه ای که باید نتیجه ای خوب ارائه میداد فیلم به اخر رسید و میشود گفت مقصد مشخص و نتیجه ای معلوم نداشت
پایان باز برای این فیلم نقطه قوت نبود! بلکه فقط باعث میشد تا مخاطب با سوالات زیادی فیلم را به اخر برساند فیلمنامه در بعضی از موارد به درستی عمل کرد اما بعضی جاها مشکلاتی داشت
بازی حامد بهداد در خانه دختر با بازی های دیگرش تفاوت داشت که این برای من خوشایند بود البته میتوانست بعضی از سکانس ها رو باور پذیرتر و بهتر بازی کنن
باران کوثری دقیقا همان طور که باید بازی کرد درست به جا و بدون احساسات اضافه طوری که نقش حکم میکرد پگاه اهنگرانی هم همینطور

در کل این فیلم برای من بیشتر لذت بردن از مسیر بود تا رسیدن به مقصد دوست داشتم پایان بهتری داشته باشد اما درکل داستانی که به ان پرداخته شد و موضوعی که داشت باعث شد تا لذت کافی از فیلم ببرم
امیر مسعود این را خواند
پیام بهرام و Sarin sadeghi این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Excellent movie
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از بهترین فیلم های ایرانی
نه بخاطر دیالوگ ها یا حتی بازی های عالی بازیگرانش
بلکه بخاطر شخصیت پردازی که ایجاد شده!
این فیلم نمادی از یک زندگی معمولی که این مدت بسیار بسیار دیده شدنش سخت شده و کمتر توجه میشه به این موضوع وقتی فیلم رو میدیدم انگار درکنار شخصیت ها نشستم و در سکوت به زندگیشون نگاه میکنم داشتن شخصیت های خاکستری و نداشتن قهرمان مستقل و فقط وفقط نشان دادن انسان های واقعی بدون هیچ قهرمان سازی عجیب و غریبی.
تمام شخصیت ها احساسات مختلفی دارن و هرکس توی دنیای خودش و با افکار خودش زندگی میکنیه دقیقا مثل انسان های واقعی هر شخصیت اشتباهات و تصمیم های درست خودشو داره.
من به شخصه برام کم پیش میاد تا با تمام شخصیت های یک فیلم ارتباط بگیرم اما از صمیم قلبم تمام این خانواده رو درک کردم و با همشون ... دیدن ادامه ›› ارتباط گرفتم
(البته که نمیشه از بازی عالی خانم معتمد اریا و نگار جواهریان و صابر ابر گذشت)
در کل یک فیلم تلخ از نوع زندگی که به شدت دوست داشتنی و زیبا و سادست
فیلم مدام در فضای دنیای موازی ارواح توهم و دنیای واقعی می چرخید آخر فیلم مشخص نشد چطور یک دختر که اولین بار هفت تیر دستش می گیرد چند محافظ را میکشد!!!

ضمنا صرف توهماتی که می دید به این نتیجه رسید کسی که به پدرش بدهکار است پس قاتل پدرش هست!!!!

مثل این که شربت داروی مخصوص و نوعی هیپنوتیزم عرفانی بودایی به یک نفر بدهند و فرد در حالت خواب و بیداری توهماتی را در ذهن خود مثل دنیای واقعی ببیند که دقیقا فرد چند لحظه می بیند و از خواب ناگهانی می پرد و بیدار دنیای واقعی میشود یعنی ترکیبی از داروی خواب آور و شربت توهم بین به فرد در غذایش خوراندند. این سبک کارها را در ایران معمولا سرمایه دارها با تفکرات حزبی بیشتر انجام میدهند تا فرد را از طریق خود و خانواده اش حذف کنند. خدا نکند سرمایه دارهای ایران به جان یک نفر اینگونه بیافتند کاری میکنند مرگ آرزویش شود. البته این سبک جنایت بیشتر کار شرکت های با پروژه خیلی بزرگ میلیارد دلاری در ایران هست.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
حسام منظور و شهاب حسینی کارشون حرف نداره 👏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فاجعه به تمام معنا در بازیگری و کارگردانی، یک فیلم گنگ و نامفهوم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
منکه فقط بخاطر ارش ap دیدم🤍🪄💁🏽‍♀️🪐🎀
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این فیلم عالیه
تو این اوضاع فاجعه‌بار دو بار دیگه هم دیدمش
یجورایی منو یاد فیلم closer انداخت
موضوع اینه که به اون شکل وارد دنیای کاراکترها ... دیدن ادامه ›› نمیشی ولی اونقدری اطلاعات ازشون به دست میاری که به داستان بچسبی
سکانسی که علی به آذر می‌گفت که دانشگاه رو ول کرده، اونجا که به مینا میگه خوبه من عوض نشدم بعد از اینهمه سال عالی بود
همینطور سکانسی که مینا واسه مرتضا تو خونه مادرش لباس مشکی میاره هم
و اما پایان داستان که به نظر من باز بود، چون تصمیم مرتضا مشخص نشد
موسیقی محشر بود و عالی روی فیلم نشسته بود
من صبح که پا میشم... دلم می‌خواد کسی باهام حرف نزنه؛
می‌خوام از خونه که میرم بیرون، کسی منتظرم نباشه برگردم.
دل کسی واسم تنگ نشه؛
کسی منو نخواد...
۰۱ اردیبهشت
کلاریس
من صبح که پا میشم... دلم می‌خواد کسی باهام حرف نزنه؛ می‌خوام از خونه که میرم بیرون، کسی منتظرم نباشه برگردم. دل کسی واسم تنگ نشه؛ کسی منو نخواد...
-قرار چیه وضع عوض شده!
- قرار یعنی وقتی وضع عوض شد پاش وایستی!
۰۱ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید