در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال فیلم ایرانی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:12:19
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
لانتوری
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلمنامه و کارگردانی خوب بود، بازیگر و لوکیشن و آهنگ خوب بود فیلم نقطه اوج داشت. تدوین خوب بود. کلوز آپ خوب نبود.

ترانه علیدوستی که فیلمش برنده جایزه شد بخاطر توهین های ترامپ به ملت ایران به مراسم اسکار نرفت عظمت ترانه را با امثال امیرقلعه نوعی مقایسه کنید که جان فدا است تیمش حذف شد در فردای روز عاشورا ( آمریکا یک روز از ایران عقب تر است) در ورزشگاه مراسم همجنس بازان در بین دو نیمه در آنجا فوتبال بازی میکند و تیمش حذف هم میشود.فوتبال همیشه به اندازه زحمتی که می‌کشی پاداش میدهد چون موفقیت مثل مهندسی است و اتفاقی نیست و باخت در ثانیه ها و کوچکترین اشتباه مثل کارهای بزرگ مهندسی رخ میدهد یعنی اولین اشتباه مهندس در بازی بزرگ، آخرین اشتباه آن بازی پروژه خواهد بود و بهای سنگینی دارد،
ولی تاریخ ایران صداقت و غیرت امثال ترانه را فراموش نخواهد کرد.

واقعا لایک ترانه ❤️❤️
لذتی که در بخشش انسانی که متوجه و آگاه به اشتباه خود شده است در قصاص نیست.

لذتی که در قصاص انسان پر رو یا انسانی که در افکار عموم به کسی ظلم کرد و در نزد همان افکار عموم طلب بخشش نکند چون دهان افکار عموم را نمی توان بست پس آن لذتی که در قصاص چنین فردی هست در بخشش نیست!
پریا سلگی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کار کثیف خسرو معصومی، سینمای محتوازده‌ای است که در همان ابتدا تمام می‌شود. طی یک سلسله یادداشت نیت دارم سینمای فارغ از فُرمِ ایران را که صرفاً صدای اُپوزیسیون شده بررسی کنم و هیچ فیلمی به اندازه‌ی اثرِ معصومی، خودشیفته و غیرِ سینمایی پیدا نکردم تا با آن شروع کنم. در مقدمه‌ی کتابِ «داستان» رابرت مک‌کی، اشاره می‌کند که: هنرمندان اُستادانِ فُرم‌اند. این یادداشت‌ها درباره‌ی سلبریتی‌هایی است که فُرم را نمی‌شناسند و به اشتباه هنرمند خطاب می‌شوند. معصومی در همان «پر پرواز» نشان داد که یک مولتی اُپوزیسیونِ سلبریتی‌باز است. فیلمی که قاطعانه می‌گویم: اگر شادمهر عقیلی در آن حضور نداشت، هرگز مورد توجّه قرار نمی‌گرفت. مسئله‌ی من از «خرس» و ماجراجویی‌اش در سوژه‌ای که به آن تسلط ندارد، با معصومی شروع می‌شود که متأسفانه در این فیلم دوباره به خواستگاهِ خود باز می‌گردد. فیلم یک پایان‌بندیِ بسیار بد و غیرِ منطقی دارد که هرچه از عدمِ وجودِ فُرم در آن بگوییم منطقِ سخن شرمنده خواهد شد. الهام، الهام نامی، عقلش نمی‌رسد درب‌های خودرو رو باز کند، ماشین به یک باره نه ترمز دستی‌اش عمل می‌کند، نه ترمز می‌گیرد و نه فرمان می‌برد. در آب اُفتادنِ خودرو هم الکی و از سرِ رفعِ تکلیف است. آن رودخانه مگر عُمقش چه میزان بوده که ماشین را آنقدر پنهان کرده که حتّی آب را هم مواج نمی‌کند؟ ناشناختگی در فُرم داخلِ فیلم «کار کثیف» به پایان‌بندی ختم نخواهد شد و سکانس به سکانسِ آن بدون فُرم است و...
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
واقعا شاهکار هنریست .تنشی که بازیگران ایجاد میکردن واقعا خیلی تاثیر گذار بود .ناگفته نماند غمگین ترین فیلمی بود که تا به حال دیدم .
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فیلم سینمایی «کارو» به کارگردانی احمد مرادپور و نویسندگی فهیمه سلیمانی، محصول سال ۱۳۹۸، یکی از آن آثار پرحاشیه و دیراکران سینمای ایران است که ... دیدن ادامه ›› با وجود حضور مریلا زارعی در نقش اول و حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج، نتوانست مسیر همواری برای دیده شدن پیدا کند.

داستان فیلم
این فیلم که داستان یک کشتی‌گیر نوجوان اهل کرمانشاه (به نام کارو) را روایت می‌کند که پس از سال‌ها تمرین به تیم ملی دعوت می‌شود، اما به جای حضور در اردو، با اصرار خود راهی جبهه می‌شود، با فضایی بکر و کوهستانی (در استان اردبیل) و نگاهی فرهنگی به اقلیم کردستان ساخته شده است. با این حال، «کارو» از مشکلات متعددی رنج می‌برد: «ریتم نامتعادل»، «بازی‌های ضعیف بازیگران مکمل»، «موسیقی متن نامناسب و بی‌ارتباط با سکانس‌ها»، «دوبله ضعیف و غیرهماهنگ»، و «فیلمنامه‌ای که در نیمه دوم دچار لکنت می‌شود». فیلم که سال‌ها در انبار خاک خورد و نه تلویزیون حاضر به پخش آن شد و نه اراده‌ای برای اکران وجود داشت، نهایتاً به صورت آنلاین (در دی ۱۴۰۳) اکران شد. «کارو» یک «فرصت از دست رفته» است؛ فیلمی که با وجود «قاب‌بندی‌های طبیعی جسورانه» و «بازی قابل تأمل مریلا زارعی» (که فراتر از متن ظاهر شده)، نتوانسته است به یک «درام منسجم و تأثیرگذار» تبدیل شود و تماشای آن را فقط به علاقه‌مندان سینمای اقلیمی و طرفداران مریلا زارعی توصیه می‌کنیم.

سینمای بومی گرا
سینمای ایران در سال‌های اخیر به فیلم‌هایی با «نگاه اقلیمی» و «بومی‌گرا» روی آورده است. آثاری که به جای تمرکز بر تهران و زندگی شهری، به سراغ «مناطق کمتر دیده شده» (کردستان، خوزستان، خراسان، و...) می‌روند و تلاش می‌کنند «فرهنگ»، «زبان» و «زیست‌بوم» آن مناطق را به تصویر بکشند. فیلم «کارو» ساخته احمد مرادپور، یکی از همین تلاش‌هاست. داستان فیلم در کرمانشاه (و با لهجه کردی) می‌گذرد و به زندگی یک «کشتی‌گیر نوجوان» می‌پردازد که در میان «سختی‌های زندگی» و «موانع متعدد»، با «حمایت مادری فداکار» (با بازی مریلا زارعی) راهی تیم ملی می‌شود، اما در نهایت به جبهه جنگ می‌رود.
فیلم «کارو» محصول سازمان هنری رسانه‌ای «اوج» است که پیش از این آثاری چون «تنگه ابوقریب» (۱۳۹۶)، «به وقت شام» (۱۳۹۶) و «موقعیت مهدی» (۱۴۰۰) را تهیه کرده بود. اما «کارو» برخلاف این آثار (که با بودجه بالا و بازیگران مطرح ساخته شدند و در جشنواره فجر درخشیدند)، در «انبار» خاک خورد و سال‌ها (از ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳) در انتظار اکران ماند. نهایتاً در دی ۱۴۰۳، به صورت «آنلاین» (در پلتفرم‌های هاشور، روبیکا، شاد، و...) اکران شد. این «تأخیر طولانی» (و عدم استقبال تلویزیون و سینماداران) خود گویای «کیفیت» فیلم است.
«مریلا زارعی» در نقش «مادر» (که نام شخصیت در خلاصه‌ها ذکر نشده) یکی از نقاط قوت فیلم است. زارعی (که با آثاری چون «سگ‌کشی» (۱۳۷۹) و «خون بازی» (۱۳۸۶) شناخته می‌شود) در نقش یک «مادر کرد» (با لهجه و پوشش محلی) بازی «تحسین‌برانگیز» و «فراتر از متن» ارائه داده است. او با «نگاه‌های عمیق»، «سکوت‌های پرمعنا» و «حرکات ساده»، «مادری» را به تصویر می‌کشد که هم «فداکار» است و هم «مقاوم». با این حال، «بازیگران مکمل» (به ویژه بازیگر نقش «کارو» و سایر شخصیت‌های روستایی) بسیار «ضعیف» و «غیرحرفه‌ای» هستند و «باورپذیری» فیلم را به شدت کاهش می‌دهند. «دوبله» برخی بازیگران (که با حرکت دهان هماهنگ نیست) نیز از دیگر نقاط ضعف آشکار فیلم است.
«موسیقی متن» فیلم (که نام آهنگساز در اطلاعات موجود نیست) یکی از «عجیب‌ترین» بخش‌های «کارو» است. موسیقی (که بلند و پرحجم است) با «فضای ساده و روستایی» فیلم «هیچ سنخیتی» ندارد و «راه خودش را می‌رود». گاهی مخاطب حس می‌کند موسیقی از «فیلم دیگری» قرض گرفته شده است. «فیلمبرداری» فیلم (که نام فیلمبردار در اطلاعات موجود نیست) با «قاب‌بندی‌های طبیعی و جسورانه» (نماهای وسیع از کوهستان و برف) نقطه قوت فیلم است، اما این «زیبایی بصری» نمی‌تواند جای خالی «درام منسجم»، «بازی‌های خوب» و «ریتم مناسب» را پر کند. «کارو» یک «تلاش ناتمام» است؛ فیلمی که «نیت خوب» (نشان دادن فرهنگ کردستان) و «بازی خوب» (مریلا زارعی) دارد، اما در «اجرا» و «فیلمنامه» به شدت «ضعیف» است و در زمره «آثار خاک‌خورده» سینمای ایران باقی می‌ماند.

نقاط قوت و ضعف
نقاط قوت
بازی قابل تأمل مریلا زارعی در نقش مادر (فراتر از متن)
قاب‌بندی‌های طبیعی و جسورانه (فیلمبرداری در مناطق کوهستانی اردبیل)
نگاه فرهنگی غیرتوریستی به اقلیم کردستان (زبان، لباس، موسیقی محلی)
تلاش برای وفاداری به فرهنگ و زیست‌بوم منطقه

نقاط ضعف
بازی‌های بسیار ضعیف بازیگران مکمل (به ویژه نقش کارو)
دوبله غیرهماهنگ و غیرحرفه‌ای برخی بازیگران
موسیقی متن بی‌ارتباط و نامناسب با فضای فیلم
ریتم نامتعادل و کند در نیمه دوم
فیلمنامه ناپیوسته و دچار لکنت در روایت
دیالوگ‌های گزارشی و غیرزنده
کهنگی روش‌های فیلمسازی (شبیه آثار ۳۰ سال پیش)
مردی که اسب شد اثری از امیرحسین ثقفی را اصلاً دوست نداشتم. فیلمی تحتِ تأثیر آنگلوپلوس، بلا تار مخصوصاً «اسب تورین»، الکساندر ساکاروف «مادر و پسر» و... که مجموعه‌ای از باورهای سینماییِ مؤلف هستند و تا انتها به باورِ بیننده تبدیل نمی‌شوند. هرمنوتیک در یک اثرِ سینمایی هنگامی ایجاد می‌شود که خودِ فیلم‌ساز بر جامعه و جهانِ برآمده از آن، تأثیر داشته باشد نه اینکه او تأثیر گرفته یا بهتر بنویسم: مرعوب شده‌ی سینمای دیگری نشان دهد. همواره بر این باور بوده‌ام که یک اثرِ هنری جدای از هنرمند و مؤثرِ آن است. علی‌اکبر پدرِ امیرحسین فیلم‌ساز بدی است و این به معنای آن نخواهد بود که یک مؤثر در سینمای ایران اثرِ بدی بر دیگر سازنده‌گان دارد چرا که چرخه‌ی بقاء ثابت می‌کند وجودِ یک مؤثرِ بد از عدمِ وجودِ او کارآمدتر است. استارت فیلم قبل از نمایشِ عنوان می‌خورد و بعد از آن کات می‌شود. استفاده از تکنیکِ قاب در قاب که حاصلِ یک پلان سکانسِ آنگلوپلوسی است جان فورد و «جویندگان» دیگری برای ما نخواهد ساخت بلکه مستندی تولید خواهد کرد، قائم بر داستانی که نامفهوم و مستأصل شده. نکته‌ی بسیار مهمی که در ادامه باید به آن اشاره کنم این است که ما در سینما و ادبیات برداشت آزاد نداریم؛ در نقاشی، موسیقی و احتمالاً رقص می‌توانیم آزادانه برداشت کنیم امّا ادبیات باید اقتباس داشته باشد و سینما نیز باید از آن اقتباس پیروی کند و...
تابستان داغ از ابراهیم ایرج‌زاد را اگرچه دیر امّا بموقع دیدم. فیلمی که خواستگاهِ هرمونوتیکِ مؤلف را می‌سازد و بیان می‌کند مرعوبِ تکنیکِ دیگری شدن چه پیامدهایی دارد. این کارگردان که پیش از این چند فیلم کوتاه ساخته و «تابستان داغ» به عنوان اولین فیلمِ بلند و جدّیِ او محسوب می‌شود، از نظرِ فنّی جایگاهِ ویژه‌ای در سینمای ایران برای خود باز کرده. سینمایی که موقعیت می‌سازد، لوکیشن تعریف می‌کند و گزاره‌هایی تازه‌ای از بدنه‌ی اجتماعیِ قصّه برای سینما تولید کرده. از همان ابتدا که ایزدیاز در حالِ درست کردن شربتِ آبلیمو است کارگردان تفاوتِ نگاه‌اش را به تعلیقِ اجتماعی در موقعیتی که بارها از سوی فیلمسازانِ دیگر ایراد شده نشان می‌دهد با این تفاوت که این‌بار قرار نیست حرفِ راست را از بچه بشنویم و باید منتظر دروغی باشیم که حاصلِ یک ترسِ روانی است. صابر اَبَر، علی مصفا، مینا ساداتی و پریناز ایزدیار سلبریتی‌هایی هستند که سوژه را خوب شناخته‌اند امّا پایان‌اش را به همان خوبی نساخته‌اند و این خیلی قابلِ پیش‌بینی است که علی مصفا آن دست‌نوشته را که مدرک حساب می‌شود از مینا ساداتی پنهان و امحاء کند. از نظرِ قانونی ما با یک تالی‌فاسدِ اخلاقی روبروایم و آن هم این است که جُرم در بخشِ عمومی‌اش در نظر گرفته نشده و صرفاً از سوی طرفین دعوی مرتفع شده. باید به این نکته نیز توجّه شود و چُنین دستوری را وظیفه‌ی همه‌ی اهالی رسانه و کسانی چون من می‌دانم که باید از اوامر رهبرِ انقلاب پیروی کنیم و نقاطِ ضعفِ موجود را نشر ندهیم و...
فصل سوم
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
عجب سریال بی معنی‌ای بود.
۲۵ خرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دستیار لباس
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
الی، کسی که هیچ‌وقت درست شناخته نشد
هرکس فقط برداشت خودش را از او داشت
آن روز فقط الی غرق نشد…
حقیقتی ناگفته هم به آب سپرده شد
حقیقتی آمیخته با دروغ و پنهان‌کاری
برای زندگی بهتر
همین نوشتهٔ شما می‌تونه ایدهٔ اولیهٔ یه نمایش باشه!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در ورزشگاه نباید نارنجک زد، بخاطر هزینه چشمی که باید درمان شودو ملت ندارند.

ورزشگاه نباید به میدانِ حادثه بدل شود. پرتابِ اشیاءِ خطرناک، تنها سلامتی را هدف نمی‌گیرد، بلکه بارِ سنگینِ درمان‌هایِ کمرشکن را بر دوشِ مردمی می‌گذارد که در میانه‌یِ سختی‌هایِ معیشت، دیگر توانِ تاب آوردنِ چنین مصیبتی را ندارند.

در میدانِ بازی، آتشِ جنون را بر مهار داشته باشید؛ که چشمانِ بی‌قرارِ این ملت، دیگر توانِ پرداختِ بهایِ تاریکی را ندارند.

هر شعله‌ای که در ورزشگاه افروخته می‌شود، سایه‌یِ سنگینِ تاریکی بر دیده‌یِ مردم می‌اندازد؛ سایه‌ای که هزینه‌یِ جبرانِ آن، فراتر از توانِ جیب‌هایِ خالی و دل‌هایِ خسته‌یِ این مردم است.

در میادینِ ورزش، که مأمنِ شادی و هیجان است، نباید شعله‌هایِ ویرانی و ابزارِ تازیانه را به سوی تماشاگران افکند؛ چرا که چشمانِ این ملت، در میانه‌یِ رنج‌هایِ روزگار، توانِ پرداختِ بهایِ سنگینِ درمانِ تاریکی را ندارند.
اینه های روبرو
قسمت هایی از کتاب آینه های روبرو
پدر ازت نمی پرسم روزها کجا هستی. ولی امروز کیفت جا مونده بود نزهت، بیا، من دیدم که توی کیفت یه عکس نگه می داری که من نمی شناسم. ببینم، اون لباس نظامی نیست تنش؟ به نظر سرهنگی تیمساری چیزی می اومد. چرا نگهش داشتی؟
نزهت نمی خوام صورتش از یادم بره. یه روزی می کشمش!
پدر می دونم چقدر به برادرت علاقه داشتی، ولی اون هیچوقت راضی نبود زندگی تو هم خراب بشه. راستش من هیچوقت نفهمیدم تو چرا با آقای افتخاری بهم زدی. موضوع علاقه بود؟
نزهت نه.


نزهت خواهر سروان حق‌نظر است. سروان حق‌نظر یک تنه در ارتش طوری علیه رژیم مبارزه می‌کرده که به نظر یک گروه بزرگ بیاید‌. نزهت ۱۸ ساله ... دیدن ادامه ›› و نامزد آقای افتخاری است

بازی مهناز قوی بود ولی فیلمنامه چندان قوی نبود مخصوصا بعد از یک ربع اول که خوب شروع میکند بعدش کاملا بی محتوا میشود یعنی ابتدا با فیلمنامه آینه های روبرو بهرام بیضایی شروع میشود قوی است ولی بعدش که با فیلمنامه نویسنده جلو میرود کاملا بی معنا میشود.
شیفت شب
نیاز به تدوین،اهنگ و کارگردانی داشت که ضعیف بود فیلمنامه خوب بود.

یک ساعت از فیلم با تدوین قابل حذف بود.

در مورد یک بدهکار فریب خورده ی طمع است که موش کش شهرداری میشود.
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از منظر جنبش‌های معاصر (Satanism)
باید توجه داشت که اکثر گروه‌هایی که امروزه خود را «شیطان‌پرست» می‌نامند (مانند Satanic Temple در آمریکا)، در واقع به خودِ شیطان به عنوان یک موجود ماوراءطبیعی اعتقادی ندارند. آن‌ها از شیطان به عنوان یک نماد یا استعاره استفاده می‌کنند. «مزایا» یا اهداف آن‌ها بیشتر بر پایه مفاهیم زیر است:
- اخلاق سکولار و انسان‌گرایی: تمرکز بر حقوق فردی، آزادی بیان و جدایی دین از سیاست.
- خودباوری و عزت نفس: استفاده از مفاهیم شیطان به عنوان محرکی برای اهمیت دادن به خواسته‌ها و قدرتِ خودِ انسان (به جای تسلیم در برابر قدرت‌های الهی).
- مخالفت با ریاکاری: استفاده از این نام برای به چالش کشیدن ساختارهای مذهبی که معتقدند با پوشش دین، رفتارهای غیرانسانی انجام می‌دهند.

«شیطان‌پرستی» می‌تواند یک استراتژی نمادین برای واکنش به حاکمیت باشد؛ یعنی فرد برای نشان دادن اینکه «من تحت کنترل شما نیستم»، از نمادی استفاده می‌کند که مورد تنفر یا ترس حاکمیت است. در این حالت، «فایده» آن نه در خودِ عمل، بلکه در قدرتِ نمادینِ آن برای ایجاد تضاد با قدرت نهفته است.

در ... دیدن ادامه ›› واقع انتهای فیلم،لپ کلام فیلم است که دختر متمایل به تفکرات آزادی از جبهه مقاومت شیطان برای آزادی خود می آید معلم پلیس دینی خود را که امثال او را با جملات فریبنده استثمار می کنند و بردگی و نابرابری را حق آنان می دانند میکشد!!!!😂
کل فیلم را میشد در یک ربع خلاصه کرد.

ولی فیدبک واقعی در جامعه این هست وقتی جمهوری اسلامی می گوید شیطان پرستی بد هست پس لابد خوب هست مثل شراب،،،😂

بحران اعتماد و اعتبار (Crisis of Credibility)
برای اینکه یک پیام اخلاقی یا مذهبی در جامعه کارایی داشته باشد، «فرستنده» پیام باید از نظر جامعه دارای اعتبار باشد. اگر جامعه احساس کند که میان آنچه نهادهای حاکمیت می‌گویند و آنچه در عمل رخ می‌دهد، تضاد یا نفاق وجود دارد، پیام‌های اخلاقی آن‌ها اعتبار خود را از دست می‌دهند. وقتی اعتبار از بین برود، کلمات مثل «خوب» و «بد» یا «حلال» و «حرام» دیگر به عنوان راهنمای اخلاقی دیده نمی‌شوند، بلکه به عنوان ابزارهای کنترل سیاسی تفسیر می‌شوند. در این حالت، طبق تحلیل شما، مردم به طور ناخودآگاه برچسب «خوب» را از روی «بد» که توسط حکومت تعریف شده، ... دیدن ادامه ›› برمی‌دارند.

### ۳. دو قطبی شدن ارزش‌ها (Value Polarization)
در جوامعی که فضای گفتگو بسته است، مفاهیم اخلاقی دچار دو قطبی شدن شدید می‌شوند. در این شرایط، مرز بین «اخلاق واقعی» و «اجبار سیاسی» از بین می‌رود. بنابراین، هر چیزی که از سوی قدرت «مذموم» اعلام شود، در ذهن بخش بزرگی از جامعه به عنوان نماد «مخالفت» یا «هویت مستقل» قرار می‌گیرد. در واقع، فرد با انجام آن کار، در حال تعریف کردن هویت خود در تقابل با قدرت است.

### ۴. تغییر معنای نمادها
در این وضعیت، اشیاء یا رفتارهای ساده (مثل یک نوشیدنی یا یک نوع پوشش) از معنای اصلی خود خارج شده و به نمادهای سیاسی تبدیل می‌شوند. یعنی فرد دیگر با هدف «لذت از آن چیز» عمل نمی‌کند، بلکه با هدف «بیان موضع سیاسی» یا «شکستن ممنوعیت» آن را انجام می‌دهد
🔹سفر «چشم بادومی» به کره جنوبی

به گزارش راوی‌مدیا، فیلم سینمایی «چشم بادومی» به کارگردانی ابراهیم امینی و بازی ساره بیات، ستایش دهقان و مهدی هاشمی قرار است در بیست‌ونهمین جشنواره بین‌المللی فیلم زنگبار (ZIFF) در تانزانیا (۳ تا ۷ تیر ۱۴۰۵) و بیست‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک‌و‌نوجوان بوسان (BIKY) در کره جنوبی (۱۷ تا ۲۳ تیر ۱۴۰۵) به عنوان یکی از فیلم‌های بخش مسابقه، روی پرده برود.

«چشم‌بادومی» روایتگرِ پرماجرای مائده، دختر ۱۶ ساله شیرازی است که با رویای پیوستن به دنیای کی‌پاپ، مسیری متفاوت را به سوی سئول در پیش می‌گیرد.
علی کیهانی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برگشتم ایران چون تنها بودم؛اومدم دیدم شما از من تنهاترید!
آدم‌های این فیلم حقیقت را مثل چیزی در جیبشان حمل می‌کنند ، چیزی که گاهی خودشان هم دقیق نمی‌دانند چیست.
نه دروغ می‌گویند، نه کاملا راست.
بیشتر در تلاشی بی‌صدا برای دوام آوردن در مسیری که انتخابش نکرده‌اند هستند.
امیر مسعود و حسام رضائی این را خواندند
ویگن اوانسیان و پارمیدا احمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هیچکس‌ازبازیهای‌درخشان‌‌دراین‌فیلم‌صحبت‌نکرده‌خوشبختانه‌از‌
معدودفیلمهای‌تاریخ‌سینمای‌ماست‌که‌گروه‌بازیگران‌اصلی‌آن‌همه‌
نامزد‌دریافت‌سیمرغ‌بلورین‌شدند‌ودرخشان‌ترین‌بازی‌درفیلم‌را‌
استادفرامرزقریبیان‌بازی‌کرده‌که‌به‌حق‌خودهم‌رسید‌وسیمرغ‌
جشنواره‌هجدهم‌رابرای‌نقش‌اول‌مرد‌دریافت‌کرد‌یادآن‌روزها‌به‌خیر
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید