در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | گروه نمایشی آرایه
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 13:06:16
 

حضور و کسب افتخار در جشنواره های:
فجر ، آیینی و سنتی ، خیابانی مریوان،کودک و نوجوان همدان، کوتاه کیش، رضوی و ... .

 ۱۶ آبان ۱۳۹۲
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
(( نظر هنرمندان نمایش ایرانی درباره نمایش "سبیل‌السلطنه" ))

دکتر محمد حسین ناصر بخت/ دکتر ناصر آقایی / علی یداللهی / شهرام مسعودی و سیاوش مفیدی /
// پارت سوم//

---

- علی یداللهی (کارگردان و بازیگر تئاتر)
در مورد نمایش «سبیل‌السلطنه» به کارگردانی مهدی ملکی، باید بگم که دوستان واقعاً زحمت زیادی کشیده ... دیدن ادامه ›› بودند. همین که در زمینه نمایش ایرانی و نمایش سنتی فعالیت می‌کنند و تلاش دارند چراغ این نوع نمایش را روشن نگه دارند و پرچم نمایش ایرانی را بالا نگه دارند، جای خسته‌نباشید و دست‌مریزاد دارد.

مقطع داستانی‌ای که برای نمایش انتخاب کرده بودند، بسیار خوب و مناسب بود.
به‌خصوص بازی‌سازی‌هایی که در لابه‌لای نمایش و به‌عنوان فاصله‌گذارهای نمایشی ایجاد کرده بودند، همچنین رقص‌ها و بخش‌های حرکتی، به روند قصه کمک می‌کرد و باعث می‌شد فضاسازی به شکل بهتری انجام شود. فضاسازی‌ها زیبا بود و بازی‌ها و کارگردانی هم خوب و قابل‌توجه بودند.

امیدوارم در ادامه هم موفق باشند و باز هم شاهد چنین آثاری در حوزه نمایش سنتی و ایرانی باشیم. خیلی مهم است که با تولید و اجرای این آثار، جوان‌ها را با نمایش‌های سنتی و ریشه‌های نمایشی ایرانی بیشتر آشنا کنیم.

---

- شهرام مسعودی (بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون)

نمایش‌های ایرانی، به‌خصوص نمایش‌های شادی‌آور و سنتی همچون «تخت‌حوضی»، جایگاه ویژه‌ای در قلب مردم ایران دارند و ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم. واقعاً از دیدن این کار لذت بردیم و حسابی کیف کردیم.

هرچه در این زمینه بیشتر کار شود، بدون شک به پویایی و ماندگاری این هنر ارزشمند کمک بیشتری خواهد کرد. بسیار خوشحالم که جوان‌ها در این حوزه فعالیت می‌کنند و با عشق و خلاقیت، چنین آثاری را به صحنه می‌آورند. دیدن این تلاش‌ها واقعاً لذت‌بخش است.

توصیه می‌کنم حتماً این کار ارزشمند را ببینید و از تماشای آن لذت ببرید.

---

- سیاوش مفیدی (بازیگر و کمدین ایرانی)

نمایش «سبیل‌السلطنه» را دیدیم؛ نمایشی که از هنرنمایی خوب بازیگرانش بهره می‌برد؛ چه بازیگرانی که تجربه کمتری دارند و چه هنرمندانی مانند سالار کریم‌خانی که سال‌ها در عرصه تئاتر و تصویر تجربه اندوخته‌اند.

کارگردانی نمایش نیز قابل‌توجه بود. کارگردان، افزون بر کارگردانی، نقش سیاه را هم ایفا می‌کرد و به نظر من، تسلط بسیار خوبی بر این نقش داشت. نقش سیاه، به‌ویژه در سیاه‌بازی، نقشی ساده و آسان نیست؛ چراکه سیاه معمولاً یکی از شخصیت‌های اصلی و پیش‌برنده داستان است و باید بتواند ارتباطی مؤثر و صمیمی با تماشاگر برقرار کند.

سیاه‌بازی را همه به‌عنوان یکی از کهن‌ترین و ریشه‌دارترین گونه‌های نمایش سنتی و ایرانی می‌شناسیم. این شیوه نمایشی، در شکل‌های گوناگون، از نمایش‌های تخت‌حوضی گرفته تا اجراهایی که در مراسم و جشن‌ها برگزار می‌شد، همواره جایگاه ویژه‌ای داشته است؛ نمایشی که هم مردم را سرگرم می‌کرد و هم مسائل و حرف‌های روز جامعه را به زبان خود با آنان در میان می‌گذاشت.

بسیار ارزشمند است که جوان‌ها به سراغ سیاه‌بازی می‌روند و این هنر اصیل را ادامه می‌دهند. من خودم واقعاً سیاه‌بازی را دوست دارم و امیدوارم بیش از پیش به این هنر پرداخته شود و تلاش‌های هنرمندانی که برای زنده نگه داشتن نمایش‌های سنتی ایرانی می‌کوشند، بیشتر دیده شود.

---

ـ ناصر آقایی (بازیگر سینما و تلویزیون و نویسنده)

نمایش «سبیل‌السلطنه» شاید در نگاه اول شبیه بسیاری از آثار سنتی به نظر برسد که بارها و بارها توسط کارگردان‌های مختلف روی صحنه رفته‌اند؛ اما ویژگی برجسته این اثر، متن بسیار زیبا و خلاقانه آن است.

تلفیق جذاب گذشته و حال در متن، باعث شده شخصیت‌پردازی‌های درخشانی شکل بگیرد و این شخصیت‌ها به‌واسطه بازی‌های خوب و قابل‌توجه بازیگران، جان بگیرند و اجرایی دیدنی و تأثیرگذار را پیش روی مخاطب قرار دهند.

من توصیه می‌کنم حتماً به تماشای «سبیل‌السلطنه» بنشینید؛ مطمئنم از دیدنش لذت خواهید برد.

---

ـ دکتر محمدحسین ناصربخت (کارگردان، مدرس و پژوهشگر تئاتر)

این نمایش، نمایش بسیار نشاط‌آوری است؛ ضمن اینکه از میراث ناملموس ایرانی یاد می‌کند و از نمایش‌های تخت‌حوضی ایرانی الهام گرفته است. البته در شرایط جدید، مبتنی بر متن، تمرین و کارگردانی، شاید به شکل گذشته و به‌طور سنتی آماده نمی‌شود، ولی گروه واقعاً از این نمایش‌ها الهام گرفته و در واقع پاسدار سنت‌های نمایش ایرانی است.

من امیدوارم که تماشاگر خوبی داشته باشد؛ این‌جور که شنیدم، داشته و امیدوارم تداوم پیدا کند. امیدوارم تمدید بشه این نمایش. تلاش‌هایی به این شکل، واقعاً تلاش‌های ارزنده‌ای هستند؛ به‌خصوص در دنیایی که سنت‌ها کم‌کم دارند از خاطر می‌روند و به آن‌ها توجه نمی‌شود.
من به نوبه‌ی خودم از گروه تشکر می‌کنم؛ چراکه این فرصتی که داشتند، موجب شد خودشان هم بیشتر به نمایش ایرانی نزدیک شوند.
(( نظر هنرمندان نمایش ایرانی درباره نمایش "سبیل‌السلطنه" ))

/ داوود فتحعلی‌بیگی / جواد انصافی / رحمت امینی / اسماعیل خلج // پارت اول//


--------------------
- استاد داوود فتحعلی‌بیگی ( آقای نمایش ایرانی ) :

نمایش «سبیل‌السلطنه» اثری شاد، کمدی و مفرح که با تکیه بر خلاقیت نویسنده و کارگردان، مهدی ملکی، توانسته فضای پرنشاطی را برای تماشاگر ... دیدن ادامه ›› ایجاد کند.
آنچه در این اجرا بیش از هر چیز به چشم می‌آید، انرژی و هماهنگی گروه بازیگران است. همه بازیگران با انرژی قابل توجهی روی صحنه حضور دارند و هر کدام در شکل‌گیری ریتم و فضای شاد نمایش سهم خود را به‌خوبی ایفا می‌کنند.
در میان شخصیت‌ها، تقابل «مبارک» و «نظم‌الدوله» برای من جذاب بود؛ دو کاراکتر با دو جنس کاملاً متفاوت. مبارک با ویژگی‌های کمیک، بازیگوشی و ارتباط زنده‌اش با فضای نمایش، در برابر نظم‌الدوله که وجهی جدی‌تر دارد قرار می‌گیرد و همین تفاوت، موقعیت‌های طنز جالبی را به وجود می‌آورد. این دو شخصیت در کنار یکدیگر توانسته‌اند یکی از جذابیت‌های اصلی نمایش را شکل دهند.

نکته مهم دیگر، حفظ فضای مفرح اثر است؛ نمایشی که قصد دارد مخاطب را بخنداند و برای ساعتی از دغدغه‌های روزمره دور کند و در این مسیر، از ظرفیت‌های نمایش ایرانی و شخصیت‌های آشنای آن نیز بهره می‌گیرد.

به نظرم «سبیل‌السلطنه» نمونه‌ای از این است که چگونه می‌توان با خلاقیت در نویسندگی و کارگردانی و با تکیه بر یک گروه پرانرژی، نمایشی شاد و تماشایی خلق کرد؛ اجرایی که مخاطب را با خود همراه می‌کند و از حضور در سالن لذت می‌برد.


--------------------------
- استاد جواد انصافی ( دارای مدرک درجه یک هنری در رشته سیاهبازی):

«سبیل‌السلطنه» برای من یادآور یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های نمایش ایرانی است؛ همان جایی که قصه، تیپ‌سازی، شوخی و ارتباط بی‌واسطه با تماشاگر در هم می‌آمیزند و حاصلش نمایشی می‌شود که بیش از آن‌که بخواهد فقط روایت کند، می‌خواهد با تماشاگر زندگی کند.

در این میان، «مبارک» جایگاه ویژه‌ای دارد. او همان روح بازیگوش و رند نمایش ایرانی است؛ شخصیتی که دیوار میان صحنه و سالن را کنار می‌زند، با تماشاگر وارد گفت‌وگو می‌شود و انرژی اجرا را بالا نگه می‌دارد. حضور مبارک باعث شده کمدی نمایش شکل زنده‌تری پیدا کند و تماشاگر خودش را بخشی از بازی احساس کند.

در کنار مبارک، «ناصرالدین‌شاه» نیز یکی از شخصیت‌های شیرین و دیدنی اجراست. شخصیت‌پردازی او به‌گونه‌ای است که هم وجه تاریخی کاراکتر را حفظ می‌کند و هم امکان فراوانی برای خلق موقعیت‌های کمدی به وجود می‌آورد. همین تلفیقِ شکوه شاهانه با موقعیت‌های طنز، از نقاط جذاب نمایش است.

«نظم‌الدوله» هم با تیپ‌سازی دقیق و جدیت خاص خودش، مکمل بسیار خوبی برای این فضای کمدی است. او هرچه رسمی‌تر و جدی‌تر می‌ایستد، زمینه برای بازی و شیطنت مبارک بیشتر فراهم می‌شود. این تضاد میان نظم‌الدوله و مبارک، از همان تضادهای ریشه‌دار در کمدی ایرانی است که بدون نیاز به اغراق‌های اضافی، موقعیت خنده‌دار خلق می‌کند.

در مجموع، «سبیل‌السلطنه» برای من اجرایی است که توانسته از امکانات نمایش ایرانی استفاده کند و آنها را در قالب یک کمدی شاد و امروزی پیش روی مخاطب بگذارد؛ اجرایی که هم به سنت مبارک وفادار می‌ماند و هم با شخصیت‌هایی چون ناصرالدین‌شاه و نظم‌الدوله، جهانی پرتحرک و سرگرم‌کننده می‌سازد.


-------------------------------
- دکتر رحمت امینی :

«سبیل‌السلطنه» را که دیدم، چیزی که برایم جالب بود این بود که نمایش خودش را درگیر سنگینی تاریخ نکرده؛ تاریخ را گرفته، بهانه کرده و از دل آن یک بازی نمایشی پرنشاط ساخته است.

مهدی ملکی در مقام نویسنده و کارگردان، سراغ آدم‌هایی رفته که هرکدام به‌تنهایی ظرفیت تبدیل شدن به یک شخصیت نمایشی را دارند و بعد، آنها را در موقعیت‌هایی قرار داده که تضادشان خودش مولد کمدی می‌شود. این نکته در اجرا مهم است؛ چون کمدی موفق همیشه حاصل شوخیِ مستقیم نیست، گاهی کافی است شخصیت‌ها را درست کنار هم قرار بدهیم.

«نظم‌الدوله» از همین جنس است. شخصیتی با جدیت، تشخص و نوعی پایبندی وسواس‌گونه به جایگاه و رفتار رسمی. تیپ‌سازی او در اجرا به‌گونه‌ای است که حتی سکوت‌ها و واکنش‌هایش می‌تواند کارکرد کمدی پیدا کند. وقتی چنین شخصیتی در برابر «مبارک» قرار می‌گیرد، دو منطق کاملاً متفاوت با هم برخورد می‌کنند: یکی می‌خواهد همه چیز را در چارچوب نگه دارد و دیگری اساساً آمده است که چارچوب‌ها را به بازی بگیرد.

مبارک در این میان فقط یک شخصیت خنده‌آور نیست؛ او نیروی رهاشده‌ی نمایش است. با تماشاگر ارتباط برقرار می‌کند، قواعد صحنه را گاهی کنار می‌زند و اجازه می‌دهد فضای اجرا نفس بکشد. این حضور، به نمایش حالتی زنده می‌دهد و مخاطب را از یک تماشاگر منفعل به همراه اتفاق تبدیل می‌کند.

در کنار این دو، ناصرالدین‌شاه، امیرکبیر، ملیجک و حتی ببری‌خان، گربه‌ی مشهور شاه، هر کدام بخشی از این جهان نمایشی را کامل می‌کنند. به‌خصوص ببری‌خان که حضورش یادآور همان جزئیات عجیب و جذابی است که گاهی از دل تاریخ بیرون می‌آیند و خودشان از هر داستان ساختگی، نمایشی‌ترند.

من «سبیل‌السلطنه» را بیشتر از آنکه بازگویی تاریخ بدانم، بازیِ خلاقانه با تاریخ می‌بینم؛ بازی‌ای که قرار نیست کلاس درس باشد. قرار است تماشاگر را سرگرم کند، بخنداند و در عین حال، آدم‌هایی را که نامشان را از کتاب‌ها می‌شناسیم، در موقعیت‌هایی تازه قرار دهد.

این ویژگی برای یک نمایش کمدی امتیاز بزرگی است: اینکه به جای توضیح دادن، موقعیت بسازد؛ به جای شعار دادن، بازی کند؛ و اجازه بدهد تماشاگر خودش از دل این بازی، خنده و معنا را پیدا کند.

-------------------------------
- اسماعیل خلج :

«سبیل‌السلطنه» برای من تماشای جهانی بود که تاریخ را از پشت ویترین رسمی و جدی‌اش بیرون می‌کشد و با زبان طنز، دوباره پیش چشم تماشاگر زنده می‌کند. نمایشی شاد، پرتحرک و سرشار از موقعیت‌هایی که از دل شخصیت‌ها شکل می‌گیرند.

در میان این شخصیت‌ها، «نظم‌الدوله» برایم جایگاه ویژه‌ای داشت. بازی و تیپ‌سازی این شخصیت، به‌خصوص در حفظ آن جدیت و وقار اغراق‌شده، یکی از پایه‌های مهم کمدی نمایش است. نظم‌الدوله هرچه جدی‌تر رفتار می‌کند، موقعیت برای خندیدن بیشتر فراهم می‌شود. او گویی با تمام وجود می‌خواهد نظم، هیبت و اقتدار خودش را حفظ کند، اما حضور شخصیت‌های اطرافش، به‌ویژه مبارک، مدام این جدیت را در معرض موقعیت‌های طنز قرار می‌دهد.

در مقابل او، «مبارک» قرار دارد؛ شخصیتی بازیگوش، بی‌پرده و رها که چندان به قواعد رسمی تن نمی‌دهد. همین برخورد دو جهان متفاوت است که یکی از شیرین‌ترین وجوه نمایش را می‌سازد. مبارک با زبان و رفتار خودش وارد فضای جدی نظم‌الدوله می‌شود و آن صلابت ظاهری را به چالش می‌کشد. این تقابل، بدون آن‌که نیاز به شوخی‌های اضافی داشته باشد، خودبه‌خود موقعیت کمدی می‌سازد.

از سوی دیگر، حضور ناصرالدین‌شاه، امیرکبیر و ملیجک، هر کدام با ویژگی‌های خاص خود، به این جهان رنگ دیگری داده‌اند. «ببری‌خان»، گربه‌ی معروف شاه، نیز یکی از جزئیات شیرین و متفاوت نمایش است؛ جزئیاتی که به فضای دربار و مناسبات عجیب آن، رنگی کمیک می‌دهد.

اما آنچه در مجموع برای من اهمیت داشت، این بود که «سبیل‌السلطنه» توانسته از کنار هم قرار دادن شخصیت‌هایی با جنس‌های متفاوت، یک فضای زنده و مفرح بسازد. در این میان، نظم‌الدوله با آن جدیت، تیپ مشخص و حضور محکم، و مبارک با آن روحیه‌ی بازیگوش و بی‌قید، دو قطب جذابی هستند که در برخورد با یکدیگر، بخش مهمی از طنز نمایش را شکل می‌دهند.

این نمایش بیش از هر چیز، دعوتی است به خندیدن؛ خندیدنی که از شناخت شخصیت‌ها و بازی با تضادهایشان می‌آید و در نهایت، تاریخ را برای تماشاگر امروز شیرین‌تر و تماشایی‌تر می‌کند.
(( نظر هنرمندان نمایش ایرانی درباره نمایش "سبیل‌السلطنه" ))

/ رضا فیاضی / رضا آشفته / میثم یوسفی / شاهد پیوند // پارت دوم //



--------------------------------
- رضا فیاضی :

«سبیل‌السلطنه» برای من یک نمایش شاد، پرانرژی و واقعاً خنده‌دار بود؛ اجرایی که در کنار کمدی، حال‌وهوای اصیل نمایش ایرانی ... دیدن ادامه ›› را هم به‌خوبی زنده می‌کند.

ناصرالدین‌شاه با آن نمک و رفتارهای خاص خودش، «ببری‌خان» با حضور متفاوت و بامزه‌اش، و «نظم‌الدوله» با جدیت و تیپ‌سازی شیرینش، هرکدام رنگی به فضای نمایش داده‌اند. در این میان، «مبارک» با شیطنت، بازیگوشی و ارتباط مستقیم با تماشاگر، همان روح زنده و دوست‌داشتنی نمایش ایرانی را به صحنه آورده است.

ترکیب موسیقی، بازی‌های پرانرژی، موقعیت‌های کمدی و این شخصیت‌های رنگارنگ، فضایی ساخته که هم خنده دارد و هم حال‌وهوای نمایش ایرانی را به مخاطب منتقل می‌کند.

به نظرم اگر دنبال یک کمدی مفرح و ایرانی هستید که هم بخنداند و هم حالتان را خوب کند، «سبیل‌السلطنه» را حتماً ببینید.

------------------------------
- رضا آشفته:

«سبیل‌السلطنه» نمایشی‌ست سرشار از شور و حال؛ فضایی شاد و پرجنب‌وجوش که از همان ابتدا تماشاگر را به جهان خود دعوت می‌کند. استفاده از رنگ، حرکت و موقعیت‌های کمیک، حال‌وهوایی مفرح ساخته که با جنس نمایش ایرانی همخوانی دارد.

ساختار کلی اثر، با تکیه بر شخصیت‌ها و موقعیت‌های متنوع، ظرفیت خوبی برای شکل‌گیری یک کمدی پرتماشاگر دارد. در عین حال، به نظر می‌رسد این اجرا هنوز می‌تواند با پرداخت بیشتر در ریتم، پیوند صحنه‌ها و انسجام ساختاری، به پختگی بیشتری برسد.

آنچه امیدوارکننده است، همین انرژی و فضای زنده‌ای‌ست که در اجرا جریان دارد؛ «سبیل‌السلطنه» از آن دست آثاری‌ست که رگه‌های یک کمدی ایرانیِ شیرین را در خود دارد و با اندکی پرداخت بیشتر، می‌تواند به اثری منسجم‌تر و ماندگارتر تبدیل شود.


-----------------------------
- میثم یوسفی :

«سبیل‌السلطنه» برای من از اون نمایش‌هایی بود که از همون اول تکلیفش با خودش و مخاطبش روشنه؛ اومده که قصه بگه، شوخی کنه، فضای خودش رو بسازه و در عین حال از دل همین فضای طنز، حرف‌هایی رو بندازه وسط که فقط برای خندیدن نیست.

چیزی که برام جذاب بود، حال‌وهوای نمایش و استفاده‌ای بود که از فضای تاریخی و شخصیت‌ها می‌کنه. نمایش سعی نمی‌کنه تاریخ رو جدی و خشک تعریف کنه؛ برعکس، با زبان طنز و موقعیت‌های کمیک، آدم‌ها و مناسبات اون دوره رو دست می‌اندازه و همین باعث می‌شه بعضی کنایه‌ها بیشتر به چشم بیان.

از طرفی، نمایش ریتم خودش رو داره و هرجا که قصه و بازی‌ها درست با هم همراه می‌شن، مخاطب رو خوب با خودش می‌بره. طبیعتاً جاهایی هم هست که می‌شه از نظر ریتم یا بعضی شوخی‌ها جمع‌وجورتر و دقیق‌تر بود، اما در مجموع انرژی اجرا و فضای کمدی اثر رو می‌شه از نقاط قوتش دونست.

برای من «سبیل‌السلطنه» بیشتر از اینکه بخواد یک کمدی صرف باشه، تلاشیه برای اینکه با زبان خنده، یک‌سری رفتارها و مناسبات آشنا رو دوباره جلوی چشم مخاطب بذاره.

نمایشی که شاید وسطش زیاد بخندی، ولی بعضی جاها بعد از خنده، تازه می‌فهمی به چی خندیدی.


--------------------------------------
- شاهد پیوند:

«سبیل‌السلطنه» برای من پیش از هر چیز یک تجربه‌ی شاد و زنده بود؛ نمایشی که تماشاگر را فقط در جایگاه تماشای یک قصه نمی‌نشاند، بلکه او را وارد فضای اجرا می‌کند.

چیزی که بیش از همه توجهم را جلب کرد، حضور «مبارک» و رابطه‌ای بود که با تماشاگر شکل می‌گرفت. مبارک در این اجرا صرفاً یک شخصیت روی صحنه نیست؛ مدام مرز بین صحنه و سالن را جابه‌جا می‌کند و با مخاطب حرف می‌زند، واکنش می‌گیرد و حتی از انرژی تماشاگر برای ادامه‌ی اجرا استفاده می‌کند. همین ارتباط مستقیم باعث می‌شود هر اجرا حال‌وهوای خودش را پیدا کند و تماشاگر احساس کند بخشی از اتفاقی است که همان لحظه در حال شکل گرفتن است.

فضای شاد و پرانرژی نمایش هم کمک کرده این ارتباط خشک و از پیش تعیین‌شده نباشد. خنده، شوخی، بازی با موقعیت و واکنش‌های تماشاگر، همه در کنار هم یک فضای صمیمی ساخته‌اند؛ فضایی که مخاطب را از فاصله‌ی معمول تئاتر بیرون می‌آورد و به دل نمایش می‌کشاند.

به نظرم یکی از ارزش‌های «سبیل‌السلطنه» همین است که شادی را فقط به عنوان خنداندن مخاطب نمی‌بیند؛ شادی در اینجا تبدیل به ابزاری برای نزدیک شدن به تماشاگر شده است. «مبارک» این نزدیکی را کامل می‌کند و نشان می‌دهد هنوز می‌شود با زبان نمایش سنتی، با مخاطب امروز ارتباطی زنده و بی‌واسطه برقرار کرد.
جواد انصافی و رضا فیاضی در شب‌چراغ «سبیل‌السلطنه»
مراسم شب‌چراغ نمایش «سبیل‌السلطنه» روز گذشته با حضور دو پیشکسوت تئاتر و نمایش شادی‌آور کشورمان برگزار و مهدی ملکی، کارگردان و بازیگر نقش سیاه این نمایش، در آیین سوگند سیاه توسط جواد انصافی به شادی، رادی و راستی سوگند داده شد.


به نقل از روابط‌عمومی تماشاخانه سنگلج، شب گذشته مراسم شب‌چراغ نمایش «سبیل‌السلطنه» نوشته و کارگردانی مهدی ملکی با اجرای آیین سوگند سیاه همراه شد. آغاز پرشور این نمایش که با سالن مملو از تماشاگر و حضور هنرمندان تئاتر، تلویزیون و سینما همراه بود، شب به‌یادماندنی برای مخاطبان ساخت.

مهدی ملکی، کارگردان این نمایش، در ابتدا با خیرمقدم به حاضران گفت: نمایشی که قرار است ببینید، نمایش شادی‌آور ایرانی است که گونه‌های مختلف ... دیدن ادامه ›› نمایش ایرانی در آن استفاده شده است، اما پایه اصلی بر مبنای سیاه‌بازی جلو می‌رود. تمامی عناصر این نمایش، از بازی و طراحی‌ها تا موسیقی، ایرانی هستند.

وی ادامه داد: ان‌شاءالله که بتوانیم میراث‌دار خوبی برای این میراث که سینه‌به‌سینه به ما رسیده باشیم و آنچه از آقای انصافی آموخته‌ایم را به نمایش بگذاریم. ان‌شاءالله که بعد از اجرا هم این لبخندهای پرنشاط را بر لب‌های شما ببینیم.

جواد انصافی، کارگردان و بازیگر پیشکسوت نمایش ایرانی، نیز مهدی ملکی را یکی از شاگردان خوب سیاه‌بازی معرفی کرده و گفت: تاریخچه سیاه‌بازی به دوران اشکانیان برمی‌گردد. نمونه بارز آن در داستان «سمک عیار» آمده است. آنجا که در مقابل یک غولتشن، چهره‌اش را سیاه می‌کند و با ادا و اطوار او را شکست می‌دهد. در چند جای مختلف او را با عنوان «سیاهو» نوشته‌اند که زبان مرغی و زبان شکسته می‌داند. زبان شکسته همان زبان سیاه‌بازی است. او شاگردی دارد به اسم نسیم عیار که آتش‌افروز صدایش می‌کنند. جزو پیام‌آوران نوروزی ماست و هنوز هم در پیام‌آوران نوروزی منطقه کردستان تا جنوب آتش‌افروز داریم. سند آن نیز به دوران ساسانی برمی‌گردد.

رضا فیاضی، نویسنده، کارگردان و بازیگر پیشکسوت تئاتر، نیز در این مراسم گفت: بر اساس شنیده‌ها و با اتفاقاتی که در طول این سال‌ها با آن برخورد کردم، سیاه‌بازی را منتقدترین و زیباترین تئاتر می‌بینم. سیاه نمایش ایرانی همیشه در طول تاریخ با حاکمیت و ظلم درگیر بوده است. اما از دوره پهلوی به بعد و به‌تدریج خاصیت برندگی سیاه از آن گرفته می‌شود.

وی بازیگری سیاه‌بازی را «هنر ناب بازیگری» عنوان کرده و توضیح داد: در این نوع نمایش، بازیگران در لحظه نمایشی حضور فعال دارند و با نگاه و حرکت‌هایشان با یکدیگر حرف می‌زنند و بده‌بستان دارند. بهترین جنس بازیگری ما، بازیگری سیاه‌بازی است.

بخش ویژه این مراسم به سوگند دادن سیاه نمایش اختصاص یافت. مهدی ملکی که نقش سیاه این نمایش را بازی می‌کند، در حضور نزدیک به ۱۵۰ مخاطب حاضر در سالن، تک‌تک بندهای این سوگندنامه را پس از جواد انصافی تکرار کرده و به راستی، رادی و شادی مردمان سوگند خورد.

در بخش بعد این مراسم، جواد انصافی شمع شب‌چراغ نمایش «سبیل‌السلطنه» را با دعای خیر برای این اجرا افروخت.

نمایش «سبیل‌السلطنه» هر روز غیر از شنبه‌ها ساعت ۱۹:۳۰ در تماشاخانه سنگلج روی صحنه می‌رود. علاقه‌مندان می‌توانند با مراجعه به سایت‌های تیوال و گیشه تئاتر نسبت به تهیه بلیت اقدام کنند.

عکاس: ارغوان حافظ
با توجه به شرایط اقتصادی موجود و درخواست مخاطبین گرامی؛
قیمت بلیت این نمایش از ۴۰۰ هزارتومان به ۲۰۰ هزارتومان کاهش یافت.
نمایش تجربی "شانسی تئاتر" در وضعیت فعلی ، قطعا با هدف رسیدن به سود مالی و درآمدزایی به روی صحنه نیامده‌است.
در اینجا قرار است فرم جدیدی را در فضایی صمیمانه با هم تجربه کرده و دقایقی فارغ از کلیشه‌ها ، لذت ببریم.

بیش باد
/گروه نمایشی آرایه/
.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خوانش 3 نمایشنامه کوتاه در یک اجرا.
مهدی صفاری نژاد
پژوهشگر و مدرس دانشگاه (مدرس تازه اخراج شده)

اجرای نمایش در ایران به کارگردانی میرعلیرضا دریابیگی بعنوان نهمین ریختار از ... دیدن ادامه ›› ریختارهای نه گانه تماشاگانی

چکیده :
تآتر دارای گونه های مختلف در جغرافیا و فرهنگ‌های متفاوت جهان است و دارای ریختارهای تماشاگانی متفاوتی است و ریختارهای بومی در هر منطقه به نسبت آن چه که از بیرون آن محیط وارد می شود ، سنتی به شمار می آید و در صورتیکه فراگیر شود تبدیل به گونه ای ملی می شود.
ناظرزاده کرمانی در کتاب "در آمدی بر نمایشنامه شناسی " ریختارهای نمایش های ایرانی را به نه گونه " نمایشگری آیینی "، "نمایشگری کاروانی " ، " داستانگوهای نمایشگرانه – نقالی- " ، "نمایش های گذرگاهی –معرکه گیری- "، " سوگ رنج های دین سروان – تعزیه- "، " خندستانی – تقلید- " ،" عروسکی " ، باختری سان " و " درآمیزی" تقسیم می کند.

دریابیگی ، یکی از کارگردانانی است که در اجرای نمایش برگرفته از گتاب گهربار نمایش در ایران استاد بهرام بیضایی از چند ریختار تماشاگانی " داستانگوهای نمایشگرانه " ، " سوگ رنج های دین سروان " و "خندستانی " و شیوه دیالگ نویسی " باختری سان " بهره برده است و در گونه " درآمیزی" جای می گیرد .

کلمات کلیدی : فرهاد ناظرزاده کرمانی ، میرعلیرضا دریا بیگی، ریختارهای تماشاگانی ، نمایش در ایران ،سیاهبازی، نقالی، تقلید، تعزیه


مقدمه :
کارگردان با چیدمانی که در نظر گرفته است دو نقش پوش مرد و زن با هم در مورد نمایش های ایرانی گفتگو می کنند و با اشاره به مطالب نگارش شده در کتاب نمونه هایی را به نیوشندگان نشان می دهند و به اجرا می روند
در این نوشتار آن ریختارهایی را که استفاده شده است مورد به مورد بررسی می کنیم.

1-1 داستان گویی های نمایشگرانه

نقالی به معنای روایت کردن قصه توسط یک نفر برای جمعی که مخاطب حرف او هستند می باشد و گاه نقال ها از پرده ای نقاشی شده از واقعه ای استفاده می کردند و قصه را با اشاره به آدم های پرده روایت می کردند . در ابتدای نمایشنامه آمده به مانند پرده های درویشی نقاشی شده آدم‌های نمایش در انتهای صحنه نشسته اند . حضور تمامی آدمهای پرده ی نقاشی پیروی شده که همزمان همه‌ی تصاویر پرده ناظر بر عمل یکدیگر هستند و می توانند به اقتضای نمایش، گفت و گو نمایند ( فتحعلی بیگی 9:1383) .
نقال به عنوان راوی قصه در همه صحنه بعنوان تماشاچی حضور دارد و در اتفاقات دخالتی نمی کند فقط به فراخور احتیاج با آدم های بازی وارد گفتگو می شود در این اجرا از پرده خوانی استفاده شده و به گونه ای دیگر و به جای پرده ی نقاشی و نقش پوش ها آن قصه را نمایش می دهند .


2- نمایش شبیه خوانی

از زمان صفویه به بعد و اوج گیری تعزیه در ایران گروه های تعزیه برای اجرا داشتن در تمام سال سراغ داستان های دیگه ای به غیر از واقعه عاشورا و محرم الحرام رفتند در این اجرا به یه بخش پشت خیمه اجرا می شود و چه موافق خوانی جوان و خوش صدایی نقش پوشی حضرت عباس (ع) را اجرا می کند و در ادامه به سراغ شبیه مضحک می رویم و قصه ی مردن عنتر یزید که در تاریخ خوانده ایم را به خوبی به نقش پوشی های خوب و اشعار خوب و گفتگو های خوب اجرا می شود که این در هیچ کتاب شبیه خوانی و هیچ نسخه ای تا کنون نبوده است و نو نوشته‌ی سیاه جوان این نمایش یعنی مهدی ملکی بوده که آقای کارگردان با تمهید این قسمت را به اجرا در آورده است .

3: تخت حوضی

از گونه های نمایش های شادی آور مورد هفتم خندستانی های سنتی است . در این گونه نمایشی تقلیدچی ها با تقلید رفتار و گفتار و تغییر لحن و انتخاب حرکات خاص خودشان برای راه رفتن و حرکت کردن فضای خنده آوری را ترتیب می‌داده‌اند و در این میان سیاه بازی جایگاه ویژه ای دارد و تقریبا تمامی شگردها وتکنیک های سایرانواع نمایش های شادی آور سنتی را در خود دارد .
نقش «‌سیاه » ‌که نوکر و غلام خانه زاد است . سیاه بازان باتقلید از اهالی خانه واغراق دراین خصیصه «زبان برگردان »‌ ویژه خود رابه وجود آورند که درآن باجابجایی کلمات و واژه ها ومعناها به همراه فشردگی یا گسیختگی کلمات روبرو هستیم ،ضمن اینکه تکنیک ها گاهی با «‌کودن نمایی»‌ نیز آمیخته می گردد و به صورت عمدی به عنوان شوخی مغرضانه صورت می پذیرد.
در این اجرا شروعش با پیش پرده خوانی و جمعی خوانی در بیرون سالن اجرا شروع می شود و نقش پوش سیاه – مبارک- با دیگران اشعار را می‌خوانند و تماشگران را برای دیدن اجرا آماده تر می کنند .
در خود اجرا نیز یک تکه سیاه بازی داریم که با بهره گیری از اجراهای لاله زار یک قسمت سیاه بازی اجرا می رود و نقش پوش ها به خوبی از عهده ی اجرا آن بر می آیند.

4- نمایش های عروسکی
در یک بخش نمایش ما شاهد مجلس صندق بازی هستیم و که به خوبی اجرا شده است و تمهید کارگردان برای استفاده از این گونه به جای خیمه شب‌بازی که عروسک های نخی دارد خود هوشمند است که به مخاطب ها اشاره می کند گونه های مختلفی در نمایش های عروسکس ایرانی موجود است.



4 - تماشاگان باختری سان
هشتمین مورد است بدین معنی که نمایشگرهای ایرانی با استفاده از ساختمایه های تئاتر فرنگی در نمایش هایشان نمایش نگاشته و به صحنه برده اند . کارگردان در متن روایی نوشته شده‌اش با دیالوگ نویسی به شیوه ی غربی ها نمایشنامه را به زیور طبع آراسته است .

4-1 دیالوگ
دیالوگ یکی از ابزاری است که نویسنده برای خلق فضا، زمان، مکان، شخصیت و پیش برد حوادث در اختیار دارد. عنصر دیالوگ مهم‌ترین وسیله برای شخصیت پردازی و پیش برد خط داستان است .
ازآنجایی‌ که اصول روایت بر پایه تعریف کردن و نقل قول است لذا این پژوهش اصطلاح (گفته پردازی) را به‌جای دیالوگ به کارمی‌برد.
دیالوگ ها در اثر روایی به کمک روایت راوی و تصویر دهنی برای روایت شنو کامل می‌شود. در آن حرکت رفت وآمد بین زمان عمل روایت و زمان کنش‌ها فصایی را به وجود می‌آورد.

دیالوگ ها در نمایشنامه روایی به دو شکل انجام می‌شود:
4-1- 1 دیالوگ راوی : رویدادهایی که درگذشته اتفاق افتاده‌اند واز زبان راوی بیان می‌شود.
2- دیالوگ بازیگران : رویدادها توسط راوی - بازیگر که شامل اندیشه، گفتار و ادراک حسی وعمل می‌باشد. این نوع از دیالوگ یر میزان همدلی خواننده با بازیگران تاثیر می‌گذارد.
بخش زیادی از دیالوگ ها بر اساس گذشته نویسی شکل می‌گیرد گذشته گویی به سه شکل در
نمایشنامه روایی نگاشته می‌شود.
الف-تک گویی ب-تنهاگویی ج-دیالوگ

4-2 -1 مونولوگ (تک‌گویی)
تک‌گویی دیالوگی طولانی بدون قطع و پیوسته است که راوی و یا بازیگر آن را تنها یا در حضور بازیگران دیگر نمایش بیان می‌کند و به این وسیله مخاطب ( روایت شنو) را از اندیشه‌ها، اطلاعات بازیگران، حوادث، توضیحات صحنه و حالات خود و بازیگران دیگر آگاه می‌سازد.
نتیجه گیری

با توجه به بررسی سه گونه ی نقالی ، شبیه خوانی ، تخت حوضی و شیوه ی نگارش دیالگ ها به شیوه ی نمایش های غربی می توان اجرای نمایش در ایران را در مورد نه 9یعنی در هم آمیزی جای داد و این حرکت نیک را نقطه ی شروعی برای نگارش دیگر نمایش هایی که بتوان کتاب های نگاشته شده را بدین گونه به تصویر کشید.
این‌ها همه به یک طرف استفاده از تصاویر در سقف تماشاخانه که هم پای اجرای اجراگران بود و تصویرهایی که روی بوم کشیده می شد ، خداقوت دارد.

درود بر شما
سپاس از مقاله جامع و کاملتون 🤗🎭
۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
" کدوم آدم عاقلی دختر خودشو بیوه می‌کنه و نوه هاش رو یتیم؟...پس نتیجه می‌گیریم که امیرکبیر خودکشی کرده"
امیر مسعود و علی جعفری این را خواندند
زهرا مدبر این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خطر پرتاب تُف!

فاصله ایمنی از قفس لاما را رعایت کنید.


*مدیریت باغ وحش*
.
.
.

روزهای پایانی آقاذبیح
عالی بود عالی طنز خوب
مدتها بود طنز رو جدای از هجو ندیده بودم
درود به تیم خوب
۳۰ خرداد ۱۴۰۱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازدیدکنندگان گرامی:
لطفا از پذیرفتن دعوت شب‌نشینی خرچنگ‌های مردابی امتناع نمایید!


*مدیریت باغ وحش*
.
.
.
.

روزهای پایانی آقا ذبیح
ایرج افشاری اصل(استاد دانشگاه، پژوهشگر، نویسنده و کارگردان):

نمایش آقا ذبیح نمایش جذابی است و شش مولفه لازم یک نمایش موفق را به اندازه و قاعده داراست.
قصه خوب، روایت مناسب، طرح و ساختار منسجم، ریتم مناسب، جذاب و سرگرم کننده، شیوه اجرایی متناسب و خلاق...
نمایش ذبیح علاوه بر قصه و ماجرایی که در روساخت اتفاق می افتد، نمایشی چند لایه و تفکر برانگیز است و اتفاقی که در پایان می افتد نمایش را از طنز صرف خارج کرده و رنگ و لعاب گروتسکی به اجرا می دهد.
کاراکترها در متن ه اندازه و هدفمند طراحی شده اند، نه چیزی کم دارند و نه چیزی زیاد...
ای کاش قدری در ارایه شخصیت ها توسط بازیگران بیشتر کار می شد و بازی ها پخته تر و تأثیرگذارتر ... دیدن ادامه ›› بودند.
مهدی ملکی نویسنده خلاقی است و روز به روز جهان نمایش را بهتر می شناسد و خلاقانه تر و جذاب تر ظاهر می شود. در سال های آتی بیشتر از او خواهیم شنید.
یادداشت علی رحیمی( منتقد تئاتر)در سایت نقد تئاتر:

نمایشی انتقادی که دچار شعارزدگی نشد...
نگاهی به نمایش آقا ذبیح اثر فهیمه علی آبادی
نمایش آقاذبیح هم در متن و هم در اجرا، بسیار روان و ساده بازگو شد، ژست روشنفکر به خود نگرفت و دچار شعارزدگی نشد. گرچه بار طنز داشت اما به سمت نمایش‌های عامه‌پسند و سرگرم‌کننده‌ نرفت.

نقد تئاتر- علی رحیمی : نقش‌آفرینی حیوانات در آثار هنری به ویژه آثاری که رنگ و بوی تعلیمی دارند شگردی است که دستاویز برخی نویسندگان در برهه هایی که به دلیل محدودیت‌های سیاسی و اجتماعی، آزادی لازم برای بیان شفاف و مستقیم پیغام به مخاطبان وجود ندارد، می شود. نمونه بارز این شیوه نوشتن را ... دیدن ادامه ›› می توان به خوبی در کلیله و دمنه یا مرزبان نامه دید. بیژن مفید نیز در نمایش شهر قصه که اولین اجرای آن به سال ۱۳۴۵ باز می گردد به خوبی از این شیوه برای بیان مقاصدش بهره برد.
مهدی ملکی از هنرمندان تئاتری است که در این سالها نشان داده به خوبی از این شگرد هنری برای انتقال پیام خود استفاده می کند. مضحکه سیاه، موشهای تئاتر شهر، حموم زی، دشت خورشید، غول تشن و … نمونه های بارز وفاداری او به این شیوه نوشتن است.
آقا ذبیح نیز با همین تفکر نوشته شده است. نمایشی که از سال ۱۳۹۴ تاکنون مورد استقبال کارگردانان زیادی قرار گرفته و با عناوین مختلفی همچون نگهباغ، همه متهمیم، مرگ مشکوک، مرحوم منفور و آقا ذبیح صحنه را در نوردیده است.

عناوینی که هنوز هیچ یک نتوانسته اند بار مفهومی داستان را با خود یدک بکشد و شاید یکی از دلایل تغییر مدام عنوان نمایش همین باشد؛ چرا که نمایش گرچه در لایه های ابتدایی، یک داستان ساده طنز درباره آزار و اذیت حیوانات به نظر می آید اما وقتی به لایه های زیرین می رویم بار مفهومی می گیرد و حتی تلخ و انتقادی می شود.

در حقیقت آقاذبیح نمایشی با رنگ و بوی سیاسی-اجتماعی است که در پوستین طنز جا خوش کرده است. داستان درباره باغ وحشی است که رئیس آن مرده و نگهبان آن، مدیریتش را برعهده گرفته است. آقا ذبیح که نه دانش مدیریت بر محل و نه اخلاق برخورد صحیح با حیوانات را می داند به دلیل خشونت بیش از حد، توسط یکی از حیوانات از بین می رود و بازرس به دنبال قاتل اوست…
مهدی ملکی با تیزهوشی فضای نمایش را یک باغ وحش –یا در نگاهی دیگر اسارتگاه- و مدیریت آن را به یک نگهبان (کسی که سواد ندارد اما قدرت دارد) می دهد چون می خواهد جامعه ای را به تصویر کشد که به دلیل سوء مدیریت در حال فروپاشی است. جامعه ای که سلاحش برای رفع نیازها نه ایده خلاق و مدیریت پاسخگو، بلکه فشار فیزیکی و تلاش برای برقراری سکوت زیر لوای خشونت است.
انتخاب حیوانات باغ وحش نیز بر پایه همین تفکر رقم خورده است؛ که اگر این چنین نبود بی شک اولویت حضور شیر، پلنگ، فیل، ذرافه و… بیش از گراز، خرس پاندا، جغد و … در باغ وحش احساس می شد.
ملکی می خواهد نشان دهد وقتی به جای تفکر، زور بر جامعه ای حاکم می شود چه بر سر مردم می آید به همین دلیل هم در انتخاب حیوانات باغ وحش با وسواس عمل می کند.
در نمایش آقاذبیح گراز که در نمادشناسی مظهر دلیری و شجاعت است زیر بار زور آقا ذبیح می رود و حتی از بردگی لذت می برد.
تمساح نماد موفقیت و کامروایی، معتاد است، جغد مظهر دانایی، معلمی است که به دلیل ضربه ای که آقا ذبیح بر سرش وارد کرده چیزی در خاطرش نمی ماند.لاک پشت کارآگاه ریزبین باغ وحش بازنشسته و گوشه گیر شده، خرس پاندا که عموما نشانه صلح و دوستی است خشن و عصبانی است و هنرمند نمایش (موش کور) که باید با دید انتقادی جامعه را رصد کند، نابیناست.
در عوض کفتار (دزد)، گربه (قاچاق فروش، ولگرد) و مار (خوش ظاهر بد باطن) پر و بال گرفته اند و خوش رقصی می کنند!!!
حضور فرشته مرگ در ابتدا و انتهای داستان از دیگر موضوعات قابل تامل نمایش است. فرشته مرگ نماد محدود بودن زندگی زمینی است و بی شک نگاه تعلیمی مهدی ملکی در نمایش همین تفکر «محدود بودن زندگی» است، موضوعی که بی شک اگر اهل تفکر و تدبر باشیم درس مهمی در زندگی به حساب می آید.

نمایش آقاذبیح هم در متن و هم در اجرا، بسیار روان و ساده بازگو شد، ژست روشنفکر به خود نگرفت و دچار شعارزدگی نشد. گرچه بار طنز داشت اما به سمت نمایش‌های عامه‌پسند و سرگرم‌کننده‌ نرفت؛ایده انتقادی خود را هم فراموش نکرد و شاید بهتر است بگوییم کارکرد طنز در این نمایش گرفتن زهر تلخ انتقادات لایه زیرین بود.

ظرافت در انتخاب گریم و لباس بازیگران که هم تداعی گر نقش آنها بود و هم توانست فاصله معناداری با تئاتر کودک ایجاد کند، استفاده به موقع از تعلیق ها، ریتم مناسب اجرا و بهره مطلوب از موسیقی این امکان را برای مخاطب ایجاد کرد تا از حضورش در این سالن لذت ببرد.




https://naghdtheater.com/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A2%D9%82%D8%A7-%D8%B0%D8%A8%DB%8C%D8%AD-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A2%D8%A8/
یادداشت شیمو چانگ، فعال چینی محیط زیست:(به بهانه حضور پاندا در آقا ذبیح):

扎比先生节目组大家好
我真的很喜欢看这个节目
,我很高兴你在节目中利用了熊猫的存在。
我希望有一天我不会在世界任何地方看到虐待动物的行为。
此致 狄雪郎 ؟

ترجمه: این چه سمی بود ؟



پ.ن:بشنو و باور نکن.
یادداشت رضا بهارلو(استاد دانشگاه/کارگردان و بازیگر):

بی شک وقتی با اجرای نمایش آقا ذبیح مواجه می شویم اولین نکته ای که به چشم می خورد برخورد با یک تیم کاربلد است. تیمی که از قدرت مخاطب شناسی بالایی برخوردار است و یک قصه ی ساده را با مهارت به تصویر می کشد. شناخت مخاطب در این روزها یکی از معضلاتی ست که گروه های تیاتری با آن درگیر هستند اما این اثر به هیچ وجه اجازه نمی دهد مخاطب حتی برای لحظه ای هرچند کوتاه از نمایش جدا شود. هماهنگی بالا ، ریتم مناسب و آشنایی گروه اجرایی با عناصر نمایش های ایرانی به وضوح مشاهده می گردد و هرجا که لازم باشد و موقعیت به آنها این فرصت را بدهد از آن کمال بهره را می برند. نمایش آقا ذبیح گرچه قصه ای ساده دارد و همواره با تعلیق های به موقع و تکرارهای مناسب تماشاگر را مجذوب خود می کند. آقا ذبیح در این روزهای سخت زندگی فرصتی را مهیا می کند که حداقل برای یک ساعت حال آدم خوب شود و فارغ از هر هیاهویی لحظه های جذاب و درخشانی را رقم می زند. به گروه خسته نباشید می گویم و به کسانی که کار را ندیده اند پیشنهاد می کنم این فرصت های باقی مانده را برای دیدن از دست ندهند.
درباره متن:

-تقدیر نمایشنامه در سومین جشنواره سراسری نمایشنامه نویسی کمدی خندستان
-اثر راهیافته به بخش مسابقه نمایشنامه نویسی نخستین جشنواره تئاتر هامون
-اثر برگزیده در پنجمین دوره نمایشنامه خوانی مرکز تئاتر مولوی (یادوراه محمود استاد محمد)
-متن برگزیده در نخستین جشنواره نمایشنامه خوانی مهرگان
- کاندید بهترین نمایشنامه در بخش نمایشنامه نویسی دومین جشنواره تئاتر دانشگاهی باران
-متن برگزیده بین مربیان تئاتر در سی وششمین مسابقات فرهنگی هنری آموزش و پرورش
امیرمسعود فدائی، سپهر و امیر مسعود این را خواندند
فرناز طالبیان، Zahra Modaber و رضا شفائی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
لطفا روی کوهان شترها کوهنوردی نکنید.

مدیریت باغ وحش
از ترساندن راسوها پرهیز کنید.

مدیریت باغ وحش
! لطفا از دادن سیگار به میمون‌ها خودداری نمایید!

مدیریت باغ وحش
آقا ذبیح
آقا ظبیح
آقا زبیح
آقا ضبیح
امیر مسعود، علی جعفری، مهدی ملکی و Zahra Modaber این را خواندند
عسل عبداللهی و Majid Salari این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر